
نقد منطقی بر ادعاهای بیپایه در سلوک
آسیبشناسی تمسک به قواعد منطقی در تعیین جانشین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با بهرهگیری از مبانی منطقی و اصولی، به نقد رفتارهای غیرمنطقی و ادعاهای بیپایه در مسیر سلوک میپردازد. ایشان با تبیین جایگاه قواعد منطق به عنوان ابزار ضروری برای تصحیح فکر و شناخت حق، توضیح میدهند که چگونه نادیده گرفتن این قواعد و تمسک به عام در شبهه مصداقیه، منجر به انحراف در تشخیص مصادیق ولایت و وصایت میشود. استاد با اشاره به نمونههای عینی، نشان میدهند که چگونه برخی افراد با استفاده از مقدمات صوری و بدون احراز شرایط واقعی، به تعیین جانشین دست میزنند. در نهایت، ایشان ضمن نقد پاسخهای سست و مجازفات برخی متأخرین در مواجهه با مسائل پیچیده منطقی، تأکید میکنند که بدون تسلط بر مبانی علمی و عرفانی، ورود به این عرصهها جز سردرگمی و خروج از مسیر حق نتیجهای در بر نخواهد داشت.
نقد منطقی بر ادعاهای بیپایه در سلوک
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با بهرهگیری از مبانی منطقی و اصولی، به نقد رفتارهای غیرمنطقی و ادعاهای بیپایه در مسیر سلوک میپردازد. ایشان با تبیین جایگاه قواعد منطق به عنوان ابزار ضروری برای تصحیح فکر و شناخت حق، توضیح میدهند که چگونه نادیده گرفتن این قواعد و تمسک به عام در شبهه مصداقیه، منجر به انحراف در تشخیص مصادیق ولایت و وصایت میشود. استاد با اشاره به نمونههای عینی، نشان میدهند که چگونه برخی افراد با استفاده از مقدمات صوری و بدون احراز شرایط واقعی، به تعیین جانشین دست میزنند. در نهایت، ایشان ضمن نقد پاسخهای سست و مجازفات برخی متأخرین در مواجهه با مسائل پیچیده منطقی، تأکید میکنند که بدون تسلط بر مبانی علمی و عرفانی، ورود به این عرصهها جز سردرگمی و خروج از مسیر حق نتیجهای در بر نخواهد داشت.
نقد منطقی بر ادعاهای بیپایه در سلوک
3من در یک جلسهای بودم از آنها سؤال کردم که ولیّ به چه کسی میگویند؟! چند نفری آمده بودند، گفتند: به آن کسی که سفرها را رفته باشد؟ گفتم که کربلا و نجف را میگویی یا ایتالیا و ژاپن را میگویی؟! کدام؟! گفت: سفر خلق و فلان و... گفتم: اصلاً میفهمید چه چیزی است؟! باهم رفته باشد و یا در طول رفته باشد یا مقارن رفته باشد؟! گفتم: جواب بدهید، این سفرها را رفته باشد یعنی چه؟! همه ماندند. گفتم که آقا حالا شما میخواهید ولیّ تعیین کنید؟! شما که خودتان نمیفهمید این آقا چه کسی بود، حالا میخواهید وصی قرار بدهید؟! گفتم: دمودستگاهتان را جمع کنید و بروید درستان را بخوانید! شما را چه به اینکه بلند شوید و دنبال این اوضاع و حرفها راه ببیفتید.
بعد گفتم: بفرمایید ببینم مگر آقای حداد بعد از آقای قاضی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ چیز نشده بود؟! مگر مرحوم آقا نگفتند که ایشان تا اواخر عمرشان تردد در سفر مِنَ الحقِ إلی الخلق داشت؟! چطور شخصی که هنوز بقاء فعلی پیدا نکرده است میتواند دستگیری بکند؟! مگر لازمۀ دستگیری بقاء فعلی نیست و اینکه بقائش به فعلیت رسیده باشد؟! این که هنوز نمیتواند در مرتبۀ بقاء تثبّت و ثبوت داشته باشد چطور شاگرد پذیرفته است و اینهمه شاگرد داشته است؟! جواب چیست؟! پس نمیدانید! شما بقاء را نمیدانید چیست! آیا این حال بقاء منافاتی با آن رجوع دارد یا ندارد؟! این چه کیفیتی است؟! بین حالِّ او و ملکۀ او چه اختلافی هست؟! کدامیک از این دو قضیه منافات با تربیت دارد و کدام منافات ندارد؟! همین یک ولیّ خدا شنیدهاند و یا علی! راه بیفت صلوات بفرستید و این حرفها ...!
بدون توجه به قواعد [این کارها را کردند] همین قاعدۀ تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه بهعنوان یک قاعدۀ اصولی، اگر به همین عمل میکردند این کارها را نمیکردند! حالا اگر قرار باشد این منطق مورد تشکیک قرار بگیرد، قواعد منطق موجب و دستخوش نقد و ایراد قرار بگیرد درنتیجه آن مبانی مترتب بر منطق هم که مبانی فلسفی مفاهیم کلیۀ معرفتی است که آن مفاهیم کلیۀ معرفتی بهواسطۀ قواعد منطق است که میتواند اثبات بشود آنها هم دستخوش تغییر قرار میگیرید. از این نظر ایشان این مسئله را به عائق از سلوک و طریق إلی الله قلمداد میکند.
