
بررسی امکان عام در کلام میرداماد
تحلیل نسبت میان امکان عام، وجوب و امتناع
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان عام» و دیدگاههای حکیمان بزرگ پیرامون آن میپردازند. بحث با بررسی ایرادهای وارد شده بر قضایای منطقی و پاسخهای مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی آغاز میشود که بر عدم تکرار حد وسط در قیاس تأکید دارد. در ادامه، دیدگاه مرحوم میرداماد و قطبالدین شیرازی در تعریف امکان عام و مواجهه آنها با اشکالات منطقی مطرح میشود. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، تفاوت نگاه به امکان عام را از منظر جهات وجودی و عدمی تحلیل کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که آیا امتناع و وجوب میتوانند در تحت امکان عام قرار گیرند یا خیر. این جلسه با هدف شفافسازی اصطلاحات تخصصی فلسفی و رفع سوءتفاهمهای رایج در باب نسبت میان ماهیت، وجود و ضرورت، مسیر استدلالی دقیقی را برای مخاطب ترسیم میکند تا جایگاه دقیق امکان عام در نظام هستیشناختی روشن شود.
بررسی امکان عام در کلام میرداماد
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان عام» و دیدگاههای حکیمان بزرگ پیرامون آن میپردازند. بحث با بررسی ایرادهای وارد شده بر قضایای منطقی و پاسخهای مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی آغاز میشود که بر عدم تکرار حد وسط در قیاس تأکید دارد. در ادامه، دیدگاه مرحوم میرداماد و قطبالدین شیرازی در تعریف امکان عام و مواجهه آنها با اشکالات منطقی مطرح میشود. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، تفاوت نگاه به امکان عام را از منظر جهات وجودی و عدمی تحلیل کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که آیا امتناع و وجوب میتوانند در تحت امکان عام قرار گیرند یا خیر. این جلسه با هدف شفافسازی اصطلاحات تخصصی فلسفی و رفع سوءتفاهمهای رایج در باب نسبت میان ماهیت، وجود و ضرورت، مسیر استدلالی دقیقی را برای مخاطب ترسیم میکند تا جایگاه دقیق امکان عام در نظام هستیشناختی روشن شود.
بررسی امکان عام در کلام میرداماد
10استاد: هرچه در عالم خارج که میشود تحقق پیدا کند سِواءٌ کانَ مُمتنعَ الوجود و سِواءٌ کانَ واجبَ الوجود و سِواءٌ کانَ مُتساوی الطرفین همۀ اینها ناظر به خارج هستند. ولی ناظر به خود ماهیت که نداریم و خود ماهیت که اصلاً امکان برنمیدارد. مثلاً فرض کنید انسان حیوان ناطق است. آیا امکان است یا بالضروره است؟ هیچکدام! چون خود شما دارید میگویید که حیوان ناطق است. بله، این انسان در خارج بِالإمکان و بِالامتناع موجود است و نسبت به خارجش تساوی الطرفین است.
تلمیذ: در تعریفش امکان را اخذ میکنند: الماهیةُ هیَ الإمکان.
استاد: چه کسی میگوید: الماهیةُ هی الإمکان؟! همچنین خوابی تابهحال ندیدیم!
تلمیذ: در خود معنایی که برای ماهیت میگیرند خود ماهیت را...
استاد: در ماهیت که امکان اصلاً نخوابیده است، امکان جهت قضیه است.
تلمیذ: نه، خود معنای امکان را میگویند که همان در واقع ماهیت است.
استاد: جهت ماهیت در تطبیق با خارج است، نه در تطبیق با خودش. دودوتا چهارتا چندتا میشود؟ چهارتا میشود. این بالإمکان است یا بالضروره است؟ دو دوتا یعنی چهارتا. در اربعه زوجیت هست پس امکان و ضرورت در اینجا معنا ندارد. انسان حیوان ناطق است در این دیگر امکان معنا ندارد. بله، بگوییم: الإنسانُ مُتحیِّزٌ انسان را روی خارج میبریم و میگوییم: بِالضروره. یعنی وقتی که انسان بخواهد لباس ماده بپوشد پس تحیّز هم برای او ضرورت دارد ولی خود انسان یعنی ماهیت انسان [اینطور نیست] اگر فرض کنید به شما بگویند که آقاجان شما سرکهانگبین را تعریف کن. آیا در آن امکان هم میآورید؟! میگویید که آقاجان سرکهانگبین عبارت از یک مادهای است که خنک و شیرین است و این را برای دفع صفرا و سرماخوردگی و حرارت به انسان میدهند. خب کجای این امکان بود؟! کجای این ضرورت بود؟! کجای این تساوی الطرفین بود؟! هیچکدام نبود. شما دارید یک چیزی را تعریف میکنید. آقا ماشین چیست؟ ماشین عبارت از یک وسیله و آلتی است که از یک مقدار حلبی، لاستیک، سیم و اینها درست شده است خب در این امکان نیست! امکان و ضرورت در این نیست این ماشین میشود. آقا درخت چیست؟ درخت عبارت از یک شیئی است که نبات است و دارای اوراقی و اشجاری است و اینطور تغذیه میکند. در کجای این امکان خوابیده است؟! درخت دارای اوراق است بالإمکان! میگوییم که امکان نداریم، داریم تعریف ماهیت را میکنیم! بله، میگوییم که آیا این درخت در اینجا هست؟ درخت در قم میروید؟ میگوییم که آقا غیر از اکالیپتوس نمیروید! فقط خرزهره میروید!! آیا این درخت گیلاس در طهران میروید؟ میگوییم: بله، گیلاس در طهران بالإمکان میروید چون هوای طهران مناسب برای درخت گیلاس هست. اما گیلاس در قم بالاِمتناع میروید چون هوای قم مناسب برای درخت گیلاس نیست. هرچه تا حالا کاشتیم خشک شده آقا! همهاش خشکیده است پس امکان به خود ماهیت برنمیگردد و از این نظر اشکال مرحوم آخوند درست است ولی یک اشکالی وارد میشود.
