
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلالهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلالهای سست برخی متکلمین میپردازند که با تمسک به کلام ابنسینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار میدهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان میدهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی میشود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوتهای شتابزده، بر این نکته تأکید میشود که درسخواندن بهتنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیینکننده در درک واقعیتها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
1درس چهارصد و سی و یکم
جواب مرحوم آخوند به مبنای متکلمین در اعادۀ معدوم (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و مِن عجیبِ الأمرِ أیضاً أنَّ بعضاً مِن هؤلاءِ استَدَلَّ على إمکانِ الإعادةِ بِما قد سَمَعَ مِن کلامِ الحکماءِ الکِرامِ أنَّهم یَقولونَ کلَّ ما قَرَعَ سَمعَکَ.1
ایراداتی مرحوم آخوند بر متکلمین وارد داشتند، عرض شد. اینها در اهلتسنن زیاد هستند یا حتی در خود تشیع هم متکلمین در این زمینه کم نیستند که اینها هم بر همین روش و همین مبنا هستند.
فرق مسئلۀ کلام با مبانی کلامیه
البته یک مطلب را ما فراموش کردیم بگوییم که مسئلۀ کلام با مسئلۀ مبانی کلامیه دوتاست. بحث کلامی آن بحثی است که از اعتقادات دین در آن صحبت به میان میآید مانند مبادی مبدأ و معاد و بین مبدأ و معاد که رسالت و امامت و آثار و خصوصیات مثل مقام عصمت و خطا و امثالذلک خصوصیاتی است که در کلام از او بحث میشود و این مسائل مطرح میشود. مباحث فلسفه راجع به اصل وجود بحث میکند و کاری به دین و غیر دین ندارد. منتها در محدودۀ دین طبعاً اگر فرد نسبت به مسائل دین هم وارد باشد میتواند بین مسائل فلسفی و مسائل دینی وفق ایجاد کند و اگر نسبت به مسائل دینی وارد نباشد آنوقت دراینصورت ممکن است با مسائل دینی تعارض و تخالف در مبانیاش پیدا بشود، این دو بحث متفاوت در فلسفه و کلام است.
منتها نسبت به کلام، افراد و متکلمین در این قضیه فرق میکنند بعضی از اینها خودشان اهل فلسفه بودند مثل مرحوم خواجه یا مرحوم علامه حلّی یا مرحوم شیخ مفید یا مرحوم سید مرتضی خود اینها هم اهل فلسفه بودند و تألیفات فلسفی دارند. یا مانند افرادی که بعد آمدند از متأخرین مثل فقهاء بزرگان مرحوم شیخ ملا علی نوری یا مثل زنوزی یا بزرگانی مثل مرحوم آقا شیخ محمدرضا قمشهای و یا مثل مرحوم علامه طباطبائی که این افراد همه از متکلمین هستند چون مباحث آنها در حولوحوش معارف مبدأ و معاد دور میزند، گرچه خود آنها هم اهل فلسفه و حکیم بودند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 364.
