
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلالهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلالهای سست برخی متکلمین میپردازند که با تمسک به کلام ابنسینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار میدهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان میدهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی میشود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوتهای شتابزده، بر این نکته تأکید میشود که درسخواندن بهتنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیینکننده در درک واقعیتها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلالهای سست برخی متکلمین میپردازند که با تمسک به کلام ابنسینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار میدهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان میدهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی میشود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوتهای شتابزده، بر این نکته تأکید میشود که درسخواندن بهتنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیینکننده در درک واقعیتها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
9تلمیذ: آیۀ قرآن در جریان عزیر پیغمبر آیا خودش بر معاد جسمانی دلالت نمیکند؟!
استاد: آن به امکان وقوعیِ این دلالت میکند، نه بر وجوب، در اینکه این قسم خواهد شد و به این کیفیت باید باشد، نه! حضرت عزیر میگوید که شما چطور مردهها را زنده میکنید؟! خدا میگوید که من اینطوری روح را میآورم بر بدن و تعلّق میدهم یعنی ممکن است که روح تعلّقی به بدن بگیرد در امکان وقوعی ولی بر وجوبش که حتماً اینطور هست دلالت ندارد. ظهور هست اما اینکه دلالت بر وجوب مسئله نمیکند. در لسان ائمه خصوصیاتش هم وارد شده است.
تلمیذ: از خود این و انکار مشرکین و کفار نسبت به اعادۀ با همین بدن معلوم میشود تبادر ذهنی به عدم امکان معاد جسمانی است و این در زمان خود رسول الله و پیغمبران هم بود. چرا حضرت عزیر به خدا اینطور میگوید؟ چون در ذهنشان تبادر این بود که اصلاً معاد جسمانی امکان ندارد، تازه تمام مخالفین هم در این قضیه بهخاطر همین تبادر ذهنی این اشکال را به پیغمبر وارد میکنند.
استاد: بحث ما در امکانش هست ما ایراد نمیکنیم. صحبت در وجوب است.
تلمیذ: میخواهم بگویم که برعکس است. شما فرمودید که در معاد جسمانی هم در اینطرفش اشکالی نیست، ما میگوییم که چرا اشکال نیست؟ در تبادر ذهنی آن اشکال هست.:
استاد: نه، دو مسئله هست؛ یکی اینکه آیا اصلاً معاد هست یا نه؟ ﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا﴾1 این یک مسئله است. دوم اینکه آنها چون خودشان را جسم میپندارند، معاد را هم معاد جسمانی میپندارند، اما اگر خودشان را روح بپندارند خب اشکال به پیغمبر نمیکنند.
تلمیذ: خب حضرت عزیر چطور؟! او که دیگر خودش را روح میپندارد.
استاد: نه، چون حضرت عزیر میداند معاد، معاد جسمانی است، از این نظر برایش اشکال هست. او میداند که خدا به گفته است که معاد، معاد جسمانی است. آنوقت بعد میگوید که چطور معاد جسمانی باشد؟! والاّ در روحانیتش هیچ شک ندارد.
- . سوره مؤمنون (٢٣) آیه ٣٧:
﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ﴾. معاد شناسی، ج ٥، ص ٢٥٧:
«غیر از زندگی دنیا چیزی نیست؛ ما زنده میشویم و میمیریم، و برای ما بعث و نشور و حشری نخواهد بود.»
- . سوره مؤمنون (٢٣) آیه ٣٧:
