اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

تحلیل استدلال حکماء مشاء بر محال بودن بازگشت موجودات

14٬056
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد ادله حکماء مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با بررسی برهان «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز» آغاز می‌شود که بر اساس آن، اگر اعاده یک شیء جایز باشد، باید ایجاد مماثل آن نیز از ابتدا ممکن باشد که این امر منجر به تسلسل محال می‌گردد. در ادامه، استاد به نقد و بررسی اعتراضات مطرح شده بر این دیدگاه پرداخته و ضمن تفکیک میان مفاهیم «تماثل» و «تشابه»، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا صرفِ تفاوت در زمان، می‌تواند مجوزی برای اعاده یک وجود واحد باشد یا خیر. ایشان با تأکید بر بطلان ذات در هنگام عدم، توضیح می‌دهند که چگونه وحدت ذات در فرض اعاده از میان می‌رود و چرا عقل، تمایز میان معاد و مبتدأ را در عالم واقع ضروری می‌داند. این جلسه با هدف روشن‌سازی مبانی فلسفی در باب هویت و وجود ارائه شده است.

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد ادله حکماء مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با بررسی برهان «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز» آغاز می‌شود که بر اساس آن، اگر اعاده یک شیء جایز باشد، باید ایجاد مماثل آن نیز از ابتدا ممکن باشد که این امر منجر به تسلسل محال می‌گردد. در ادامه، استاد به نقد و بررسی اعتراضات مطرح شده بر این دیدگاه پرداخته و ضمن تفکیک میان مفاهیم «تماثل» و «تشابه»، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا صرفِ تفاوت در زمان، می‌تواند مجوزی برای اعاده یک وجود واحد باشد یا خیر. ایشان با تأکید بر بطلان ذات در هنگام عدم، توضیح می‌دهند که چگونه وحدت ذات در فرض اعاده از میان می‌رود و چرا عقل، تمایز میان معاد و مبتدأ را در عالم واقع ضروری می‌داند. این جلسه با هدف روشن‌سازی مبانی فلسفی در باب هویت و وجود ارائه شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

11
  • از این قضیه روشن می‌شود که موضوع دو وجود و عدم، شیء واحد نمی‌تواند باشد چون وحدت ذات در عدم نمی‌ماند. وقتی که یک چیزی معدوم شد، دیگر وحدت ذاتش ازبین می‌رود. اثنینیت و دوئیت در اینجا هست. امتیاز معاد از مستأنفی که با او یا بدل از او مفروض است؛ اگر اختصاصش از جهت ذات در حال عدم باشد و اینکه این ذات رابط بین وجود قبل و وجود بعد است، در حال عدم که ذاتی نیست، معدوم که ذات ندارد! اگر اولاً به‌خاطر این است که این قبلاً بوده است، این عین همان مسئله‌ای است که نظر در امکانش داریم و این منشأ امتیاز بین قبل و بعد است درحالی‌که هردوی اینها در استحقاق این قضیه متساوی هستند، چه آنچه که بعداً معاد است و چه آنچه که اول است. اگر قرار باشد آنکه اول معاد است بعداً معاد بشود، خب چه اشکال دارد که همانی که معاد است از اول وجود داشته باشد؟! صحبت در این است که اگر آن استمراری که اثنینیت صرفه را به‌وجود می‌آورد نباشد، چگونه تصور می‌شود که یکی از این دو ذات اختصاص به ارتباط دارد به موجود سابق؟! وقتی که ذاتی در بین نباشد که آن معاد را به قبل وصل کند، پس این اثنینیت در اینجا محقق خواهد شد و نمی‌شود که این عین همان قبل باشد.

  • اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد

/