
نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم
بررسی عقاید اهل کلام و ضرورت بهرهگیری از عقل و حکمت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تبیین اشکالات اهل کلام در اعاده اعراض آغاز شده و به نقد رویکردهای سست و غیرمنطقی آنان در مواجهه با حقایق هستی میرسد. استاد با اشاره به اینکه بسیاری از این مباحث تنها در فضای وهم و تخیلات ذهنی شکل گرفته است، بر ضرورت کنار گذاشتن تعصبات و خرافات تأکید میورزند. ایشان با تبیین جایگاه عقل و حکمت در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، تفاوت میان «تعبد» و «تحقیق» را روشن کرده و مخاطبان را به تفکر و فهم عمیق مطالب دعوت میکنند. در نهایت، این جلسه بر لزوم حرکت بر اساس معیارهای مبرهن و منطقی برای رسیدن به حقیقت تأکید دارد و هشدار میدهد که بدون بهکارگیری عقل، حتی با ظواهر دینی نیز نمیتوان به کمال حقیقی دست یافت.
نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تبیین اشکالات اهل کلام در اعاده اعراض آغاز شده و به نقد رویکردهای سست و غیرمنطقی آنان در مواجهه با حقایق هستی میرسد. استاد با اشاره به اینکه بسیاری از این مباحث تنها در فضای وهم و تخیلات ذهنی شکل گرفته است، بر ضرورت کنار گذاشتن تعصبات و خرافات تأکید میورزند. ایشان با تبیین جایگاه عقل و حکمت در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، تفاوت میان «تعبد» و «تحقیق» را روشن کرده و مخاطبان را به تفکر و فهم عمیق مطالب دعوت میکنند. در نهایت، این جلسه بر لزوم حرکت بر اساس معیارهای مبرهن و منطقی برای رسیدن به حقیقت تأکید دارد و هشدار میدهد که بدون بهکارگیری عقل، حتی با ظواهر دینی نیز نمیتوان به کمال حقیقی دست یافت.
نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم
13اما یک وقتی نه! خود مسیر برای طرح قضیه را باز گذاشته است، در آن موارد که باز گذاشته مسئله اینطور است. برای خود انسان هم اتفاق میافتد. منبابمثال در بعضی موارد اتفاق افتاده رفقا و دوستان میآیند میگویند که اینطور است. من میگویم که نه! فقط همین قسم است یعنی با توجه به ذهنیاتی که برای من نسبت به یک مطلب هست، این باید به این کیفیت انجام بشود. حالا نمیتوانم خصوصیاتش را بگویم یا بهطورکلی اصلاً مسئله از این دایرۀ چیز خارج است و خیلی ارتباطی با مصالح و مفاسد خارجی ندارد. ولی آن خیلی حالا مورد شذّ و نَدَر است.
تشویق و تأیید علامۀ طهرانی نسبت به نظر دادن پیرامون مسائل همراه با تحقیق
ولی در غالب از مسائل اصلاً بنای ما بر این است که هر عملی که انجام میدهیم اولاً منطبق بر آن مبانی باشد و ثانیاً عقل در اینجا دخالت مستقیم داشته باشد. وقتی که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به من میگویند که برو کتاب را بخوان و نظرت را بگو. من میآیم به ایشان میگویم که هنوز من نظر مخالفین را ندیدهام تااینکه نسبت به نظر شما قضاوت بکنم، چرا ایشان با انگشت به من اشاره میکنند و رو به آقا سید محمدصادق میکنند و سه بار میگویند که احسنت، احسنت احسنت؟! این بهخاطر چیست؟! بهخاطر این است که میگویند: راه من این است. غیر از آن مسائل تعبدی و مسائل خاص، بقیه این است. این قسم انجام بده فهمت باز میشود! این قسم انجام ندهی فهمت باز نمیشود.
لذا شما میبینید حرف آقا را میگیرند و 180 درجه اینطرف میکنند. فهم ندارند! مطلب آقا را میشنوند، 180 درجه برمیگردانند. چون نخواسته فهمش را بهکار بیندازد اما اگر کسی مبنای آقا دستش بیاید یک حرف آقا را بشنود میفهمد این حرف آقا هست یا نیست، این از آقا صادر میشود یا نمیشود؟ این میشود بربیاید یا نه؟ اینها چیزهایی است که اصل و اساس بر این است.
