
بررسی امکان عام در کلام میرداماد
تحلیل نسبت میان امکان عام، وجوب و امتناع
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان عام» و دیدگاههای حکیمان بزرگ پیرامون آن میپردازند. بحث با بررسی ایرادهای وارد شده بر قضایای منطقی و پاسخهای مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی آغاز میشود که بر عدم تکرار حد وسط در قیاس تأکید دارد. در ادامه، دیدگاه مرحوم میرداماد و قطبالدین شیرازی در تعریف امکان عام و مواجهه آنها با اشکالات منطقی مطرح میشود. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، تفاوت نگاه به امکان عام را از منظر جهات وجودی و عدمی تحلیل کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که آیا امتناع و وجوب میتوانند در تحت امکان عام قرار گیرند یا خیر. این جلسه با هدف شفافسازی اصطلاحات تخصصی فلسفی و رفع سوءتفاهمهای رایج در باب نسبت میان ماهیت، وجود و ضرورت، مسیر استدلالی دقیقی را برای مخاطب ترسیم میکند تا جایگاه دقیق امکان عام در نظام هستیشناختی روشن شود.
بررسی امکان عام در کلام میرداماد
1درس چهارصد و چهل و نهم
بررسی اقسام امکان عام در کلام مرحوم میرداماد (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و بَعضُ سادةِ أعاظم الحُکماءِ أدامَ اللهُ عُلوَّهُ فَصَّلَ الکَلامَ فی هذا المَقامِ قائِلاً بِأنَّ الإمکانَ العامَ هوَ ما یُلازِمُ سَلبَ ضَرورةِ عَدمِ الشِّیءِ فَإنَّهُ سَلبُ الضَّرورة عَن الجانبِ المُخالفِ و الجانبُ المُخالفُ إمّا عَدمُ ما یَتَّصف.1
کلام مرحوم صدرالمتألهین نسبت به مسئله روشن شد. ایرادی که نسبت به قضایای منطقیه شده بود، در ایراد دوم بین ممکن عام و ممکن خاص در صورت اعم و اخصیت در نقیضین ایرادی که وارد میشد در انضمام عکس نقیض یکی از مقدمه به یک قضیه که دو قیاس را نتیجه میداد، مرحوم آخوند اشکال و تناقضی که در نتیجه بهوجود میآمد را بیان کردند.
مرحوم خواجه جواب بسیار متقن و محکمی از این مسئله دادند که بازگشتش به عدم تکرر حدّوسط در دو قیاس بود. زیرا در یک قیاس منظور از عدم امکان خاص، آن معنای لا شیئیت و لا موجودیت و عدم بود که کُلُّ ما لَیسَ بِمُمکنٍ عام فَهوَ لَیسَ بِمُمکنٍ خاص. آن چیزی که در تحت امکان عام قرار نمیگیرد که مقصود از او لا شیء بود که خارج از دو طرف نقیض بود؛ یعنی نقیض امکان عام و امکان خاص که معنای لا موجودیت، لا شیئیت، لا مفهومیت و عدم بود. نه معنای یک فردی که امکان عام یا امکان خاص بر او صدق کند و یااینکه نقائض اینها بر او صدق کنند که لا شیئیت بهطورکلی خارج از این دو نقیض است بلکه به معنای عدم است و این عدم امکان خاص که به معنای لا شیئیت بود و کُلُّ مُمکنٍ خاص فَهوَ مُمکنٌ بِالإمکانِ العام، در آنجا تکرار نمیشود. کُلُّ مُمکنٍ خاص فَهوَ مُمکنٌ بِالامکانِ العام، کُلُّ ما لَیسَ بِمُمکنٍ بِالإمکانِ الخاص فَهوَ مُمکنٌ بِالإمکانِ العام. هر چیزی که در تحت امکان خاص نمیگنجد مانند واجب و ممتنع که اینها در تحت امکان خاص نیستند ولی اینها مشمول امکان عام هستند. نتیجۀ فَهوَ مُمکنٌ بِالامکانِ العام چه میشود؟ آن که او گرفته بود، کُلُّ ما لَیسَ بِمُمکنٍ عام فَهوَ مُمکنٌ عام که در اینجا تناقض پیش میآمد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 377.
