
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
بررسی دیدگاه فلاسفه و متکلمین درباره خیر و شر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی حقیقت خیر و شر میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه قدمای اصحاب ادیان که مبدأ عالم را به دو منشأ خیر و شر تقسیم میکردند آغاز شده و در ادامه، چالشهای کلامی میان معتزله و اشاعره در تبیین افعال الهی و نسبت شرور به خداوند مطرح میشود. استاد با تبیین رویکرد فلاسفه که وجود را خیر محض دانسته و شرور را امری عدمی تلقی میکنند، به نقد و بررسی این دیدگاه میپردازند. در این سیر بحث، پرسشهای کلیدی درباره معنای خیر، نحوه انتساب حوادث به فاعل حکیم و اشکالات متکلمین بر مبانی فلسفی مورد واکاوی قرار میگیرد تا مخاطب با درک دقیقتری از نسبت میان توحید افعالی و پدیدههای عالم، به تحلیل درستی از جایگاه خیر و شر در نظام احسن دست یابد.
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
2نظر اشاعره و معتزله درخصوص خیر و شر
اما در این مسئله که حقیقت خود اصل خیر و شر چیست، مخصوصاً بین معتزله و اشاعره اختلافات زیادی شده است. در بحث خیر و شر اشاعره قائل به عدم تحقق خیر و شر بلکه امر واحد از مبدأ اعلی هستند و درمقابل آنها معتزله قائل به دو امر خیر و شر و طبیعتاً دو اراده و دو مشیت مختلف از ناحیۀ باری تعالی نسبت به مسئلۀ خیر و شر نسبت به وقایع و حوادث هستند. این بحث کلامی و دامنهدار همینطور بوده است و بالتّبع فلاسفه را هم از این نقطهنظر وارد در این بحثها کرده است. چون فلاسفه در بحث توحید ذاتی، توحید اسمائی، صفاتی و فعلی ناچار هستند که به این مسئله بپردازند.
اگر ما قائل به توحید هستیم، آن توحید در همۀ وقایع یکسان خواهد بود. توحید کثرت برنمیدارد و مغایرت به خود نمیگیرد بنابراین نمیتوان درمقابل بعضی از افعال، او را منتسب به خدا دانست و درمقابل بعضی از افعال دیگر، او را [منتسب به] غیر از خدا دانست. اگر به توحید قائل هستید، در توحید افعالی همۀ افعال به فاعل واحد برمیگردد و اگر قائل به توحید صفاتی هستید، همۀ صفات در عالم به صفت واحد و به صفات او برمیگردد و اگر قائل به توحید ذاتی هستید، همۀ تعینات مبدأ واحدی دارند! بنابراین بالتّبع در مسائل فلسفی نیز بحث از خیر و شر مطرح است. البته متکلمین در اینجا خیلی این بحث را ادامه دادند و شاید مهمترین بحث کلامی بعد از بحث در صانع، همین مسئله خیر و شر است. هیچ مسئلهای در کلام بهاندازۀ مسئلۀ خیر و شر مورد بحث قرار نگرفته است و از نقطهنظر دیدگاه عامیانه بسیار بحث جالبی است بهجهت اینکه ما به هر تعریفی که بخواهیم خیر و شر را تعریف کنیم، اگر بخواهیم اینطور تعریف کنیم که کلُّ شَیءٍ یُلائِم النَّفس و هو خَیرٌ و کُلُّ شَیءٍ لا یُلائمُ النَّفس و هوَ شَر، حوادث و پدیدههای در عالم نسبت به انسان دو گونه هستند؛ بعضیها ملائم با طبع هستند مانند خوشیها، راحتیها، تفریحها، تفرّجها، غذاها و لذتها که همۀ اینها اموری هستند که ملائم با طبع هستند و درمقابل اینها ناراحتیها، ضیقها، مرضها، مرگومیرها، زلزلهها، و آفات سمائی و ارضی که اینها قطعاً غیر ملائم با طبع هستند و شکی در این مسئله نیست که اینها جزو شرور هستند. بنابراین آنجا بحث و اشکال تعدد مبدأ [مطرح میشود] یا اگر ما قائل به تعدد مبدأ نشویم، مبدأ واحد خالق خیر و شر در اینجا مطرح میشود که خدای متعال هم خالق خیر است و هم خالق شر است درحالیکه استناد شر به خدای متعال قطعاً باطل است و باید برای این جوابی پیدا کرد.
