اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد منطقی بر ادعاهای بی‌پایه در سلوک

آسیب‌شناسی تمسک به قواعد منطقی در تعیین جانشین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با بهره‌گیری از مبانی منطقی و اصولی، به نقد رفتارهای غیرمنطقی و ادعاهای بی‌پایه در مسیر سلوک می‌پردازد. ایشان با تبیین جایگاه قواعد منطق به عنوان ابزار ضروری برای تصحیح فکر و شناخت حق، توضیح می‌دهند که چگونه نادیده گرفتن این قواعد و تمسک به عام در شبهه مصداقیه، منجر به انحراف در تشخیص مصادیق ولایت و وصایت می‌شود. استاد با اشاره به نمونه‌های عینی، نشان می‌دهند که چگونه برخی افراد با استفاده از مقدمات صوری و بدون احراز شرایط واقعی، به تعیین جانشین دست می‌زنند. در نهایت، ایشان ضمن نقد پاسخ‌های سست و مجازفات برخی متأخرین در مواجهه با مسائل پیچیده منطقی، تأکید می‌کنند که بدون تسلط بر مبانی علمی و عرفانی، ورود به این عرصه‌ها جز سردرگمی و خروج از مسیر حق نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

نقد منطقی بر ادعاهای بی‌پایه در سلوک

1
  • درس چهارصد و چهل و چهارم

  • بررسی کیفیت موضوع در قضیۀ سالبۀ معدولة المحمول (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • تلمیذ: این تشکیکات چطور به سیر إلی الله ضرر می‌رساند؟!

  • مقصود از فلسفه

  • استاد: مقصود از فلسفه عبارت از تصحیح فکر است که به‌واسطۀ تصحیح فکر، انسان راه خودش را در مبانی و در تئوری می‌تواند تصحیح کند و آن حق را از میان قضایا بیرون بیاورد و همین‌طور در خیلی از موارد دیگر مثل کیفیت مبانی عامه و خاصه، ضروریه و غیر ضروریه، بتواند آن حقیقت مطلب را به‌دست بیاورد که آن عبارت از حاقّ واقع [است] و [اینکه] راه و مسیر او را برای شناخت پروردگار واضح کند.

  • فلسفه از نقطه‌نظر نتایج مبتنی بر قواعد منطق

  • طبیعی است که فلسفه از نقطه‌نظر نتایج مبتنی بر قواعد منطق است و تا قواعد منطق درست نباشد این مسائل فلسفی نمی‌تواند نتیجه بدهد و همۀ مسائل فلسفی مبتنی بر قواعد است و قواعد کلیاتی است که آن کلیات قواعد میزان و منطق چه در باب برهان و چه جدل و امثال‌ذلک باید مبتنی بر او بشود. انسان کیفیت برهان را از جدل بفهمد، مغالطه را از خطابه تشخیص بدهد و فرق بین قضایایی که مبتنی بر ضروریات و بدیهیات است و قضایایی که مبتنی بر شایعات و مسائل عرفی است و از برهان به دور است را بفهمد. طبعاً وقتی که قواعد میزان و منطق مورد نقض قرار بگیرد حجیت علم منطق هم تقریباً ازبین خواهد رفت.

  • فلسفه‌ای هم که مبتنی بر منطق است نمی‌تواند برای انسان یقین‌آور و علم‌آور باشد لذا از این نظر ایشان این مطلبِ ازبین رفتن منطق را ازدست دادن ابزار و آلات سالک راه خدا می‌دانند و این قضیه خیلی عجیب است! فرض کنید یکی از چیزهایی که ما در باب اصول داریم ـ این به اصول مربوط می‌شود چه برسد به اینکه در منطق باشد ـ تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه ایراد و اشکال دارد فرض کنید که اگر شارع بگوید: انفاق بر فقیر در فلان روز واجب است مثلاً فطریه در روز اول ماه شوال واجب است که به فقیر داده شود. انسان باید فطریه را کنار بگذارد و به فقیر بدهد. اگر انسان در فقر یک فرد شک کند خب نمی‌تواند به حکم شارع که بر انفاق بر فقیر و اخراج فطریه است بیاید فطریه‌اش را به این بدهد. این تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه است. اول باید فقر احراز بشود و بعد از آن که احراز شد انسان فطریه را به او بپردازد.