اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم عدم و حقیقت معدوم مطلق

بررسی تفاوت‌های مفهومی و وحدت مصداقی در عالم نیستی

0
اسفار
اسفار
جلسات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «عدم» و تفاوت آن با «وجود» می‌پردازند. بحث با تحلیل بساطت مفهوم وجود و عدم آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که همان‌گونه که مفهوم وجود در ذهن واحد است اما در مصداق دارای مراتب است، مفهوم عدم نیز در ذهن واحد است. در ادامه، تفاوت میان عدم مطلق و عدم مضاف بررسی شده و این حقیقت روشن می‌شود که اگرچه از نظر مفهومی می‌توان میان عدم‌های مختلف تمایز قائل شد، اما از نظر مصداق خارجی، تمامی عدم‌ها یکسان هستند و فاقد هرگونه امتیاز و کثرت می‌باشند. در بخش پایانی، با بهره‌گیری از این مبنای فلسفی، جایگاه والای ولایت و تفاوت مراتب وجودی اولیای الهی با سایر انبیاء مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا روشن شود که چگونه کمالات وجودی، ملاک اصلی امتیاز و برتری در نظام هستی است.

مفهوم عدم و حقیقت معدوم مطلق

2
  • آن معنا و مفهوم عدم بدون مضاف به چیزی همان معنا و مفهومی است که ما از وجود استفاده می‌کنیم؛ یعنی چطور از وجود یک هستی و یک ادراک خاص که همان معنای مطلق است و مابإزاء و مصداق او وجود باری می‌شود، ادراک می‌کنیم همین‌طور آنچه را که از عدم استفاده می‌کنیم، آن معنای عدم عبارت از عدم مطلق است یعنی عدمی که مضاف نیست. این معنا، معنای عدم است.

  • تلمیذ: ... عدم مضاف، مضاف جزئی می‌خواهد یعنی به وجود خاص نیاز داریم و در عدم مطلق هم باید وجود مطلق را در ذهن تصور کنیم ...

  • استاد: اصلاً نمی‌خواهد مطلقی را در ذهن تصور کنیم، خود اطلاق انتزاع می‌شود. نفس تصور وجود؛ همین‌که شما وجود را تصور می‌کنید، آیا این اطلاق را ضمیمۀ آن تصور می‌کنید به این معنا که تصور شما مرکب می‌شود؟! همان‌طوری‌که در آب می‌گویید: آب مطلق؟! اینکه می‌گویید: آب مطلق، گرچه اطلاق در اینجا قید برای آب است اما این مفهوم، مفهوم مرکب شده است. وقتی که می‌گوییم: آب مطلق، در اینجا آب مضاف را دفع می‌کنیم. ولی اگر شما فقط آب را درنظر بگیرید؛ آب درمقابل حجر، آب درمقابل شجر، آب درمقابل ارض و ماء درمقابل سماء، اگر آب را درنظر بگیرید آن‌وقت آن اطلاق خودش از این انتزاع می‌شود و دیگر به‌عنوان وصف مضاف نیست! همان‌طور در معنای وجود هم همین‌طور است. آن‌وقت مابإزاء آن ماء در خارج چیست؟ کلُّ ماءٍ سِواءٌ کانَ مُضافاً أو مُطلقاً، مطلق به‌عنوان قید! مابإزاء این وجود در خارج چیست؟ وجود باری. حالا اگر گفتید که وجودِ مضاف، می‌شود: وجودِ زید، وجودِ عمرو، وجودِ این سجّاد، وجودِ کتاب‌ و وجودِ این شریط. خب این وجود را که اضافه می‌کنید، این وجود را از اطلاق بیرون می‌آورید و خارج می‌کنید و وقتی این را از اطلاق خارج کردید، خود معنا هم معنای مرکب می‌شود [یعنی] وجود به‌اضافۀ مضافٌ‌إلیه آن، مابإزاء خارجی آن‌هم جزئی می‌شود. پس دیگر از آن اطلاق بیرون می‌آید؛ هم آن مفهوم از اطلاق بیرون می‌آید و هم مابإزاء خارجی!