
تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی
تحلیل استناد حوادث عالم به اراده و مشیت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم خیر و شر از منظر فلسفی و کلامی میپردازند. بحث با تعریف خیر به عنوان امر وجودی و شر به عنوان امر عدمی آغاز میشود و دیدگاه فلاسفه در این زمینه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که اگر شرور اموری عدمی هستند، چگونه میتوان آنها را به فاعل واحد نسبت داد و آیا اساساً تقسیم حوادث عالم به خیر و شر، با مبانی توحید افعالی سازگار است یا خیر. استاد با عبور از تحلیلهای سطحی، به این نکته کلیدی اشاره میکنند که نگاه موحدانه به حوادث، فراتر از تقسیمبندیهای طبعیِ خیر و شر است. در نهایت، جلسه به این نتیجهگیری میرسد که تمامی پدیدههای عالم، اعم از ملایم و ناملایم، مستند به ذات پروردگار هستند و تبیین چرایی وقوع حوادث ناگوار در نظام هستی، نیازمند نگاهی عمیقتر به حکمت بالغه الهی است.
تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی
8أنا فی حالَةٍ أُحِبُّ فیها الشَّیخوخَةَ عَلى الشَّبابِ و المَرَضَ عَلى الصِّحَّةِ و المَوتَ عَلى الحَیاةِ.
فَقالَ عَلَیهِ السَّلامُ: أمّا أنا یا جابِرُ فَإن جَعَلَنیَ اللهُ شَیخاً أُحِبُّ الشَّیخوخَةَ و إن جَعَلَنی شابّاً أُحِبُّ الشَّیبوبَةَ و إن أمرَضَنی أُحِبُّ المَرَضَ و إن شَفانیَ أُحِبُّ الشِّفاءَ و الصِّحَّةَ و إن أماتَنی أُحِبُّ المَوتَ و إن أبقانی أُحِبُّ البَقاءَ الحدیث.1
خب واقعاً ممکن است که جابر اینها را داشته باشد و از حال فقر کیف کند و نمیخواهد هزار سال غناء پیدا کند! از اینکه الآن مریض است [ناراحت نیست]. ممکن است برای خود انسان هم پیدا شود و چیزی نیست که حالا برای جابر و اینها باشد، ممکن است برای خود انسان هم یک همچنین مسائلی پیدا بشود درحالیکه همین قضیه برای یک عدهای واقعاً چیز باشد.
یک وقتی شخصی بود که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را میشناخت و شخصی است که زندگی او زندگی بدی هم نیست، پیش ما آمده بود و میگفت که ما با ایشان ارتباط داشتیم و به اصرار میخواست بداند که آیا ذکر، دستور، برنامه یا چیزی از ایشان آمده است برای اینکه شخصی ثروتمند بشود یا نه؟! گفتم: والله نه! خواستم او را در یک مسائل و وضعیت دیگری قرار بدهم. آنچه با این کلنجار رفتیم برای اینکه این مسئله را از ذهنش بیرون بیاوریم که آقاجان تو خیلی بالاتر از این حرفها هستی! حالا فرض کن که ثروتمند شدی، خب جلوی مرض را چطور میگیری؟! فردا آجر به کلهات میخورد و میمیری و باید اینهمه را برای بقیه بگذاری و بروی! خب این را میخواهی چهکار کنی؟! این از سرش بیرون نیامد! آخرش گفت: آقا کار ما را راه بینداز مخلصت هستیم! وقتی که دیگر جواب یأس را از ما شنید، بعد شنیدم به جاهای دیگر رفته است و خلاصه دست تمنا و حاجت بهسوی جاهای دیگر دراز کرده است!
- . مسکّن الفؤاد، ج ۱، ص ۸۷؛ عوالم العلوم، ج ۱۹، ص 64.
ترجمه: «من در حالتی هستم که پیری را به جوانی، بیماری را به سلامتی و مرگ را به زندگی ترجیح می دهم. حضرت فرمود: ای جابر اگر خدا مرا پیر کند پیری را دوست دارم و اگر جوانم کند جوانی را دوست دارم و اگر مریضم کند بیماری را دوست دارم و اگر مرا شفا دهد بهبودی و سلامتی را دوست دارم و اگر مرا بمیراند مرگ را دوست دارم و اگر مرا زنده کرد ماندگاری را دوست دارم.» (محقق)
- . مسکّن الفؤاد، ج ۱، ص ۸۷؛ عوالم العلوم، ج ۱۹، ص 64.
