اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی ماهیت قضایای سالبه و سلب نسبت

تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره عدم و نسبت در قضایا

14٬044
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای سالبه و نحوه سلب نسبت در آن‌ها می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم و جایگاه آن در قضایا آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان وجود محمولی و وجود رابطی و چگونگی شکل‌گیری قضایای بسیطه و مرکبه بر اساس نظر متقدمین و متأخرین تحلیل می‌گردد. استاد با نقد خلط میان قضایای سالبه و قضایای موجبۀ سالبة‌المحمول، به این نکته می‌پردازند که سلب در قضایای سالبه به معنای رفع نسبت بین موضوع و محمول است. در پایان، با طرح اشکالات علمی بر مبنای مرحوم آخوند، این مسئله روشن می‌شود که اگرچه در عالم خارج عدم شیئی نیست، اما در عالم ذهن و اعتبار، متکلم می‌تواند با ایجاد سلب، نسبت‌های خاصی را نفی کند که این امر در ساختار قضایا کاملاً معتبر و قابل‌فهم است.

بررسی ماهیت قضایای سالبه و سلب نسبت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای سالبه و نحوه سلب نسبت در آن‌ها می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم و جایگاه آن در قضایا آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان وجود محمولی و وجود رابطی و چگونگی شکل‌گیری قضایای بسیطه و مرکبه بر اساس نظر متقدمین و متأخرین تحلیل می‌گردد. استاد با نقد خلط میان قضایای سالبه و قضایای موجبۀ سالبة‌المحمول، به این نکته می‌پردازند که سلب در قضایای سالبه به معنای رفع نسبت بین موضوع و محمول است. در پایان، با طرح اشکالات علمی بر مبنای مرحوم آخوند، این مسئله روشن می‌شود که اگرچه در عالم خارج عدم شیئی نیست، اما در عالم ذهن و اعتبار، متکلم می‌تواند با ایجاد سلب، نسبت‌های خاصی را نفی کند که این امر در ساختار قضایا کاملاً معتبر و قابل‌فهم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی ماهیت قضایای سالبه و سلب نسبت

8
  • مطلبی که در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که وقتی بحث ما در عالم اعیان است؛ در آنجایی که وجود برای موضوع ضرورت دارد، در آنجا حرفی نداریم مثل اینکه الله واجبُ الوجود بِالضَّرورة. یا فرض کنید زیدٌ موجودٌ بِالضَّرورة حالا زیدٌ موجودٌ بِالضَّرورة که می‌گویند، غلط است و باید بگویند: زیدٌ موجودٌ بِالإمکان. اما صحبت ما این است که ماهیت در وعاء خودش، نسبتش به وجود سیّان است یا امتناع یا ضرورت است؟ سیّان است.

  • پس خود ماهیت لَو خُلّیَ و طَبعَه نسبتش با وجود صرف‌نظر از جنبۀ علیت وجود برای او، وجود برای او عدم است و برای او ضرورت نیست. پس چرا شما در اینجا مواد را به دو چیز تقسیم کرده‌اید؛ یکی به ضرورت و یکی به امکان؟! امکان که عدم است. اگر امکان عدم شد، حالا شما می‌گویید: ما این امکان را به‌لحاظ علیت وجود برای او آورده‌ایم. اگر به‌لحاظ علیت بگوییم، دیگر نسبت ماهیت امکان نخواهد بود بلکه ضرورت خواهد بود. لذا در زیدٌ موجودٌ، اگر به‌لحاظ علیت وجود برای موضوع می‌گویید: زیدٌ موجودٌ، پس نباید بگویید: زیدٌ موجودٌ بِالإمکان بلکه باید بگویید: زیدٌ موجودٌ بِالضَّرورة. اگر صرف‌نظر از وجود و علت برای او درنظر می‌گیرید، خود ماهیت فی‌حد‌ّنفسه أمرٌ عدمیٌ إلّا أن یَترتَبَ عَلیهِ العِلّة، لو تَعلَّقَ بِه العِلَّة صارَت موجوداً. پس امکانی که خود ماهیت فی‌حدّنفسه در عالم خارج دارد، این امکان مساوق با عدم است مگر اینکه علت وجود بیاید! پس ما در خارج یک ماده بیشتر نداریم و آن ماده ضرورت است! شما که ماده را به ضرورت و امکان تقسیم کرده‌اید، در اینجا ایراد وارد می‌شود.

  • سیّان بودن نسبت ماهیت در عالم ذهن به وجود و عدم

  • اگر بخواهید بگویید: ما به عالم خارج کاری نداریم بلکه با عالم ذهن کار داریم، نسبت خود ماهیت در عالم ذهن به وجود و عدم سیّان است. حالا که نسبت ماهیت به وجود و عدم سیّان شد پس ماهیت ممکن الوجود است و اگر این‌طور باشد پس شما می‌توانید در اینجا عدم را حمل کنید و امتناع را هم بیاورید چون امتناع و عدم مانند امکان از معقولات ثانیه است و ظرف تحقق اینها ذهن است و اینها ظرف تحقق خارجی ندارند. این‌هم از این نقطه‌نظر که بر اینها اشکال وارد شد.

/ 0