
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
1درس چهارصد و یازدهم
ارتباط مستقیم خیر و شر با مسئلۀ غایات و اهداف
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض شد خیر و شر یک ارتباط مستقیمی با مسئلۀ غایات و اهداف دارد. در مسئلۀ غایات صحبت در این است که هر چیزی که در این عالم لباس وجود میپوشد، صرفنظر از علت فاعلی و علل معدّه، یک علت غایی در خلقت و تکوّن این دخالت داشته است که البته در مورد ماده این علل معدّه، علت مادی و علت صوری مطرح است. اما در مورد مبدعات که عبارت از عقول و نفوس مجرده هستند، در آنجا دیگر علت مادی یا علت صوری معنا ندارد بلکه همان شیء و نفس صورت آن شیء و نفس مادۀ آن شیء است و به عبارت دیگر مادهای اصلاً در آنجا محقق نیست! در مجردات خلق و آن امر و اراده به نفس ابداع تعلق میگیرد بلکه نفسِ همان حضور علمی معلول در نزد نفسِ علت عبارت از تحقق خارجی معلول در عالم خارج است که این مربوط به مجردات است. اما در مورد ماده نفس حضور علمی معلول کفایت نمیکند بلکه احتیاج به علل معدّۀ خارجی از ماده و صورت دارد تااینکه آن شیء مادی در خارج تحقق پیدا کند.
به عبارت دیگر اختلاف بین مجرد و ماده اقتضاء میکند که این اختلاف در کیفیت تکوّن خارجی آن شیء وجود داشته باشد. اما اگر بخواهیم با توجه به مباحث گذشتۀ تجرد و ارتباط آن با ماده قدری مطلب را بیشتر گسترش [دهیم] و دقیقتر فکر بکنیم میبینیم نیازی به یک همچنین مسئلهای نیست بلکه تطور خود نفسِ وجود و کیفیت وجود عبارت از تحقق خارجی علل معلول و تحقق خارجی آن شیء است و این دیگر تفاوتی نمیکند و فرقی در تحقق صورت خارجی بین ماده و مجرد، بین زمان و زمانیات و اشیاء موجودۀ خارج از زمان و حیطۀ مکان نیست بلکه خود همان اراده وقتی به امر مادی تعلق بگیرد از او مکان و زمان متولد میشود نهاینکه احتیاجی به زمان و یا مکان دارد. وقتی ارادۀ مرید به امر خارجی مادی و به نفس تحقق آن امر خارجی تعلق میگیرد با خود زمان و مکان را بهوجود میآورد چون مکان چیزی جز تعلق یک موجود مادی به ماوراء خود نیست نهاینکه ماورائی وجود دارد و این امر مادی ارتباط با ماوراء پیدا میکند. وقتی یک شیء در خارج تحقق پیدا کرد به نفس تحقق او در خارج، از همان نقطه، زمان هم تحقق پیدا میکند و اگر شیء مادی در خارج تحقق پیدا نکرد هیچ چیزی به نام زمان وجود ندارد. ما چیزی به نام زمان نداریم!
