اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت عدم و بساطت آن در فلسفه اسلامی

تبیین بساطت عدم و نقد تسلسل در علل معدومات

14٬035
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عدم و بساطت آن می‌پردازند. بحث با بررسی مفهوم عدم و نقد دیدگاه متکلمین مبنی بر اینکه «عدم العلة، علت برای عدم معلول است» آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، توضیح می‌دهند که در عالم خارج، عدم نیازی به علت ندارد و تنها وجود است که محتاج علت است. در ادامه، ایشان به مسئله تسلسل در اعدام اشاره کرده و بیان می‌کنند که تسلسل در اعدام تنها در مرتبه تعقل و ذهن ممکن است، نه در خارج. در نهایت، با تأکید بر اینکه عدم، مفهومی واحد و بسیط است که هیچ‌گونه کثرت یا حصه‌بندی در ذات خود ندارد، بر لزوم پرهیز از اشتغال ذهن به اعتبارات پوچ و خیالی تأکید می‌ورزند و با ذکر نمونه‌های تاریخی از سیره بزرگان، اهمیت تهذیب نفس و دوری از رقابت‌های کاذب را یادآور می‌شوند.

حقیقت عدم و بساطت آن در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عدم و بساطت آن می‌پردازند. بحث با بررسی مفهوم عدم و نقد دیدگاه متکلمین مبنی بر اینکه «عدم العلة، علت برای عدم معلول است» آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، توضیح می‌دهند که در عالم خارج، عدم نیازی به علت ندارد و تنها وجود است که محتاج علت است. در ادامه، ایشان به مسئله تسلسل در اعدام اشاره کرده و بیان می‌کنند که تسلسل در اعدام تنها در مرتبه تعقل و ذهن ممکن است، نه در خارج. در نهایت، با تأکید بر اینکه عدم، مفهومی واحد و بسیط است که هیچ‌گونه کثرت یا حصه‌بندی در ذات خود ندارد، بر لزوم پرهیز از اشتغال ذهن به اعتبارات پوچ و خیالی تأکید می‌ورزند و با ذکر نمونه‌های تاریخی از سیره بزرگان، اهمیت تهذیب نفس و دوری از رقابت‌های کاذب را یادآور می‌شوند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت عدم و بساطت آن در فلسفه اسلامی

10
  • هم‌چنین صحیح است حکم کنیم به تقدم و به تأخر بین این عدمات به علیت و معلولیت؛ بگوییم که عدم یک شیئی باعث برای عدم این شد و عدم آن شیء باعث برای این شد و عدم آن شیء دیگر باعث برای این شد و هَلُمَّ جَرّاً. در مرتبۀ فکر و در مرتبۀ تعقل ما می‌توانیم این کار را انجام بدهیم.

  • و کما أنَّ اللانهایةَ فی أجزاءِ المتصلِ ... در اجزاء متصل لانهایت به‌حسب قوه به معنای عدم تعین انتها است به اینکه ما در تقسیم نمی‌توانیم به یک حدی برسیم که دیگر آن جزء را تقسیم نکنیم. اگر شما این لیوان را بخواهید تقسیم کنید، به دو جزء تقسیم می‌کنید و باز این نصفش را تقسیم به دو جزء می‌کنید و باز آن نصف را تقسیم می‌کنید تا به یک ذره می‌رسید، آن ذره را هم باز تقسیم می‌کنید و آن را هم باز تقسیم می‌کنید. گرچه خب الآن به یک نحوه دیگری می‌گویند که اگر بخواهید تقسیم بکنید اصلاً تبدیل به انرژی می‌شود و این حرف‌ها ولی حالا بحث این است که ما در خود انرژی که بالأخره ماده است آن را تقسیم می‌کنیم و بالأخره از نقطه‌نظر تقسیم عقلی ما به یک حدی نمی‌رسیم که یک جزئی یک میکرون باشد یک اپسلون باشد، خود آن را هم بخواهیم تکه بکنیم دیگر بعد از آن نشود تکه کرد. بله، در خارج شاید وسیله و آلتی و تکنیکی که بتواند و بخواهد تقسیم بکند نداشته باشیم ولی در عالم ذهن ما می‌توانیم تقسیم بکنیم.

  • ما یک وقتی جایی رفته بودیم [کارخانۀ] سرم‌سازی و این چیزها بود. بعد اینها برای تقسیم این هسته‌های سلول‌ها و تشخیص سلول سرطانی و این حرف‌ها آمده بودند میکروسکوپ‌های زیادی بودند و یک میکروسکوپ در آنجا بود به آن میکروسکوپ اتمی می‌گفتند و می‌گفتند که قیمتش هم خیلی زیاد است و حدود هفتصد، هشتصد میلیون قیمت دارد و دو ساعت باید گرم شود و نمی‌دانم چه بشود و فلان بشود. البته ما هم فقط نگاهش کردیم برای ما روشن نکردند! بعد یک جایی بود می‌گفتند که ما دقیق‌تر و حساس‌تر از این پیدا نکردیم. یک شیشه را برداشته بودند چیز کرده بودند حالا نمی‌دانم چه‌کار کرده بودند و با آن تیزی آن شیشه ـ دیگر آن نهایت تکنیکی بود که اینها داشتند ـ می‌توانستند این سلول را با آن بشکافند و بعد زیر آن دستگاه تماشا کنند. خب این دیگر نهایت چیزی بود که آنها توانسته بودند ولی باز درعین‌حال آن را صد قسمت دیگر هم می‌شود کرد. لعلّ اینکه فردا باز یک وسیلۀ دیگر پیدا بشود که بتواند از این ظریف‌تر و از این دقیق‌تر باز تقسیم کند. این هیچ بُعدی ندارد!

/ 260