
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
تحلیل نسبت میان مفاهیم اعتباری و حقیقت وجود در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود میپردازند. بحث با بررسی چگونگی ارتسام صور ذهنی آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه ذهن برای مفاهیمی که مابإزاء خارجی ندارند، مانند معدوم مطلق یا مجهول مطلق، نوعی لباس وجود میپوشاند. ایشان با تحلیل کلام مرحوم آخوند و محقق طوسی، تفاوت میان حمل اولی و شایع را در این مفاهیم بررسی کرده و توضیح میدهند که چگونه ذهن با انجام تعمّل عقلی و حذف قیود، مفاهیم را خالصسازی میکند. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح میشود که هرگونه مابإزاسازی اعتباری در برابر حقیقت وجود، موجب دوری انسان از حقیقت میشود. در نهایت، جلسه با تبیین این قاعده که یک شیء میتواند به یک اعتبار قسیم و به اعتبار دیگر قسمِ حقیقت باشد، به پایان میرسد تا روشن شود چگونه میتوان بر اموری که در خارج ثبوتی ندارند، در وعاء ذهن حکم کرد.
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
3و سَبیلُ ما أشَرنا إلیهِ سابِقاً فی هذا الباب أنَّ مَفهومَ المجهولِ المطلقِ لمّا کانَ اعتباراً لِکَونِ الشَّیءِ مُنسَلِخاً عَن جَمیعِ أنحاءِ المَعلومیةِ فَفی هذِه المُلاحَظَة مُعَرّىٰ عَن کافَةِ أقسامِ المَعلومیةِ حَتّى عَن المَعلومیةِ بِهذا الوَجه و هذا هو مَناطُ امتِناعِ الإخبارِ عَنه.1
آن راهی را که ما رفتیم این است که از آنجایی که اعتبار میشود که یک شیء از همۀ انحاء معلومیت انسلاخ پیدا کند، مجهول مطلق و اقسام معلومیت از او انسلاخ پیدا کند؛ معلومیت ذاتی، معلومیت عرضی، معلومیت ماهیتی، معلومیت بالرسم، معلومیت بالحد و همینطور سایر اقسام معلومیتها و آنچه را که علم به آن تعلق گرفته است، همۀ آنها را از این مجهول مطلق جدا میکنیم و یک تصوری از مجهول مطلق میکنیم کَأنَّ هیچ چیزی وجود ندارد و آنچنان این موضوع در ابهام خودش متمحض شده است که هیچگونه روزنهای به انکشاف زاویهای از زوایای مجهول مطلق وجود ندارد. حالا وقتی که اینطور است در این ملاحظه از همۀ اقسام معلومیت، این مجهول مطلق را معرّیٰ میکنیم حتی از اینکه به این وجه هم برای نفس معلوم شده است یعنی مجهول مطلق را آنطور تصور میکنیم که حتی دیگر از نفس خود غافل هستیم که الآن داریم این را تصور میکنیم! حتی ما نسبت به این نکته هم جهل داریم و اگر جهل نداشته باشیم که خب تصور مجهول مطلق نشده است! مناط امتناع إخبار عَنه هم همین است یعنی هیچ حیثیتی که بهواسطۀ آن حیثیت بشود از او خبر داد، در این تصور ما وجود ندارد.
مجهول مطلق مشوب به معلومیت!
وَ حَیثُ إنَّ هَذه المُلاحِظَةَ نَحوٌ مِن أنحاءِ مَعلومیةِ هَذا الشّیءِ فَکانَ هو مَشوباً بِالمَعلومیَةِ فی ضِمنِ سَلبِ المَعلومیَةِ و هَذا هو مَناطُ صِحَّةِ الإخبار عَنه بِعَدمِ الإخبارِ عَنه.
و از آنجایی که خود این ملاحظه از انحاء معلومیت این شیء است بالأخره همینکه مجهول مطلق را تصور میکنید و بعد به زبان میآورید یعنی یک مسئلهای را ادراک کردهاید، اگر ادراک نکنید که نمیگویید! خود همین، نحوی از انحاء معلومیت است و حتماً لازم نیست که معلومیت به شکل و قواره باشد، معلومیت یعنی دریافت یک حقیقت ولو دریافت آن حقیقت، حقیقت عدم باشد. پس این مجهول مطلق خودش مشوب به معلومیت است؛ در آن معلومیت هست در ضمن اینکه داریم معلومیت را سلب میکنیم. خودمان میگوییم که مجهول مطلق و داریم سلب معلومیت میکنیم و درعینحال معلومیت را اثبات کردهایم! اینجا صحت إخبار است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 348.
