اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی

بررسی دیدگاه فلاسفه و متکلمین درباره خیر و شر

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی حقیقت خیر و شر می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه قدمای اصحاب ادیان که مبدأ عالم را به دو منشأ خیر و شر تقسیم می‌کردند آغاز شده و در ادامه، چالش‌های کلامی میان معتزله و اشاعره در تبیین افعال الهی و نسبت شرور به خداوند مطرح می‌شود. استاد با تبیین رویکرد فلاسفه که وجود را خیر محض دانسته و شرور را امری عدمی تلقی می‌کنند، به نقد و بررسی این دیدگاه می‌پردازند. در این سیر بحث، پرسش‌های کلیدی درباره معنای خیر، نحوه انتساب حوادث به فاعل حکیم و اشکالات متکلمین بر مبانی فلسفی مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا مخاطب با درک دقیق‌تری از نسبت میان توحید افعالی و پدیده‌های عالم، به تحلیل درستی از جایگاه خیر و شر در نظام احسن دست یابد.

تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی

11
  • این مسئله را متکلمین درقبال فلاسفه مطرح کرده‌اند و اشکال مهمی است! اگر قرار باشد وجود خیر محض باشد پس اصلاً دیگر اتصاف وجود به خیر و شر معنا ندارد و اصلاً دیگر نه وجود است و نه خیر! اصلاً هرچه آن خسرو کند شیرین بود دیگر معنا ندارد! چون اگر شیرین بودِ درمقابل تلخی است، می‌گوییم: نه، بعضی از آن‌هم تلخ است. اگر شما همه چیز را شیرین [ببینید هم دیگر شیرینی معنا ندارد]! یک آمپولی این وسط به شخصی زده شده است و او همه چیز را شیرین ببیند آن‌وقت دیگر شیرینی در آن موقع معنا ندارد و آن موقع دیگر همه چیز شیرین است! وقتی انسان شیرینی را می‌فهمد که ترشی و بی ‌مزه‌گی و تلخی را چشیده باشد! اما فرض کنید که شیئی اصلاً مقابلی نداشت چطور ممکن است که شخص بتواند این را درقبال سایر چیزهای دیگر ادراک کند؟! ماهی در دریا را تصور کنید، ماهی در دریا اصلاً خشکی را نمی‌فهمد و اصلاً نمی‌فهمد که آب برای او مفید است؟! چرا؟ چون از وقتی که از تخمش خارج شده است همیشه در درون آب بوده است. حالا شما بگویید که برفرض بعضی ماهی‌ها بیرون آب بیایند یا در کنار خشکی بیفتند و احساس کنند، نه‌خیر! آن ماهی‌هایی که از اول تَه دریا بودند و از اوّلی که به دنیا آمده‌اند در دریا بودند چطور آب را می‌فهمند؟! اصلاً نمی‌فهمند که آب چیست! اصلاً نمی‌فهمند که آب مایۀ حیات است! اصلاً ادراک نمی‌کنند چون مضاد آن را ندیده‌اند!

  • تلمیذ: آب را احساس می‌کند.

  • استاد: اشکال وارد شده درست است. این [ماهی] احساس می‌کند که این آب موجب حیات است، از کجا احساس می‌کند؟! چون دهان خود را باز می‌کند ابتلاع ماء می‌کند و بعد دهان خو را می‌بندد و می‌بیند دوباره احتیاج به ابتلاع دارد! اگر دهانش همیشه باز باشد و دائماً این ماء چه بخواهد و چه نخواهد در دهانش برود، [احساس نمی‌کند که آب موجب حیات است]! مثل اینکه یک نفر را در بیمارستان ببرند و إبره به عروقش وصل کنند و این مواد غذایی دائماً از این ابره وارد بدن بشود و اصلاً احساس جوع و ناراحتی نکند، اصلاً می‌فهمد که احتیاجی به غذا دارد؟! اصلاً نمی‌فهمد. فرض کنید که از اول این‌طور بوده است. جوع باید علت داشته باشد و درمقابل شرایطی قرار بگیرد تا بر انسان جوع حاصل بشود و اگر انسان از اول در یک حالت ثابت باشد و حالت مخالف نداشته باشد، حالت اول را نمی‌فهمد! اگر این ماهی دهان خود را همیشه باز نگه دارد و این آب برود و بیاید، نمی‌فهمد! اما چون دهان خود را می‌بندد می‌بیند یک مدت گذشته است و دارد ازبین می‌رود، دوباره دهان خود را باز می‌کند یعنی در همان دریا خلاف آب را احساس می‌کند! بحث اینجاست. اگر احساس نمی‌کرد [فرقی نداشت]. حالا اگر کل عالم وجود به این نحو باشد یعنی کل عالم وجود مستند به او باشد و این خیر باشد بنابراین دیگر معنا ندارد که خیر و شر را [مطرح کنید]! یعنی از نقطه‌نظر انتساب به پروردگار می‌توانیم بگوییم: کلُّ ما فی عالَمِ الکَونِ یَنتَسبُ إلیه. دیگر نمی‌توانیم بگوییم: کلُّ ما فی عالَمِ الکَونِ خَیرٌ.