اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم وجود ضد و مثل برای حقیقت وجود

تبیین وحدت وجود و بطلان تصور اضداد برای ذات حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی نفی ضد و مثل برای حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا برای وجود، به عنوان حقیقتی که مافوق جنس و فصل است، می‌توان ضد یا مثلی تصور کرد یا خیر. استاد با تحلیل دقیقِ معنای تضاد و مماثلت، توضیح می‌دهند که تضاد تنها در میان ماهیات و وجودات مقید که دارای حدود و تعینات هستند معنا پیدا می‌کند، اما حقیقتِ وجودِ مطلق، به دلیل بساطت و اطلاق، از این دایره خارج است. در ادامه، ایشان با نقد دیدگاه‌های کلامی و فلسفیِ سطحی، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه وجودات خاصه و تعینات خارجی، همگی در حقیقتِ واحدِ وجود مستهلک هستند و کثرات، تنها در اعتبار عقل ظهور می‌یابند. در پایان، تفاوت میان شهودات عقلی، خیالی و قلبی تبیین شده و نقش ریاضت و طهارت نفس در باز شدنِ گره‌های عقلانی و درک حقایق توحیدی تشریح می‌شود.

عدم وجود ضد و مثل برای حقیقت وجود

6
  • نَعمَ الوُجوداتُ الخاصَّةُ بِاعتبارِ تَخصُّصِها بِالمَعانی و المَفهوماتِ الّتی هی غَیرُ حَقیقةِ الوجودِ قَد یَقعُ فیها التَّضادُ و التَّماثُل فالوجودُ بِما هو وُجودٌ لا ضِدَّ لَهُ و لا مِثلَ لَهُ کَیفَ و الضِّدان و المُتماثِلان موجودانِ مُتخالفان أو مُتساویانِ و موجودیةُ الوجودِ بِنفسِه لا بِما یَزیدُ عَلیه.1

  • حالا آن مقیدات خاصه؛ انسان، حیوان، سنگ، درخت، شجر و مَدَر، این وجودات خاصه به اعتبار تخصص آن به معانی چون با معانی و مفهومات مخصص می‌شود یعنی با ماهیاتی که آنها غیر از حقیقت وجود هستند چون ماهیت با وجود دوتاست! چون با این معانی و با این مفهومات مختص و مخصص و مقید می‌شود، آنها با همدیگر ضد می‌شوند، خب بشوند. گاهی اوقات مثل انسان و بقر در آن تضاد پیدا می‌شود و گاهی از اوقات هم مثل انسان و بقر فعلی تماثل پیدا می‌شود، چون شرائط فرق می‌کند!! وجود بما هو وجود نه ضدی دارد و نه مثلی دارد، مثلی ندارد. چگونه این‌طور باشد درحالی‌که دو امر ضدین یا متماثلین، موجودان متخالفان و متساویان هستند؟! و موجودیت وجود بِنفسه است نه به آن مفهوم مقید مثل انسان، حیوان، سنگ و اینها که زائد بر او بشود!

  • فَیُخالفُ جَمیعَ الحَقائقِ لِوجودِ أضدادِها و تَحقُّقِ أمثالِها فَصَدقَ فیه لَیسَ کَمِثلهِ شَی‌ءٌ و بِهِ یَتَحقَّقُ الضِّدان و یَتقَوَّمُ المِثلان بَل هو الّذی یَظهرُ بِصورةِ الضِدَّین و یَتَجلّىٰ فی هویةِ المِثلَین و غیرِهما.

  • پس این وجود مخالف جمیع حقائق است به‌خاطر اینکه اضداد این حقایق موجود هستند. در او صدق می‌کند که نمی‌شود مانندی برای او تصور کرد! و به همین وجود دو ضد خارجی محقق می‌شوند و دو مثال خارجی قوام پیدا می‌کنند بلکه اصلاً اینکه در خارج می‌بینید ضد است، خود وجود است. چون اگر وجود را بردارید، دیگر ضد، ضدیتش را از کجا آورده است؟! از منزل عمه‌اش که نیاورده است! همین وجود این را ضد و درمقابل این کرده است. وجود این را انسان کرده و همین وجود آن را بقر کرده است.

    1. همان، ص 343.