
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
بررسی دیدگاه فلاسفه و متکلمین درباره خیر و شر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی حقیقت خیر و شر میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه قدمای اصحاب ادیان که مبدأ عالم را به دو منشأ خیر و شر تقسیم میکردند آغاز شده و در ادامه، چالشهای کلامی میان معتزله و اشاعره در تبیین افعال الهی و نسبت شرور به خداوند مطرح میشود. استاد با تبیین رویکرد فلاسفه که وجود را خیر محض دانسته و شرور را امری عدمی تلقی میکنند، به نقد و بررسی این دیدگاه میپردازند. در این سیر بحث، پرسشهای کلیدی درباره معنای خیر، نحوه انتساب حوادث به فاعل حکیم و اشکالات متکلمین بر مبانی فلسفی مورد واکاوی قرار میگیرد تا مخاطب با درک دقیقتری از نسبت میان توحید افعالی و پدیدههای عالم، به تحلیل درستی از جایگاه خیر و شر در نظام احسن دست یابد.
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
12تلمیذ: تصوراً میگوییم.
استاد: از کجا میگویید؟! خلاف این تصور میشود. خیر را به چه معنا میگیرید؟! خیر یک وصف وجدانی است، همینطوری که نمیتوانیم شعار بدهیم.
تلمیذ: هرچه که معنا میکنیم و هرچه که احساس میکنیم، میتوانیم عدم آن را تصور کنیم یا نه؟!
استاد: بله، خلافش را میتوانیم.
تلمیذ: پس خیر معلوم است.
استاد: میتوانند، اشکال ندارد. بنابراین باید شر را هم به او نسبت بدهیم! حالا یک مثال بزنیم؛ شما میگویید: هرچه که در عالم وجود پیدا میشود خیر است. چرا؟ چون عدم شر است. حالا من عکس میکنم؛ هر چیزی که در عالم وجود پیدا میشود شر است. چه کسی گفته است خیر است؟! خلقت انسان شر است! خلقت نبات شر است! اماته شر است! احیاء شر است! اصلاً از خدا فقط شر سر میزند! چرا؟ چون مقابلی ندارد. شما میخواهید همه چیز را به او نسبت بدهید درحالیکه حوادث دارای اوصاف مختلف است. مثلاً طرف کتک میخورد همینطوری بگوییم که خوب شد! بگذار یک چک دیگر هم بزنم، خیر محض است! میگوید: یک لگد هم بزن، خیر محض است و خیلی عالی است! بعد هم مسئلههای دیگر! خب اینکه دیگر نشد. وقتی که بحث از خیر و شر میشود، بحث از ناحیۀ فاعلیت بیرون میآید و در جهات اعتباری میرود و جهات اعتباری هم که دیگر مربوط به انسان است.
تلمیذ: مربوط به علم و جهل شخص نیست، نسبت به شری که اختیار میکند مثلاً اگر عالم باشد، حالتی برای او پیش آمده است و این خیر اوست. اینکه اصلاً شر تصور نمیکند بالأخره میفهمد یک وجود دیگری پیدا کرده است.
استاد: دیگر بحث در غایات میرود که آیا این عملی که در اینجا انجام گرفته است از نقطهنظر سیر غایی خودش، این عمل صحیح است یا نه؟ بعد باید صحبت کنیم.
اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
