
محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی
تبیین نسبت میان هویت، وجود و عدم در بازگشت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن اعاده معدوم میپردازند. بحث با بررسی ماهیت عدم به عنوان رفع وجود آغاز شده و با تکیه بر وحدت هویت و وجود، اثبات میشود که تکرار یک وجود خاص در خارج محال است. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای متکلمین درباره معاد جسمانی، به تفاوت میان تعدد وجود و تکرار وجود اشاره شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که حقیقت انسان به نفس ناطقه است و ماده تنها ابزاری برای ظهور آن به شمار میرود. استاد با بررسی کیفیت معجزات انبیاء در احیای مردگان و داستان حضرت ابراهیم، تبیین میکنند که در این موارد، اعاده معدوم رخ نمیدهد، بلکه نفس ناطقه که باقی است، به مادهای جدید تعلق میگیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که لذت و ادراک متعلق به روح است و تغییر ابزارهای مادی، خللی در وحدت و هویت شخصی انسان ایجاد نمیکند.
محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی
3برهان و دلیل دیگری که مرحوم آخوند اقامه میکنند این است که در صورت اعادۀ معدوم حیثیت ابتدا با حیثیت انتها یکی خواهد بود و هذا محالٌ! وقتی یک شیئی در خارج حاصل میشود خب این مسبوق به عدم ازلی است، مسبوق به عدم زمانی است و این تا الآن نبود و بعد الآن پیدا شد. عدم ازلی الآن در اینجا سابق بر این است. وقتی که این پیدا شد عدم ازلی دیگر ساقط شد و قطع شد، حالا اگر قرار بشود این معدوم بشود و دوباره همان شیء، نه مانند آن [بیاید محال است]. بله، این کتاب الآن کتاب اسفار مرحوم صدرالمتألهین ـ رحمةاللهعلیه ـ است و در دست من هست، وقتی که این کاغذ در مطبعه رفت عدم ازلی با وجود این کتاب اسفار خلط پیدا کرد پس عدم ازلی بر این کتاب مسبوق است. حالا اگر شما این کتاب را ازبین بردید و این کتاب را تبدیل به خمیر کردید و دوباره این کتاب را کاغذ کردید و به مطبعه بردید و مانند همین درست کردید با آن وجود فرق میکند و این وجود دیگری است!
حالا اگر ما این کتاب را دوباره تجدید کردیم این کتاب آخر میشود بنا بر رأی غالب این افراد که میگویند: عین همین کتاب یعنی همین کتاب با همین خصوصیات دوباره خلق بشود. راجع به خلق انسان چه میگویند؟ میگویند: عین همان؛ همان استخوان، همان شکل، همان کیفیت و همان ماده [دوباره میآید]. من یک کتابی از یکی از آقایان مراجع میخواندم، راجع به مسئلۀ [شبهۀ] آکل و مأکول که جواب داده بود، میگفت که هر مشخصی در وجود خودش یک سلول دارد و آن یک سلول ازبین نمیرود! ـ حالا آن سلول کجای ماست؟ این را باید از آقای... پرسید! آن یک سلولی که مبدا خلق جنابعالی شده که وزنتان چقدر است؟! آن یک سلول کجای شماست ما برویم آن را تعظیم کنیم؟! ـ ایشان در کتابشان میگفتند که اصل خلقت انسان یک سلول است گرچه اگر بدن انسان را در قبر بگذارند و همه ازبین برود و شما ببینید که همه خاکستر شده ولی شما چشمتان نمیبیند و اشتباه میکنید، یک سلول خاکستر نشده و باقی مانده است و همان یک سلولی که زید شده آن سلول در روز قیامت زید میشود و سر از خاک درمیآورد لذا دیگر آکل و مأکول هم حل میشود!
