
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
3مخفی بودن هدف خداوند از خلقت اشیاء
اینکه خدای متعال چه قصد و غرضی از خلقت این شیء دارد، چیزی نیست که بر ما روشن باشد. اینکه خدای متعال چه غرضی مترتب بر آن شیء دارد این یک مطلبی است که از دیدگان همه، چون جنبۀ معلولی دارند پنهان است و هیچ مسئلهای از این قضیه روشن نیست. بله، خب بعضیها هم میگویند که این یک جنبههایی برای رسیدن به نقطۀ کمال اوست که کمالی برای او حاصل بشود. آیا این فقط انحصار به انسان دارد یااینکه در جمادات هم مسئله به همین کیفیت است؟! اگر ما کمال را یک نقطهای بدانیم که آن شیء در تکوّن خود به آن مرتبه میرسد، خب دیگر دراینصورت مسئله قلیل الجدویٰ است بهجهت اینکه هر چیزی به هر مرتبهای برسد خب ما کمال میگوییم! فرض بکنید این ماده به این مرتبه رسیده است، میگوییم که به کمال [رسیده است]. خاک تبدیل به آجر شده است میگوییم که به کمال خودش رسید. آجر در بِنا بهکار رفته است میگوییم که به کمال رسید. در آن بنا سکونت بهوجود میآید میگوییم که به کمال رسید. سکونت در آنجا برای رسیدن به یک نقاط معنوی یا رتبههایی است میگوییم که این سکونت خودش وسیله برای رسیدن به آن مرتبۀ کمالی هست. پس تمام آنچه که در دنیا هست، کمال میشود.
اما اگر ما مسئله را از این نظر و از این بعد نگاه نکنیم. آنچه را که خدای متعال خلق کرده است براساس یک هدفی است و شکی در این قضیه نیست. حالا آن هدف چیست؟ در بعضی از تعابیر میآوردهاند که «کُنتُ کَنزاً مَخفیاً فَأحببتُ أن أُعرف فخلقتُ الخلقَ لِکی أُعرف»1 یا در آیات قرآن هست که ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾2 یا ﴿وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾3 یا خود آن شعراء و بزرگان و عرفاء در اشعار و کلمات خودشان تعابیری میآورند که او میخواست خود را ظاهر کند و خود را بارز کند و ظهور پیدا کند و به این کیفیت و به این شکل خود را مطرح کند.
- . عوالی اللئآلی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السّعادة، ج 4، ص 116. مطلع انوار، ج 12، ص 71:
«قبل از آفرینش عالم گنجی پنهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم؛ پس مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم.» - . سوره ذاریات (51) آیه 56. امام شناسى، ج 8، ص 48:
«من انس و جنّ را نیافریدم مگر براى اینکه مرا عبادت کنند.» - . سوره اسراء (17) آیه 44. الله شناسى، ج 1، ص 31:
«و هیچ یک از چیزها موجود نمىباشند مگر آنکه با حمد او تسبیحش را مىکنند، ولیکن شما تسبیحشان را نمىفهمید!»
- . عوالی اللئآلی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السّعادة، ج 4، ص 116. مطلع انوار، ج 12، ص 71:
