
ماهیت سلب و نسبت آن در قضایای منطقی
تحلیل دیدگاههای حکمی در باب سلب و نسبتهای سلبی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت سلب و جایگاه آن در قضایای منطقی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا سلب به عنوان یک امر عدمی، میتواند محمولی برای قضیه باشد یا نقشی در ایجاد ربط میان موضوع و محمول ایفا کند. استاد با نقد دیدگاههای موجود در حکمت عامه، به بررسی تفاوت میان قضایای سالبه و موجبات پرداخته و دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند را در تفکیک میان انواع قضایای سالبه و معدوله به چالش میکشند. در ادامه، این نکته تبیین میشود که اگرچه سلب در خارج از نفس، امری عدمی و فاقد تعین است، اما در ساحت ذهن و نفس، به عنوان یک امر قابل احساس، مورد حکایت واقع میشود. این جلسه با هدف تبیین دقیق طریق وصول به حق و کیفیت سیر الی الله، مباحث منطقی را از حاشیه به متنِ فهمِ حقیقتِ وجود بازمیگرداند تا مخاطب دریابد که چگونه سلب، نه به عنوان یک امر وجودی، بلکه به عنوان ابزاری برای رفع نسبت در قضایا عمل میکند.
ماهیت سلب و نسبت آن در قضایای منطقی
1درس چهارصد و سی و هشتم
بحث در رابطی نبودن عدم (7)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تکوینی بودن مسیر و راه نزول نفس به عالم کثرت
تلمیذ: در جلسات عنوان بصری راجع به آن أکلی که آدم و حوا داشتند فرمودید که تمام افراد بنیآدم هم داشتند که به این عالم نزول پیدا کردند، این در واقع یک شجرۀ منهیهای بود، این را ائمه و پیامبر به چه کیفیتی استفاده کردند که سبب نزول آنها شد بااینکه منهیه بود؟!
استاد: این مسئلۀ خوردن و اینها جنبۀ سمبلیک دارد. نظر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بر این بوده که میفرمودند: این قضیهای که در بهشت و اینها بوده و خوردن از حنطه در آنجا مربوط به حضرت آدم و حوا است که نسل بنیآدم از این دو است. من از ایشان سؤال کردم که این مسئله جنبۀ عمومیت دارد چون تا کسی تعلق به این عالم ماده نگرفته باشد بنابراین نزول در عالم ماده و عالم کثرت محقق نمیشود. ایشان فرمودند: بله، تا هر نفسی متمایل به عالم ماده نشده باشد این نزول و تکوّن مادی او محقق نیست ولی این قضیهای که در قرآن هست این مربوط به حضرت آدم و حوا است منتها از نظر تعلق به این عالم این امر ﴿وَلَا تَقۡرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾1 این همان نحوۀ نزول آنها است نهاینکه اینها مرتکب اثم و ذنب شده باشند یعنی وقتی این نفسی را که خدای متعال خلق کرده و در این نفس دو جنبۀ روحانیت و مادیت و تعلق به کثرات قرار داده است، نفسِ این وجودِ جنبۀ کثرتی، اقتضاء تمایل به عالم ماده، عالم کثرات، عالم اهویه، نفسانیات و امثالذلک را میکند.
بنابراین این مسیر و راه نزول نفس به عالم کثرت یک راه تکوینی است که خدا قرار داده است! این راه راهی است که خدا قرار داد! اینطور نیست که شخصی در آنجا بود و این تعلق و تمایل به کثرت را پیدا نکرد و درعینحال در این دنیا آمد، نه مسئله به این نحو نیست بلکه هر کسی که در اینجا آمده و در این دنیا نزول پیدا کرده است، نفس او از نظر تکوینی متمایل به اینجا بود و براساس تکوینی که خدا در این نفس و در او قرار داد این کار را انجام میدهد.
- . سوره بقره (2) آیه 35.
ترجمه: «و به این درخت نزدیک نشوید که [اگر نزدیک شوید] از ستمکاران خواهید شد.» (محقق)
- . سوره بقره (2) آیه 35.
