
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
تحلیل نسبت میان مفاهیم اعتباری و حقیقت وجود در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود میپردازند. بحث با بررسی چگونگی ارتسام صور ذهنی آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه ذهن برای مفاهیمی که مابإزاء خارجی ندارند، مانند معدوم مطلق یا مجهول مطلق، نوعی لباس وجود میپوشاند. ایشان با تحلیل کلام مرحوم آخوند و محقق طوسی، تفاوت میان حمل اولی و شایع را در این مفاهیم بررسی کرده و توضیح میدهند که چگونه ذهن با انجام تعمّل عقلی و حذف قیود، مفاهیم را خالصسازی میکند. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح میشود که هرگونه مابإزاسازی اعتباری در برابر حقیقت وجود، موجب دوری انسان از حقیقت میشود. در نهایت، جلسه با تبیین این قاعده که یک شیء میتواند به یک اعتبار قسیم و به اعتبار دیگر قسمِ حقیقت باشد، به پایان میرسد تا روشن شود چگونه میتوان بر اموری که در خارج ثبوتی ندارند، در وعاء ذهن حکم کرد.
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
1درس چهارصد و شانزدهم
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنیه به لباس وجود (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
عَلى هذا القیاسِ حُکمُ نَظائرِهِ کالمَعدومِ المطلقِ فی کَونِهِ لا یُحکمُ علیهِ بَل فی کُلِّ مَفهومٍ لا یُرتَسَمُ ذاتُهُ فی العقلِ سِواءً کانَ عدَمُ حُصولِهِ فی الذّهنِ لِغایةِ الفَسادِ و البطلانِ أو لِفَرطِ التَّحصُّلِ و الحقیقةِ.1
مطالب این جلسه هم تتمۀ مطالب جلسۀ قبل در خلاقیت نفس و کیفیت تلبس مفاهیم ذهنیه به لباس وجود بأیّنحوٍکان است. سواءٌ اینکه مابإزاء عینی خارجی داشته باشد یا نداشته باشد بلکه مابإزاء او تقدیری است بهعنوان قضیۀ حقیقیۀ غیر بتّیه؛ یعنی صرف بیان یک مسئله یا موضوعی که انسان حکمی بر آن مترتب میکند و این بتّی و جزمی نیست و ممکن است که تقدیری هم تحقق پیدا کند. البته خب حالا دیگر خارج از بحث نشویم، فرق بین بتّیه و غیر بتّیه و حقیقیه و غیر حقیقیه و خارجیه چیزهایی بود که قبلاً دربارۀ آنها صحبت شد و در علم اصول هم خیلی روی این مسائل صحبت میشود.
کلام مرحوم آخوند نسبت به کیفیت ارتسام صور و نحوۀ تلبس آنها به وجود
مرحوم آخوند نسبت به کیفیت ارتسام این صور و همینطور نحوۀ تلبسشان به لباس وجود مطلب را به همان توضیحاتی که عرض شد توضیح میدهند و دیگر خارج از آن مسئلهای نیست. ماحصل مطلب این است که حکم آنچه را که ذهن مابإزاء خارجی برای او مییابد روشن و واضح است مانند؛ زیدٌ موجودٌ یا النّارُ حارَّةٌ یا فرض کنید قضایا و مسائلی که مابإزاء خارجی دارد. اما آنچه را که ذهن آنها را تصور میکند و وجود خارجی ندارد اما خود موادش در خارج هست بهطوریکه متخیله در قوۀ خَیال آن صورت را از یکسری یافتههایی که آن یافتهها مابإزاء خارجی هستند جمعبندی میکند که آنهم مسئله و تکیلفش روشن است و چندان مشکلی نیست.
یکی صحبت در قضایایی است که اینها سالبه و سالبۀ مضاف هستند که حکم آن بیان شد و همینطور راجع به موضوعاتی که اینها هیچگونه شائبهای از وجود حتی بهنحو عدم و ملکه در آنها نیست، مانند: مجهول مطلق، شریکالباری، معدوم مطلق، جمع بین متناقضین و امثالذلک که معنا ندارد از نقطهنظر حمل اوّلی یعنی از نقطهنظر ذات هیچگونه شائبۀ وجود داشته باشند، ذهن یک نوع تصویری از اینها برای خودش ایجاد میکند و همین تصویری را که ایجاد میکند یعنی یک نوع لباس وجود به اینها میدهد. همین معدوم مطلق یعنی معدومی که اضافه به شیء نشده است؛ زید معدوم، عمرو معدوم، سماء معدوم و ارض معدوم، نه! المعدومی که مطلق است یعنی هیچ نوع تقیدی که شائبۀ وجود در آن حیثیت عدم راه پیدا کند ندارد. همینکه میخواهد از این معدوم اطلاقگیری کند یعنی آن را در ذهن میآورد و روی آن معدوم کار انجام میدهد. به عبارت مرحوم آخوند یک نوع تعمّل عقلی و کار عقلی روی آن تصور انجام میدهد تااینکه بتواند هرچه بیشتر آن مفهوم را در اعطاء و ارائۀ معنا سادهتر و خالصتر و ساذجتر کند. غافل از اینکه هرچه این مفهوم را خالصتر میکند مدام بیشتر زوائد و عوارض وجود بر او عارض میکند منتها در ذهن خودش نهاینکه در خارج! معدوم، در خارج همان حیثیت معدومی خودش را دارد وَ لا یُخبَرُ عَنه و یُحکَمُ علیهِ بِشیءٍ است. اما در آن وعاء ذهن، ذهن مدام معدوم را از خصوصیات خالی میکند و مدام قیود را از او حذف میکند مثل اینکه شما به دکان سبزیفروشی میروید و به او میگویید: یک کیلو سبزی به ما بده. میگوید: سبزی آش بدهم؟ میگویید: نه. این قید را از او دفع میکنید. بعد میگوید: سبزی پلویی به شما بدهم؟ میگویید: نه! باز یک قیدی از او سلب میکنید. دوباره به شما میگوید: سبزی قورمه بدهم؟ میگویید: نه! آن را هم دفع میکنید تااینکه به سبزیخوردن میرسید یعنی بهجای اینکه از اول بگویید: سبزیخوردن به ما بده و قید خوردن را بیاورید، با حذف قیود آن سبزیخوردن را اثبات میکنید. وقتی یکییکی قیدها را گرفتید؛ وقتی که سبزی پلویی، سبزی آش، سبزی آبگوشت و سبزی قورمه رفت [سبزیخوردن اثبات میشود].
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 347.
