
تبیین جایگاه ماهیت در بحث امکان عام و خاص
بررسی دیدگاه صاحب درة التاج و نقد آن در فلسفه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق یکی از مباحث پیچیده در فلسفه اسلامی، یعنی نسبت میان «ماهیت» و «امکان عام و خاص» میپردازند. بحث با طرح یک اشکال منطقی پیرامون قاعده «کل ما لیس بممکن بالامکان الخاص فهو ممکن بالامکان العام» آغاز میشود. در ادامه، دیدگاه قطبالدین شیرازی در کتاب درة التاج مبنی بر اینکه ماهیت در مرتبه ذات خود، از دایره امکان و وجوب خارج است، مطرح شده و مورد نقد قرار میگیرد. استاد با تفکیک میان «ماهیت فی المرتبه» و «ماهیت به لحاظ وجود خارجی»، تبیین میکنند که احکام امکان و امتناع، ناظر به حیثیت وجودی ماهیت در خارج است، نه مرتبه ذات آن. در نهایت، ایشان روشن میسازند که اشکال مطرح شده بر قاعده مذکور وارد نیست، زیرا ماهیت در مرتبه ذات، اصلاً از موضوع بحث خارج است و نمیتواند نقضی بر قواعد مربوط به انطباق با واقع باشد.
تبیین جایگاه ماهیت در بحث امکان عام و خاص
7و إن لَم یَکُن بِحسبِ بَعض ... اگرچه بهحسب بعضی از مراتب ماهیت در نفسالأمر از اعتبارات عقلیه است یعنی بهحسب بعضی از مراتب از اعتبارات عقلیه است یعنی عقل این را معتبر میداند و در ذهن وجود میدهد. همینکه عقل معتبر میداند یعنی در ذهن به او وجود میدهد؛ بهحسب مرتبۀ خودش این اعتبار عقلی است؛ یعنی عقل او را از وجود جدا میکند و به او در نفس خود وجود میدهد، اسم او را جنس میگذارد و اسم دیگری را فصل میگذارد این را منطبق میشمارد و آن را غیر منطبق میشمارد. اگر بگوییم: الإنسانُ حیوانٌ ناطقٌ، قضیۀ صادقه میشود و اگر بگویم: الإنسانُ حجرٌ، قضیۀ کاذبه میشود. این اعتبارات، اعتبارات نفسالأمر عقلی است نهاینکه تصادق بهحسب انطباق با خارج است و ما ماهیتی را در تحت امکان خاص باید بیاوریم که ارتباط او را با خارج در امکان خاص باید بیان بکنیم نهاینکه ارتباط او را در عالم ذهن [بیان کنیم]. پس اگر بگوییم: زیدٌ حیوانٌ ناطقٌ بِالإمکان الخاص منظور امکان خاص خارجی است یعنی موجودیت این ارتباط مورد نظر است اما ما نمیتوانیم بگوییم: زیدٌ حیوانٌ ناطقٌ بِالإمکانِ الخاص که مقصود ما در اینجا صدق بهحسب مرتبۀ عقلی باشد زیرا در مرتبۀ عقلی حیوان ناطقیت برای انسان ضرورت دارد نهاینکه امکان خاص است اما اگر ما به همین زیدٌ ناطقٌ بِالإمکان الخاص جنبۀ خارجی دادیم، منبابمثال میخواهیم بگوییم: زیدٌ ممکنُ الوجود بِالإمکان الخاص این در اینجا فی نفسالأمر به معنای خارج میشود.
بنابراین گرچه ماهیت بهحسب بعضی مراتب عقلی قابل صدق بر نفسالأمر است ـ نفسالأمر یعنی همان اعتبار عقلی ـ ولی آن نفسالأمری که باید در اینجا تحت امکان خاص قرار بگیرد و نقیضش عدم امکان خاص است آن نفسالأمری است که ماهیت را در انطباق با خارج از نظر وجود و از نظر عدم بسنجیم. درست شد؟! شما در اینجا ماهیت را در مرتبه لحاظ کردید، ماهیت در مرتبۀ خودش لا موجودُ و لا معدومُ، وقتی لا موجودُ لا معدومُ شد پس اصلاً نه امکان خاص شامل او خواهد شد و نه نقیض امکان خاص شامل آن خواهد نشد و اصلاً از محطّ بحث خارج است لذا اشکال وارد نیست.
