
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
بررسی دیدگاه فلاسفه و متکلمین درباره خیر و شر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی حقیقت خیر و شر میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه قدمای اصحاب ادیان که مبدأ عالم را به دو منشأ خیر و شر تقسیم میکردند آغاز شده و در ادامه، چالشهای کلامی میان معتزله و اشاعره در تبیین افعال الهی و نسبت شرور به خداوند مطرح میشود. استاد با تبیین رویکرد فلاسفه که وجود را خیر محض دانسته و شرور را امری عدمی تلقی میکنند، به نقد و بررسی این دیدگاه میپردازند. در این سیر بحث، پرسشهای کلیدی درباره معنای خیر، نحوه انتساب حوادث به فاعل حکیم و اشکالات متکلمین بر مبانی فلسفی مورد واکاوی قرار میگیرد تا مخاطب با درک دقیقتری از نسبت میان توحید افعالی و پدیدههای عالم، به تحلیل درستی از جایگاه خیر و شر در نظام احسن دست یابد.
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
8اشکالی که متکلمین میکنند این است: در اینکه امور دنیا، امور گوارا و ناگوارایی است شک نداریم و همه همین حرف را میزنند، این یک. در اینکه این امور به خدا انتساب پیدا میکنند، شک نداریم، این دو. ثالثاً ما در ادلۀ نقلیه داریم؛ فرض کنید در آیات قرآن داریم: ﴿وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَٰتِ وَٱلنُّورَ﴾1 خدا ظلمت را هم خلق میکند، خلق بهدست اوست. شما که ظلمت را شر میدانید، در اینجا دیگر خدا خالق شر است، چطور [انکار] میکنید؟! ﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾،2 ﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾،3 ﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾4 اماته شر است، حالا شما شر نمیگویید پس بالأخره اسم اماته را چه میگذارید؟! هر شخصی میخواهد در این دنیا بماند! شخص پیر شده است و صد سال دارد ولی باز هم میخواهد بماند! وقتی میشنود یک مرضی گرفته است حاضر است تمام پول و سرمایۀ خود را خرج کند بهخاطر اینکه مرض او خوب بشود، حالا صد سال هم از سنّش گذشته است! بنابراین از اماته و موت فرار میکند یعنی حیات و بقاء را میخواهد. این مطلب هست.
ممکن است که یک چیز را مطرح کنیم و او این است که تمام اشیاء در عالم بهسمت غایات خودشان در حرکت هستند گرچه این شخصی که الآن صد سال دارد میخواهد دنبال حیات برود ولی شاید حیات برای او مضر باشد! الآن بودن او در این دنیا برای او مضر است و خدای متعال بنا بر حکمت بالغهای که دارد، آن اشراف بر مصالح کلی ـ اگر نگوییم که فعل او عین مصلحت است که آن بحث دیگری است ـ و مصالح فردیۀ این شخص اقتضاء میکند که دیگر بیش از این در این دنیا نباشد! مثل وقتی که یک مرضی برای شخصی پیدا میشود، چطور دکتر حکم به تزریق إبره5 میکند درحالیکه إبره درد دارد ولی این تزریق إبره برای او موجب احیاء است و اگر این إبره را تزریق نکند برای او موت عارض میشود گرچه [درد] ظاهری دارد. این اشکالی است که متکلمین نسبت به فلاسفه کردهاند و فلاسفه نسبت به این قضیه جواب دادند. البته در جواب، مسائل مختلفی مطرح کردهاند.
- . سوره انعام (6) آیه 1.
- . سوره نجم (53) آیه 44. افق وحی، ص 69:
«بهدرستىکه خداست که مىمیراند و زنده مىگرداند.» - . سوره نجم (53) آیه 43. افق وحی، ص 69:
«بهدرستىکه خداست که مىخنداند و مىگریاند.» - . سوره نجم (53) آیه 45. افق وحی، ص 69:
«بهدرستىکه خداست که دو موجود مذکر و مؤنث را خلق مىنماید.» - . إبره: سوزن. (محقق)
