
تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی
تحلیل استناد حوادث عالم به اراده و مشیت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم خیر و شر از منظر فلسفی و کلامی میپردازند. بحث با تعریف خیر به عنوان امر وجودی و شر به عنوان امر عدمی آغاز میشود و دیدگاه فلاسفه در این زمینه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که اگر شرور اموری عدمی هستند، چگونه میتوان آنها را به فاعل واحد نسبت داد و آیا اساساً تقسیم حوادث عالم به خیر و شر، با مبانی توحید افعالی سازگار است یا خیر. استاد با عبور از تحلیلهای سطحی، به این نکته کلیدی اشاره میکنند که نگاه موحدانه به حوادث، فراتر از تقسیمبندیهای طبعیِ خیر و شر است. در نهایت، جلسه به این نتیجهگیری میرسد که تمامی پدیدههای عالم، اعم از ملایم و ناملایم، مستند به ذات پروردگار هستند و تبیین چرایی وقوع حوادث ناگوار در نظام هستی، نیازمند نگاهی عمیقتر به حکمت بالغه الهی است.
تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی
9خب واقعاً بعضیها دیوانه و مجنون و مخبل هستند! آدم [دیوانه] است یک همچنین وضعیتی را بخواهد [برای خودش بهوجود بیاورد]! باباجان هرچه خدا برایت تقاضا کرده است و برای تو رضایت میکند را بگیر، خیر تو در آن است! حالا چرا آدم بخواهد که پولش از پارو بالا برود؟! خب حالا چه شد؟! چه چیزی پیش آمد؟! چه اثری بر انسان مترتب شد؟!
علیٰکلّحال نکته به اینجا برمیگردد که خدای متعال از نقطهنظر وجودی و ایجادی خالقُ کُلِّ شَیء است و در این صحبت و بحثی نیست که هم خالق باران اوست و هم خالق خشکی و قحطی اوست! هم خالق حرکت و عمران اوست و هم خالق خشکسالی اوست! هم خالق عافیت و صحت و استمرار حیات اوست و هم خالق زلزله، خسف، رعد، صاعقه و فلان و این چیزها اوست، در این مسئله که خالق اوست بحث نیست پس نباید بحث را راجع به این قرار بدهیم.
استناد همۀ اشیاء به پروردگار
... [خالق] این پدیدهها کیست؟! این خیرات و شرور دو مبدأ دارد یااینکه شرور به ما برمیگردد و خیرات به او برمیگردد؟! بنا بر مسئلۀ توحید ذاتی و توحید صفاتی و بهخصوص مسئلۀ توحید افعالی، آنچه که مطرح میشود ـ دیدگاه اشاعره این است و نسبت به این قضیه بحث کردهاند ـ این است که همۀ اشیاء مستند به پروردگار است و در این قضیه شک نداریم، چرا بیخود وقتمان را در این مسئله تلف کنیم؟! بنابراین همۀ اشیاء چه بد و چه خوب؛ حالا در بد و خوب میبینیم، مستند به فاعل و ذات واحد هستند! از این مسئله که فارغ شدیم، سراغ این میآییم که این فاعل واحد چرا بعضی از اشیاء را به این کیفیت خلق میکند و بعضی از اشیاء را به آن کیفیت خلق میکند؟! در اینجا باید بحث کرد. در اینکه همۀ اشیاء به ذات واحد مستند است که اصلاً بحثی نداریم و قواعد فلسفی ما اصلاً پنبۀ این قضایا را زده است! در این مسئله ماندهایم که یک مسئلۀ کلامی است و اصلاً به متکلمین هم کاری نداریم که آنها نسبت به مسئلۀ استناد کل اشیاء به آن ذات چه مطلب و نظری دارند! البته خب معتزله قائل به انفکاک هستند و یک مقداری به جنبۀ تفویضی تمایل پیدا کردهاند. اشاعره از این نقطهنظر یک مقداری به مسئلۀ توحید نزدیکتر هستند گرچه خود آنها خلق را نسبت به بعضی از مسائل بیاختیار و بیاراده گرفتهاند و کار آنها هم محلّ اشکال است ولی علیٰکلّحال آنها نسبت به این قضیه نزدیکتر هستند. ما اصلاً نه به معتزله و نه به اشاعره، به هیچکدام کار نداریم! ما در بحث فلسفی خودمان جلو میآییم و مسئله را از دیدگاه فلسفی مورد بررسی قرار میدهیم گرچه باید مسائل و اشکالات کلامی را هم در اینجا ذکر کنیم.
