اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

تحلیل استدلال حکماء مشاء بر محال بودن بازگشت موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد ادله حکماء مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با بررسی برهان «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز» آغاز می‌شود که بر اساس آن، اگر اعاده یک شیء جایز باشد، باید ایجاد مماثل آن نیز از ابتدا ممکن باشد که این امر منجر به تسلسل محال می‌گردد. در ادامه، استاد به نقد و بررسی اعتراضات مطرح شده بر این دیدگاه پرداخته و ضمن تفکیک میان مفاهیم «تماثل» و «تشابه»، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا صرفِ تفاوت در زمان، می‌تواند مجوزی برای اعاده یک وجود واحد باشد یا خیر. ایشان با تأکید بر بطلان ذات در هنگام عدم، توضیح می‌دهند که چگونه وحدت ذات در فرض اعاده از میان می‌رود و چرا عقل، تمایز میان معاد و مبتدأ را در عالم واقع ضروری می‌داند. این جلسه با هدف روشن‌سازی مبانی فلسفی در باب هویت و وجود ارائه شده است.

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

1
  • درس چهارصد و بیست و هشتم

  • ادلۀ حکماء مشّاء بر امتناع اعادۀ معدوم (4)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم1

  • الثالثُ لَو جازَ إعادةُ المَعدومِ بِعینهِ لَجازَ أن یوجَدَ ابتداءً ما یُماثِلهُ‌ فی الماهیةِ و جَمیعِ العَوارضِ المُشخِّصةِ لأنَّ حُکمَ الأمثالِ واحدٌ و لَأنَّ التَّقدیرَ أنَّ وجودَ فَردٍ بِهذهِ الصِّفاتِ مِن جُملَةِ المُمکناتِ و اللازمُ باطِلٌ لِعدمِ التَمَیُّزِ بَینَهُ و بَینَ المُعاد لأنَّ التَّقدیرَ اشتراکُها فی الماهیةِ و جَمیعِ العَوارض‌.2

  • حُکمُ الأمثالِ فیما یَجوز وَ فیما لا یَجوز واحد!

  • مطلب سومی که از طرف حکماء مشاء جهت امتناع اعادۀ معدوم مطرح می‌شود این دلیل است که به همان برهان اشتراک امثال فیما یَجوز و فیما لا یَجوز است. براین‌اساس که اگر دو شیء در مسئله و صفت یا عارضه‌ای اشتراک داشته باشند، اگر هر حکمی به‌جهت حیثیت آن موضوع به آن موضوع تعلق بگیرد، عین همان حکم باید بر شیء و موضوع دیگر به‌لحاظ اشتراک در آن عارض هم تعلق بگیرد. این را حُکمُ الامثالِ فیما یَجوز و فیما لا یَجوز واحد می‌گویند.

  • کلام مرحوم آخوند در مسئلۀ امتناع اعادۀ معدوم

  • بناءًعلیٰ‌هذا مرحوم آخوند در مسئلۀ امتناع اعادۀ معدوم نقلاً از ادلۀ قائلین به امتناع می‌فرمایند: اگر قرار باشد اعادۀ معدوم بِعینه جایز باشد، ابتدائاً باید به‌نحو بی‌نهایت بشود که افراد مماثل برای این معدوم هم وجود خارجی داشته باشند.

  • به دو دلیل؛ یکی این است که حُکمُ الأمثال واحِدٌ فیما یَجوز و فیما لا یَجوز؛ در هر وصفی که به یک موضوعی تعلق بگیرد، موضوع دیگر که مانند آن است هم همان وصف را واجد است. بنابراین اگر قرار بر این باشد که معدوم در آنِ دیگر بِنفسه و بِعینه اعاده پیدا کند، باید در وهلۀ اول هم بشود اعاده پیدا کند؛ در وهلۀ اول بشود برای او ثانی و ثالث فرض بشود و هَلُمَّ جرّاً و یَتسَلسل إلی لا نهایة. چرا؟ به‌جهت اینکه هیچ فرقی بین مُعاد و جعل مماثل در ابتدای امر و در استیناف نیست چون هردوی اینها حکم واحد را دارند.

    1. . شنیده‌ام یک قرآنی به شعر ـ ترجمه به شعر ـ چاپ شده است!
      تلمیذ: سبک فردوسی؟
      استاد: سبک فردوسی.
      تلمیذ: جدیداً یعنی؟
      استاد: جدیداً.
      تلمیذ: قبل از این کسی این کار را کرده بود.
      تلمیذ: جدیداً نیست.
      تلمیذ: همین عصر، در چند سال پیش [بود].
      تلمیذ: یکی از معاصرین هم یک هم‌چنین کاری کرده بود.
      استاد: شخصی یک قرآنی برای ما آورده است، آن را که بلند می‌کنم انگار مثل وزنه بردارها [یک وزنه بلند کرده‌ام] جداً شاید ده کیلو باشد! چه کاغذی است؟! ترجمۀ دکتر ابوالقاسم امامی است! او خواسته که یک لغت عربی در ترجمۀ آن نیاید! یک چرت و پرت مزخرفی است! اصلاً هرچه می‌خوانم نمی‌فهمم! چه مرضی داری؟! چه کسی این را بخواند؟! جدی اگر شما خواندید و فهمیدید به شما جایزه می‌دهم! واقعاً یک مزخرفاتی است! اصلاً یک لغات مِن عِندی که منِ ایرانی تابه‌حال نشنیده‌ام! چطور فقط تو شنیده‌ای؟! از کجا اینها را گیر آورده است؟! جدی می‌گویم، یک چیزهای عجیب و غریبی است!
      تلمیذ: سورۀ مائده را سورۀ سفره نوشته است! [سورۀ بقره را] سورۀ گاو [نوشته است]!
      استاد: سورۀ گاو نوشته است!
      تلمیذ: سوره هم نباید بنویسد!
      استاد: سورۀ آهن، حدید را آهن نوشته است! عجب الاغ‌هایی پیدا می‌شوند! عجب هم ندارد، آدم پیدا بشود عجیب است! جداً تو چه انگیزه‌ای داشتی؟! آخر مردک اگر قرآن برای فهمیدن است این‌طور ترجمه را بهتر می‌فهمند یا همین ترجمۀ مثل آدم را بهتر می‌فهمند؟! مثل همین ترجمۀ مرحوم الهی، مثل همین حرف‌های روزمره! امروزه در دانشگاه‌ها خیلی شدید دارند روی این مسئلۀ فارسی [صحبت کردن] و عربی صحبت نکردن فعالیت می‌کنند. افتخار بعضی از استادها و خیلی‌ اشخاص این است که در کلامشان لفظ عربی نمی‌آورند، این باعث افتخار است!
      تلمیذ: منظوم آن اشکالی دارد؟
      استاد: نه! منتها خب آدم کمی نسبت به قرآن احساس سبکی می‌کند. قرآن که مثل کتاب شعر نیست!
      تلمیذ: مثلاً می‌خواسته است قافیه‌های آن را درست کند!
      استاد: بله! دنبال قافیه درست کردن بوده است!
      تلمیذ: ...
      استاد: یک قرآنی به تورش خورده است! یک تُرک بالای کوه بار آورده بود گفتند که چرا اینجا هستی؟ گفت: به ما بار خورد، بالای کوه آمدیم!!
    2. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 359.