
مفهوم عدم و حقیقت معدوم مطلق
بررسی تفاوتهای مفهومی و وحدت مصداقی در عالم نیستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «عدم» و تفاوت آن با «وجود» میپردازند. بحث با تحلیل بساطت مفهوم وجود و عدم آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که همانگونه که مفهوم وجود در ذهن واحد است اما در مصداق دارای مراتب است، مفهوم عدم نیز در ذهن واحد است. در ادامه، تفاوت میان عدم مطلق و عدم مضاف بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که اگرچه از نظر مفهومی میتوان میان عدمهای مختلف تمایز قائل شد، اما از نظر مصداق خارجی، تمامی عدمها یکسان هستند و فاقد هرگونه امتیاز و کثرت میباشند. در بخش پایانی، با بهرهگیری از این مبنای فلسفی، جایگاه والای ولایت و تفاوت مراتب وجودی اولیای الهی با سایر انبیاء مورد واکاوی قرار میگیرد تا روشن شود که چگونه کمالات وجودی، ملاک اصلی امتیاز و برتری در نظام هستی است.
مفهوم عدم و حقیقت معدوم مطلق
1درس چهارصد و هجدهم
بساطت مفهوم عدم و عدم ترکب در این مفهوم (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وحدت ادراک از نقطۀ نظر مفهوم و تفاوت فاحش آن از نظر مصداق
بحث وجود و بساطت مفهوم وجود بود به خلاف ماهیات که دارای معانی مرکبه هستند، اما در مفهوم وجود فقط یک معنا با اختلاف در مصادیق مدّنظر بود، مصادیق وجود شِدّتاً و ضعفاً و قوّتاً و فِعلیَّتاً و استِعداداً به انحاء شدت و رتبه و مرتبهای که مصادیقِ وجود دارد مختلف بودند اما در تمام اینها مفهوم وجود مفهوم واحدی است و به عبارت دیگر همانچه را که از وجود حقّ متعال ادراک میکنیم، ادراک ما از وجود یک امر بسیار قلیل و ذرّه همان مقدار است و ادراک از نقطهنظر مفهوم وجود یکی است اما از نقطهنظر مصداق تفاوت فاحشی وجود دارد.
مفهوم عدم و اقسام آن
همینطور مسئلۀ عدم هم به همین کیفیت است؛ مفهومی که از عدم برای ما حاصل میشود همان چیزی است که مخالف با وجود است و آن، آن چیزی است که از عدم و نیستی میفهمیم. آنچه را که از نیستی میفهمیم همان چیزی است که مخالف با هستی است و آن چیزی که از عدم میفهمیم همان چیزی است که مخالف با وجود است. منتها خود عدم به دو نحو تصور میشود؛ یک عدم، عدمی است که مضاف نیست که از او تعبیر به مفهوم عدم مطلق میآورند، همین الآن که من گفتم: عدم مخالف وجود است. یک معنایی در ذهن ما آمد، آن معنا چه بود؟ حالا که از شما سؤال کنم فوراً باید بتوانیم پاسخ بدهیم که همان معنای نبود و نیستی است. آیا شما در احضار و ادراک این مفهوم احتیاج به مضافٌإلیه داشتید یا نداشتید؟! یعنی در عدم زید، احتیاجی به زید داشتید یا نه؟! احتیاج به عمرو، فرش و سجّاد، شمس و قمر داشتید یا نه؟! نه، نداشتید. به دلیل اینکه الآن من شمس، قمر، زید و عمرو را مطرح میکنم در ذهن هیچکدام از ما وقتی که من گفتم: عدم، زید، عمرو، بکر، شمس، قمر، ارض و سماء نیامد بلکه فقط عدم آمد، به او عدم مطلق میگوییم.
