
حقیقت عدم و بساطت آن در فلسفه اسلامی
تبیین بساطت عدم و نقد تسلسل در علل معدومات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عدم و بساطت آن میپردازند. بحث با بررسی مفهوم عدم و نقد دیدگاه متکلمین مبنی بر اینکه «عدم العلة، علت برای عدم معلول است» آغاز میشود. استاد با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، توضیح میدهند که در عالم خارج، عدم نیازی به علت ندارد و تنها وجود است که محتاج علت است. در ادامه، ایشان به مسئله تسلسل در اعدام اشاره کرده و بیان میکنند که تسلسل در اعدام تنها در مرتبه تعقل و ذهن ممکن است، نه در خارج. در نهایت، با تأکید بر اینکه عدم، مفهومی واحد و بسیط است که هیچگونه کثرت یا حصهبندی در ذات خود ندارد، بر لزوم پرهیز از اشتغال ذهن به اعتبارات پوچ و خیالی تأکید میورزند و با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، اهمیت تهذیب نفس و دوری از رقابتهای کاذب را یادآور میشوند.
حقیقت عدم و بساطت آن در فلسفه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عدم و بساطت آن میپردازند. بحث با بررسی مفهوم عدم و نقد دیدگاه متکلمین مبنی بر اینکه «عدم العلة، علت برای عدم معلول است» آغاز میشود. استاد با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، توضیح میدهند که در عالم خارج، عدم نیازی به علت ندارد و تنها وجود است که محتاج علت است. در ادامه، ایشان به مسئله تسلسل در اعدام اشاره کرده و بیان میکنند که تسلسل در اعدام تنها در مرتبه تعقل و ذهن ممکن است، نه در خارج. در نهایت، با تأکید بر اینکه عدم، مفهومی واحد و بسیط است که هیچگونه کثرت یا حصهبندی در ذات خود ندارد، بر لزوم پرهیز از اشتغال ذهن به اعتبارات پوچ و خیالی تأکید میورزند و با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، اهمیت تهذیب نفس و دوری از رقابتهای کاذب را یادآور میشوند.
حقیقت عدم و بساطت آن در فلسفه اسلامی
6فالعقلُ یَتَصَوَّرُ أشیاءَ متمائزةً فی ذواتِها أو فی عوارضِها کالعلةِ و المعلولِ و الشرطِ و المَشروطِ و الضِّدِ و الضِّدِ و یُضیِفُ إلیها مفهومَ العدمِ فَیحصل عدمُ العلةِ متمیزاً عن عدمِ المعلولِ.
حالا «أشیاءَ» بخوانیم یا «أشیاءً»؟!
تلمیذ: منصرف است؟
استاد: نمیدانم. به چه دلیل اشیاء منصرف است؟ حالا برویم روی این قضیه فکر کنیم جلسۀ بعد جوابش را بیاوریم.
تلمیذ: ...
استاد: احسنت! جمع شیء نیست، شیئآ است و تأنیث دارد. میگویند:
آقای بروجردی از یک طلبهای سؤال کرده بود و گفت که اشیاء چیست؟ منصرف است یا غیر منصرف است؟!
جواب داد: ﴿لَا تَسَۡٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ﴾!1
ایشان به او یک عبا داد! اشیاء جمع شیئآ است لذا غیر منصرف است.
فالعقلُ یَتَصَوَّرُ أشیاءَ متمائزةً... عقل اشیاء متمایز را در ذوات یا در عوارضش تصور میکند مثل علت و معلول که اینها باهم متمایز هستند، شرط و مشروط باهم متمایز هستند، این ضد با ضد دیگر متمایز هستند و مفهوم عدم را به آن اضافه میکند. حالا عدم علت با عدم معلول باهم فرق میکنند. یعنی این فرقش هم نه بهخاطر آن عدم است بهخاطر آن دنبالهاش است، بهخاطر آن علت و معلول است. آن علت و معلول است که آمده خود عدم را باعث فرق شده والاّ خود عدم که فرق ندارد. آن را که مضاف إلیه عدم است باعث شده است ما حکمی بر این بکنیم که آن که علت در ناحیۀ مقابلش عدمِ معلول است، غیر از آن حکم بکنیم. بگوییم: چون علت نیست معلول نیست. این «چون» آمده به علت خورده یعنی علت را ما برداشتیم لذا معلول هم برداشته شد. والاّ عدم علت با عدم معلول چه فرق میکند؟ هردو عدم و هردو یکی هستند. این ترتبی که ما میآوریم چون علت نیست معلول نیست این «چون» بهخاطر آن لحاظ علت و لحاظ معلول است. این لحاظ علت و معلول باعث شده است که حکم عدم هم تفاوت پیدا کند والاّ در اصل هردو یکی است و تفاوتی نمیکند.
- . سوره مائده (5) آیه 101.
ترجمه: «[ای اهل ایمان]، هرگز از چیزهایی مپرسید که اگر فاش گردد شما را زشت و بد میآید و غمناک میکند.» (محقق)
- . سوره مائده (5) آیه 101.
