اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر

تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم

14٬046
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاه‌های سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه می‌رسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور می‌یابد. استاد با ارائه مثال‌هایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید می‌کنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست می‌یابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطراب‌های دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین می‌نمایند.

وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاه‌های سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه می‌رسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور می‌یابد. استاد با ارائه مثال‌هایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید می‌کنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست می‌یابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطراب‌های دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر

10
  • ارتباط مسئلۀ خیر و شر با وحدت وجود

  • در مسئلۀ وحدت وجود هم همین است. وقتی که مرتبۀ ذات پایین می‌آید این ذات در هر مرتبه‌ای خصوصیت خودش را نشان می‌دهد؛ در این مرتبه می‌آید این می‌شود. در این مرتبه آب می‌شود، در این مرتبه لیوان می‌شود، در این مرتبه فرش می‌شود و... خود آن ذات می‌آید و در ظاهر خود را به شکل و بروز و ظهور اسمی نشان می‌دهد. وقتی که ذات پایین آمد و ظهور پیدا کرد آن‌وقت دیگر بحث خیر و شر دیگر در اینجا چه می‌شود؟ دیگر چگونه ما روابط و مسائل بین دو چیز را بخواهیم نگاه کنیم؟ قضیۀ آن به خود ذات برمی‌گردد. ذات آمده است و به دو قرین ظاهر شده است. حالا بین این قرین و بین این قرین چه ارتباطی هست؟! اصلاً از بحث خارج می‌شویم. خود ذات آمده است و به سه قرین و سه قسیم خارجی تجلی پیدا کرده است. دیگر همۀ این ارتباطات پیِ کارش می‌رود؛ یعنی دیگر غیر از انتساب مسئلۀ خلق به ذات، چیزی در خارج نمی‌ماند تا اسم آن را شر یا خیر بگذاریم! و شاید علت اینکه بزرگان فرموده‌اند که وجود خیر محض است و شر امر عدمی است اشاره به این نکته باشد که آنچه که وجود است عبارت از ذات پروردگار است و وقتی آن در خارج ظهور پیدا می‌کند ظهور آن به اَشکال مختلف و به کیفیات مختلف است! روابط بین اشیاء دیگر دراین‌صورت جای خود را به انتساب اشیاء با او تغییر می‌دهد. اشیاء از روابط بین خودشان به منتسبین به او در اینجا قرار می‌گیرند و وضعیت تغییر پیدا می‌کند. چطور اینکه فرض بکنید وقتی که یک شخصی را شما در خارج ببینید آن شخصی که در خارج هست آن یک وضعیتی دارد که خب شما در ارتباط با او می‌توانید خیلی کارها از مسائل انجام بدهید اما همین‌که در محیط منزل آمدید و مطلع شدید که در منزل با رفیق شما و پسر شما ارتباطی دارد یااینکه در آن منزل هست در آن منزل دیدگاه‌ها تفاوت پیدا می‌کند و دیگر نمی‌توانید آنچه را که در خارج با او برخورد می‌کنید در محیط منزل [آن‌طور با او برخورد کنید] چون حالا متوجه شدید که این پسر اوست و اینجا فرق می‌کند! در وقتی که می‌خواهید در سر کلاس به او درس بدهید باید مانند یک معلم با او عمل کنید. وقتی که در یک مجلسی برخورد می‌کنید دیگر مسئلۀ کلاس [نیست]. نادرشاه می‌گفت: هر وقتی که من در شکار و فلان بودم ـ با ندیمه‌هایش به شکار می‌رفت ـ به من نادرقُلی بگویید و به او نادرقلی می‌گفتند. وقتی هم که در تخت سلطنت و اینها می‌نشینم، نادرشاه [بگویید]. یکی آمد خودش را لوس کند و وقتی که در تخت سلطنت بود به او گفت: نادرقُلی! همان‌جا گردن او را زد! گفت: نادرقلی برای شکار است نه برای اینجا، اینجا من نادرشاه هستم! چطور اینکه اگر در آنجا به او نادرشاه بگویند به او برمی‌خورد! آنجا عالم شکار است و هر چیزی به‌جای خویش نیکوست.

/ 0