اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر

تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاه‌های سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه می‌رسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور می‌یابد. استاد با ارائه مثال‌هایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید می‌کنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست می‌یابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطراب‌های دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین می‌نمایند.

وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر

2
  • مسئله نسبت به مکان هم همین‌طور است؛ وقتی یک امر خارجی تحقق پیدا کرد محیط افراد خود آن، مکان برای او می‌شوند. اما اگر فرض کنید شما ماده را از این عالم برداشتید و دیگر در این عالم ماده‌ای وجود ندارد آیا ما چیزی به نام مکان داریم؟ یعنی یک فضایی داشته باشیم که ماده را از آن حذف کنند مانند این لیوان که در دست من هست که گاهی در این لیوان آب می‌ریزند و این ظرف برای این آب می‌شود و وقتی که آب را خالی می‌کنند فضای در این لیوان خالی می‌شود. آیا عالم به همین کیفیت است یعنی عالم عبارت از یک فضایی است که گاهی در آن ماده به‌عنوان کرات است و گاهی آن کرات حذف می‌شوند و خود آن عالم می‌ماند یااینکه نه وقتی که کرات را برمی‌دارید خلاء می‌شود؟ خلاء یعنی عدم. نه‌اینکه خلاء چیزی است که در آن چیز هوا وجود ندارد یا فرض بکنید اکسیژن وجود ندارد یا فرض بکنید در آنجا آن گازهای متصاعده وجود ندارند و چون وجود ندارند فضایی هستند که به آن فضا خلاء گفته می‌شود، دیگر چیزی نیست تااینکه عنوانی بر او بار بشود و از باب ضیق خناق برای این مسئله لفظ خلاء را اختراع کردند، نه‌اینکه چیزی هست و به آن خلاء گفته می‌شود. نسبت به اشیاء مادی و اشیاء مجرد مسئله از این قبیل است.

  • عدم وجود تفاوت بین خلقت مادی و خلقت مجردات

  • ما هیچ‌گونه تفاوتی بین خلقت مادی و خلقت مجردات نمی‌بینیم! وقتی آن ارادۀ مرید بر یک شیء تعلق می‌گیرد خود را به صورت آن شیء درمی‌آورد، حال آن شیء مجرد باشد یا ماده باشد. احتیاج به ماده و امثال‌ذلک نسبت به مسائل عادی است که وقتی ما دیدگاه خود را از نقطه‌نظر کثرت و ماده به سلسلۀ علل و معلولات می‌اندازیم طبعاً یک سبق ماده را بر صورت در تحقق مادۀ خارجی و صورت خارجی ملاحظه می‌کنیم اما اگر بخواهیم به ماده از دیدگاه بالا و جنبۀ علّی توجه کنیم و نظره بیندازیم دیگر در آنجا فرقی بین مجرد و ماده نخواهد بود و هیچ اعمال رویه‌ای و فعلی در آن مسئلۀ مادی سوای مجرد نخواهد بود. تمام اشیاء؛ اشیاء مادی و اشیاء مجرد در خلقت خود یک هدف غایی را تعقیب می‌کنند و این هدف غایی فقط یک هدف ساختگی و جعلی نیست بلکه یک هدفی است که برای رسیدن به آن هدف این عمل و خلق انجام می‌گیرد.