
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با بررسی استدلالهای کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه مییابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان میدهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب میشود آنچه پدید میآید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجابهای علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی میدانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق میگردد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با بررسی استدلالهای کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه مییابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان میدهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب میشود آنچه پدید میآید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجابهای علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی میدانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق میگردد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
10وَ نَنقُلُ الکَلامَ إلى آخرِ أجزاءِ عِلتِها و استعدادِ استعدادِ مادَّتِها و هٰکَذا إلى المَبادی القُصوَى و العِللِ العُلیا و سَینکَشفُ لکَ إن شاءَ اللهُ تَعالىٰ بُطلانُ اللازمِ فالمَلزومُ باطلٌ مِثلُه بَیانُ المُلازمةِ مَعلومٌ بِأدنَى التِّفاتِ مِن العَقلِ.
ما نقل کلام میکنیم به آخر اجزاء علت این ذات شخصیه و قابلیتِ قابلیت ماده چون خود آن ماده هم مستند به یک قابلیت دیگر است که آن این را بهوجود آورده است تااینکه به خدا برسد که بعداً اینها را میگوییم.
بیان ملازمت بِأدنَى التِّفاتِ از عقل معلوم است خب این مشخص است که تسلسل پیدا میشود و اصلاً بهطورکلی همۀ سلسلۀ عالم بههم میخورد و همه باید پیدا بشود و دوباره بیاید و این اصلاً معنا ندارد که آنچه که در قبل بوده است با تمام سلسلۀ علل در اینجا حضور پیدا کند. این همان تعدد با حفظ وحدت است که اینها مستحیل هستند.
کَیفَ و لَو لَم یَکُنِ الإستعدادُ و العِلةُ هُما هُما بِعینهِما لَم یَکنِ المُعادُ المَفروضُ إعادیاً بَل إنَّما یَکونُ استینافیاً مُماثلاً لِلابتدائی السّابقِ و یَتوهمَّ أنَّهُ أعادی.
اگر استعداد و علت همان دوتا بعینه نباشند یعنی دیگر معاد اعاده بهحساب نمیآید بلکه این استینافی است. اگر خدا بیاید همین جسم را بعداً خلق کند اعاده نمیگویند. میگویند که استیناف کرده و دوباره خلقش کرده است.
سؤال اینجایی است که این جسم با سلسلۀ عللش از کجا درآمد تا در شکم مادر برود و جنین و فلان و مسائل دیگری که بهتر از بنده میدانید!! تمام اینها تا جبرئیل همه باید اعاده پیدا بکنند و دوباره از اول تشریف بیاورند و خلاصه در اینجا اعلام حضور کنند. استینافی است که مماثل با ابتدایی ثابت است و یکی خیال میکند که این اعاده است اما در واقع استیناف است.
فَإذَن إنَّما یُمکنُ إعادةُ الهویةِ الوجودیَة لَو عادتِ الاستعداداتُ بِجُملتِها و الأدوارُ الفَلکیةُ و الأوضاعُ الکوکبیةُ بِرمَّتِها و جُملةُ ما سَبقَت فی النِّظامِ الکُلی بِجمیعِ لَوازمِها و تَوابعِها حَتى فی کونِها ابتِدائیة و الفِطرةُ الصَّحیحَة غَیرُ مُتوقفةٍ فی تَکذیبِ هذا الوَهم.
