اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت

14٬099
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه می‌یابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان می‌دهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب می‌شود آنچه پدید می‌آید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجاب‌های علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی می‌دانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق می‌گردد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه می‌یابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان می‌دهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب می‌شود آنچه پدید می‌آید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجاب‌های علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی می‌دانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

13
  • استاد: بله دیگر حضرت که نگفتند کدام را بده!

  • بَلِ الطَّریقُ إلى مَعرفةِ تِلکَ الأسرارِ مُنحصرٌ فی سبیلَینِ إمّا سَبیلُ الأبرارِ مِن إقامةِ جَوامعِ العِبادةِ و إدامةِ مَراسمِ العَدالةِ و إزالَةِ وَساوسِ العادَةِ و إمّا سَبیلُ المُقرَّبینَ مِنَ الریاضاتِ العِلمیةِ.1

  • انحصار طریق معرفت اسرار در دو راه

  • است: یک راه، راه ابرار است؛ ﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡأَبۡرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ﴾2 از اینکه اینها مراتب نفس را با اعمال‌ رویه، مراقبه، مجاهده، اتیان عبادات، تزکیۀ نفس، ادامۀ مراسم عدالت، عفت، امثال‌ذلک و ازالۀ وساوس عادت و شیطان انجام می‌دهند.

  • یا سبیل مقربین است که اینها روح خودشان را به تأمل و تفکر و تزکیۀ روحانی وادار می‌کنند و مشمول کلام پیغمبر می‌شوند که فرمودند:

  • یا عَلیّ، إذا رأیتَ الناسَ یتَقرَّبونَ إلیٰ خالِقهم بِأنواعِ البِرّ، فتقَرَّب أنتَ إلیه بِعقلِک تَسبِقهم!3

  • آن دیگر مسئلۀ مقربین است که آنها روح خودشان را با إعمال حکمت نظری به مقام تسویه وا می‌دارند که آنها مراتب بالاتری دارند.

  • وَ توجیهِ القوَى الإدراکیةِ إلى جانبِ القُدسِ و تَصقیلِ مِرآةِ النَّفسِ الناطقةِ و تَسویتِها لِئلاّ یَتدنَّسَ بِالأخلاقِ الرَّدیةِ و لَم تَصدأ بِما یورده الحَواسُّ إلَیها مِن أوصافِ الأجسامِ و لَم یَتعوَّج بِالآراءِ الفاسدةِ.

  • توجیه قوای ادراکیه به جانب قدسی و آینۀ نفس ناطقه را صیقلی می‌دهند و به حال اعتدال مزاجی درمی‌آورند تا به اخلاق ردیه تدنس پیدا نکنند و صدمه نبینند به آنچه که حواس از اوصاف و اجسام و وارد شدن در عالم حیوانات و ماده بر آنها وارد می‌کند و آنها به‌واسطۀ آراء فاسده به اعوجاج نیفتند.

  • فَإنَّها حینئذٍ یُتراءَى صورُ الحَقائقِ الإیمانیةِ و یُشاهد الأمورُ الغائبَةِ عَن حَواسِّها و تَعقُّلِها بِصفاءِ جوهرها.

  • اینها در این موقع صور حقایق ایمانیه را می‌بینند و امور غائبه را از حواس خودشان و تعقلشان به صفاء جوهر خودشان مشاهده می‌کنند؛ یعنی این دو دسته می‌توانند، یکی افرادی که با تزکیۀ نفس و مراقبه و مجاهده به یک مرتبۀ صفای باطن برسند و حقایق بر آنها به‌واسطۀ مکاشفات و اتصالشان به آن روح قدسی منکشف بشود یا بالاتر از اینها افرادی که به مرحلۀ مقربین رسیده‌اند و آنها دیگر به صفای سرّشان احکام را از آن مبدأ تشریع استنباط می‌کنند. این دو دسته هستند والاّ با نشستن و جدل و کلام و این حرف‌ها چیزی از مسائل و احکام شرعی برای انسان ثابت نمی‌شود.

    1. . همان، ص 361 و 362.
    2. . سوره مطففین (83) آیه 18. معاد شناسی، ج 7، ص 103:
      «چنین نیست (که شما کافران پنداشته‌اید) بلکه حقّاً نامه عمل و کتاب نیکوکاران در مقامى بس مرتفع و عالى است که آن را علّیون گویند.»
    3. . مشکاة الأنوار، طبرسی، ص ٢٥١؛ إحیاء علوم الدّین، ج ٣، جزء ٨، ص ٢٩؛ با قدری اختلاف در مصادر. مبانی اخلاق در آیات و روایات، ج ۲، ص 112.
/ 260