اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی

تحلیل استناد حوادث عالم به اراده و مشیت الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم خیر و شر از منظر فلسفی و کلامی می‌پردازند. بحث با تعریف خیر به عنوان امر وجودی و شر به عنوان امر عدمی آغاز می‌شود و دیدگاه فلاسفه در این زمینه مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر شرور اموری عدمی هستند، چگونه می‌توان آن‌ها را به فاعل واحد نسبت داد و آیا اساساً تقسیم حوادث عالم به خیر و شر، با مبانی توحید افعالی سازگار است یا خیر. استاد با عبور از تحلیل‌های سطحی، به این نکته کلیدی اشاره می‌کنند که نگاه موحدانه به حوادث، فراتر از تقسیم‌بندی‌های طبعیِ خیر و شر است. در نهایت، جلسه به این نتیجه‌گیری می‌رسد که تمامی پدیده‌های عالم، اعم از ملایم و ناملایم، مستند به ذات پروردگار هستند و تبیین چرایی وقوع حوادث ناگوار در نظام هستی، نیازمند نگاهی عمیق‌تر به حکمت بالغه الهی است.

تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی

10
  • بحث ما در اینجا این است که از دیدگاه کلامی کل اشیاء در عالم مستند به ذات اوست و کل حوادث و پدیده‌ها در عالم چه خوب و چه بد ـ از دیدگاه فلسفی ممکن است نظر دیگری پیدا بشود فعلاً حالا می‌گوییم: بد و خوب ـ مستند به ذات اوست و به او برمی‌گردد و نسبت به این قضیه شک نداریم. اما صحبت در این است که حالا با توجه به این قضیه و آنچه که در خارج می‌بینیم، آنچه که در خارج است بر دو قسم است؛ ملایم و ناملایم، این را هم که نمی‌توانیم انکار کنیم! موافق با طبع است و مخالف با طبع! ممدّ کمال است و مخالف با کمال است! بچۀ پنج‌ساله‌ای که الآن بهترین استعدادها را دارد و بهترین نمودار را ارائه می‌دهد و بهترین آینده را نشان می‌دهد، یک‌مرتبه در حوض می‌افتد و غرق می‌شود، این بچۀ پنج‌ساله چه گناهی کرده است که باید از رسیدن به کمال محروم بماند؟! چرا؟! اگر این بچۀ پنج‌ساله به خدا اعتراض کند که تو مرا در این دنیا آوردی و دیگران را هم آوردی، من از بقیه چه کم داشتم؟! دیگران در اینجا به عبادت و تهذیب نفس و تربیت پرداختند و نفس خودشان را کامل کردند و از آن مواهب خاصۀ خودت که مقام کذا و کذا است بهره‌مند شدند، خب من هم می‌توانستم. چرا من باید غرق بشوم؟! جواب چیست؟!

  • این بچۀ مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که در حوض افتاد و غرق شد، با توجه این اوصافی که ایشان نسبت به او بیان کردند که او دارای [چه مسائلی بود]، اگر او به خدا بگوید: خدایا من از بقیه چه کم داشتم که یک هم‌چنین برادری که هیچ خاصیتی ندارد را نگه داری اما من که دارای این خاصیت و این خصوصیات نفسانی و اینها هستم را در دو سالگی غرق کنی؟! خدا چه جوابی دارد بدهد؟! بگوید: دلم می‌خواهد؟! خب اگر دلت می‌خواهد دیگر پروندۀ بحث را می‌بندیم! گفت: «هرچه آن خسرو کند شیرین بود»!1 خب نسبت به این قضیه از اول همین را بگو و یک چیزی بنویس که آقاجان هر کسی گردنش کلفت است می‌گوید: می‌خواهم! خب دیگر این نُه جلد کتاب نوشتن هم ندارد! ولی نه! واقعاً مسئله را باز کنیم و ببینیم که آنچه که در عالم اتفاق می‌افتد و خود خدا هم نسبت به این قضیه ابراز می‌کند و خیر می‌آورد و خیرات و برکات را به خودش مستند می‌کند، این بر چه اساس و اصولی می‌تواند باشد؟!

    1. دیوان شمس، غزل ۸۲۰:
      هر چه آن خسرو کند شیرین کند***چون درخت تین که جمله تین کند