
محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی
تحلیل فلسفی تفاوت وجودهای مشابه با حقیقت واحد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه درباره تکرار حوادث و اشیاء آغاز میشود؛ تصوری که گمان میکند با بازگشت شرایط، همان موجود قبلی دوباره پدید میآید. استاد با تکیه بر مبانی توحیدی و فلسفی، توضیح میدهند که هر لحظه از هستی، تجلی خاصی از پروردگار است و هیچگاه دو تجلی عیناً یکسان نخواهند بود. در ادامه، تفاوت میان «وجود مشابه» و «وجود واحد» تحلیل شده و با استفاده از مثالهایی همچون تغییرات طبیعت و احیای مردگان، روشن میشود که آنچه دوباره پدید میآید، مماثل با قبلی است نه عین آن. در نهایت، با اشاره به جایگاه نفس در عالم ملکوت و لازمان، این حقیقت تبیین میشود که وجودات در ظرف خود باقیاند و آنچه ما به عنوان زوال یا تکرار میبینیم، ناشی از محدودیت نگاه زمانی ماست.
محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی
1درس چهارصد و بیست و سوم
بیان برهان بر محال بودن اعادۀ معدوم (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
.... و اگر رجوع کند شیء دیگری است و یک خصوصیت دیگری دارد گرچه شبیه او باشد. مرحوم آخوند در این مسئله استدلال کردند و یکی از استدلالهایی که کردند مسئلۀ تسلسل است. در بحث تسلسل میفرمایند که اگر قرار باشد که استیناف اول جایز باشد، استیناف ثانی و ثالث و بعد همینطور جایز خواهد بود و هیچ دلیلی بر تعین یکی دون بقیۀ استینافها نیست. یعنی اگر قرار باشد همان شیء اول به همان خصوصیت یعنی عین همان با همان شرایط و با همان خصوصیات دوباره تحقق پیدا بکند این به این معنا است که قابلیت برای تحقق در مرتبۀ سوم را هم دارد. اگر قابلیت برای مرتبۀ سوم را دارد قابلیت در مرتبۀ چهارم را هم دارد چون نفس آن شیء با تمام خصوصیاتش بدون رجحان آمده تحقق پیدا کرده است. بنابراین میشود باز هم یک دفعۀ دیگر تحقق پیدا کند و هَلُمَّ جَرّاً.
بنابراین این امتیاز تحقق دوم بدون تحقق سوم یا تحقق پنجم بدون تحقق دوم بلا مرجح و بلا دلیل خواهد بود و اگر همۀ اینها هم بخواهند تحقق پیدا کنند که تسلسل إلی غیر نهایه لازم است و این مشخص است که واضحالبطلان است و مسئله خیلی روشن است.
مطلبی که در اینجا هست که ایشان میخواهند به آن اشاره کنند و از اینجا وارد بحث جدی راجع به قضیۀ عدم بشوند، مسئله این است که ما میبینیم که بعضی از اشیاء، عالم کون و فساد دائماً در حال تغییر و تبدل است. درخت در موقع بهار برگ و شکوفه درمیآورد و این شکوفهها در موقع تابستان به بَر مینشینند و ثمره میدهند و در موقع پاییز میریزند و همۀ برگها معدوم میشوند و ازبین میروند. دوباره میبینیم شجر در موقع ربیع آمد و آن اوراق را دوباره واجد شد و ظهورات را دوباره پیدا کرد و میبینیم که همان وضع به همان کیفیت الآن دوباره انجام شد. این تصور برای افراد پیدا میشود که همان معدوم بِنفسه دوباره تکرار شده و همان برگ و خصوصیات که ازبین رفتند و تبدیل به خاک و کود و امثالذلک شدند دوباره همانها از ریشه به صورت اول خود درآمدند. بنابراین همان برگهای معدوم شده دوباره لباس وجود به خود پوشاندهاند و همان اوراقی که از درخت ریخته بودند دوباره داخل در ریشه و بدنۀ درخت میشوند و بهصورت اوراق جدید و ظهورات جدید و فواکه جدید تجلی و ظهور پیدا میکنند و همینطور در تمام مسائل دیگر از اطعمه، اشربه، چیزهایی که میخوریم، آشامیدنیهایی که میآشامیم و وجودی که پیدا میکنیم [مسئله همینطور است]. امروزیها میگویند که هر شخصی در هر چند سالی [خودش را] تغییر میدهد و به شکل دیگری درمیآید یعنی صورتش عوض میشود درحالیکه همان او به همان شکل قبل ظهور پیدا کرده است.
