اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اجتماع عدم و معدوم در ظرف ذهن

تحلیل فلسفی تقابل و نوعیت در عالم ذهن و خارج

0
اسفار
اسفار
جلسات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی پیرامون نحوه عروض معدومیت بر عدم می‌پردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز می‌شود که چگونه می‌توان عدم را معدوم دانست، در حالی که این دو با یکدیگر تقابل دارند و اجتماع متقابلین در یک ظرف محال است. ایشان با تفکیک میان ظرف ذهن و ظرف خارج، تبیین می‌کنند که امتناع اجتماع متقابلین مختص به عالم خارج است، اما در ظرف ذهن، ذهن به واسطه تجرد خود می‌تواند مفاهیم متقابل را در کنار یکدیگر تصور کند. در ادامه، با استناد به مبانی مرحوم آخوند، چگونگی حل این شبهه از طریق تعدد موضوع و تفاوت میان معقولات اولیه و ثانیه تشریح می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌گردد که با انتقال بحث به ظرف ذهن، نه تنها تضاد و تقابل مرتفع می‌شود، بلکه حقیقت عدم و معدومیت با دقت بیشتری قابل ادراک است.

اجتماع عدم و معدوم در ظرف ذهن

2
  • امکان حرکت در جهات مخالف در عالم برزخ

  • من‌باب‌مثال اگر در خارج شیئی به یک جهت حرکت می‌کند ممتنع است که در همان آن، به جهت مخالف حرکت کند. شما وقتی یک گوی یا یک کره را حرکت بدهید اگر این کره به این سمت حرکت می‌کند دیگر نمی‌تواند به طرف مقابل خودش حرکت کند. اما در عالم برزخ و مثال به این کیفیت نیست؛ یک شیء، هم می‌تواند به یک سمت حرکت کند و هم به‌سمت مقابل، انسان می‌تواند در عالم مثال منفصل به این‌طرف برود، در عین اینکه به آن‌طرف می‌رود، همان شخص می‌تواند به طرف مقابل برود. این مسئله برای ما که الآن با مثال منفصل منقطع هستیم قابل ادراک نیست اما در خواب یا در مکاشفه ممکن است این قضیه برای بعضی روشن باشد و بعد به‌واسطۀ قدرتی که پیدا می‌کنند آن مثال منفصل را در مثال متصل خود بیاورند. وقتی انسان به این نکته برسد حقایقی را ادراک می‌کند که افهام عادی از ادراک آن حقایق عاجز هستند.

  • ادراک حقایق توسط اولیاء الله به‌واسطۀ اشراف و تسلط و سیطره بر عالم مثال

  • لذا اولیاء خدا و بزرگان که به مرتبۀ اشراف و تسلط و سیطره بر عالم مثال می‌رسند و می‌توانند مثال و ملکوت خود را در اختیار خود قرار بدهند، آنها به یک حقایقی می‌توانند برسند که ما از ادراک به آن حقایق عاجز هستیم. ما برای رسیدن به یک حقیقت نیاز داریم سلسله مراتبی را طی کنیم. برای رسیدن به یک قضیه ناچاریم مقدمه را بپیماییم. برای بیرون رفتن از این مدرسه ناچاریم قدم‌های خود را به‌نحوی برداریم تا اول از این اطاق و بعد وارد صحن و بعد وارد جای دیگر شویم و همین‌طور تااینکه از مدرسه خارج بشویم. آنها بدون گذراندن این مقدمه از یک نکته به نکتۀ دیگر می‌رسند. این مطلب برای رفع مجهولات و انکشاف مسائل مجهولات در آنجا مورد نظر است یا برای ایجاد اعجاز در خارج این مسئله خیلی مورد توجه قرار می‌گیرد که شما وقتی دو قضیه را در کنار هم قرار بدهید هیچ‌گونه ارتباط منطقی، عقلانی، عرفی و عادی بین این دو قضیه نمی‌یابید مگر اینکه به‌واسطۀ سیر در مقدماتی که این قضیه شما را به آن مقدمات می‌رساند با گذراندن آن مقدمات و وسائل بخواهید به قضیۀ بعد برسید. اما برای افرادی که بر ملکوت اشراف پیدا می‌کنند وقتی قضیه‌ای مطرح می‌شود فوراً از این قضیه به یک قضیۀ دیگر می‌رسند که اگر صد سال ما فکر کنیم هیچ‌گاه از این قضیه به قضیۀ دیگر نخواهیم رسید. این به‌خاطر اشراف بر حقیقت مثالی و ملکوتی این دو قضیه است که آن تضاد و آن کیفیت را بین اینها برمی‌دارد. تضادی که ما مشاهده می‌کنیم دیگر برای آنها تضاد نیست. تقابلی را که ما مشاهده می‌کنیم دیگر برای آنها تقابل نیست بلکه یک نوع انس است، خب حالا وارد شدن در اینجا خیلی بحث زیادی دارد و به مطالب دیگری می‌رسد که خب بحثش در عرفان نظری مطرح است.