
تبیین تفاوت وجود واجب و ممکنات
بررسی امتناع اتصاف ذات باریتعالی به قیود و حدود وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون تفاوت وجود واجبالذات با وجودات امکانیه میپردازند. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که ذات باریتعالی به دلیل بساطت و صرافت وجودی، از هرگونه قیود نقصانی و اوصاف عدمی که در ممکنات وجود دارد، منزه است. استاد با بررسی نمونههایی از امتناع حمل انحاء وجودات بر یکدیگر، مانند امتناع حمل وجود جوهری بر عرض یا وجود مفارق بر مادی، استدلال میکنند که وجود واجب نیز به دلیل مرتبه اعلای وجودی، قابل اتصاف به حدود و تعینات ممکنات نیست. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای سطحی در باب اشتراک وجود، بر اصالت وجود تأکید شده و تبیین میشود که چگونه ممکنات با وجودِ عارضی خود، همچنان در ذات خویش فقیر و نیازمند به علت باقی میمانند و این تفاوت هویتی، مانع از خلط میان وجود واجب و ممکن است.
تبیین تفاوت وجود واجب و ممکنات
1درس چهارصد و پنجاه و سوم
بحث برای تثبیت وجود تشکیکی در مفهوم وجود
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
أ و لا یُرَىٰ أنَّ أنحاءَ الوجوداتِ الإمکانیةِ مِمّا یَمتنعُ اتصافُ الواجبِ تَعالَى بهِ و کَذا الوجودُ الحادثُ و الوجودُ الزائلُ و الوجودُ الجِسمانی و الوجودُ الحُلولی و العَرضی.1
آیا این چنین نیست که نمیتوانیم واجب بالذات را به اقسام وجودات امکانیه متصف کنیم؟! مثلاً اللهُ نوعٌ مِن الأنواع، اللهُ کَیفٌ مِنَ الکَیفیات، اللهُ کَمُّ مِنَ الکَمیّات و آن موجوداتی که محدود به حدود هستند بیاییم و ذات باری تعالی را متصف به اینها کنیم و وجود حادث و وجود زایل، وجودی که در بستر زمان است و زمان بر آن طاری است یا مثل وجود عرض و [وجود جسمانی] و وجودی که حالّ در وجود دیگری است مانند صورت که حالّ در ماده است یا وجود عرضی و وجود اعراض بر موضوعات خودش، تمام اینها وجوداتی است که محدود به حدود عدمیه هستند و واجب تعالی را به این موجودات نمیشود متصف کرد.
بنابراین وجودِ واجب از این وجودات مرتبةً أعلیٰ است و بین این وجودات و وجود واجب، حاجب و سِتاری قرار دارد که مرتبۀ وجوب ذاتی را از مراتب وجود امکانی متمایز میکند و این مسئله همان مسئلۀ اختلاف بین مرحوم آقا شیخ محمدحسین و مرحوم آسید احمد است که این را بعداً در درسهای بعد و جلسات آینده إنشاءالله مطرح میکنیم فعلاً همین کلام اینها را عرض میکنیم تا بعد به نقد اینها بپردازیم.
وجودِ کیف، وجودی محدود به یک خواص و آثار
و بِالجملةِ الوجودُ اللاحقُ و إنَّما ذلکَ لِخصوصیاتِ القُیودِ النُّقصانیةِ و الأوصافِ العَدمیةِ و أنَّ بَعضَ أنحاءِ الوجودِ یَمتنِعُ عَلىٰ بَعضِ المُمکناتِ و بَعضَها عَلى الجَمیعِ.
تمام این مسئلۀ امتناع اتصاف واجب به این وجودات بهخاطر خصوصیاتِ قیود نقصانیه و اوصاف عدمیهای است که در این وجودات محدود وجود دارد. وجودِ کیف، وجودی محدود به یک خواص و به یک آثار است که کمّ را شامل نمیشود پس یک حدود عدمی در اینجا دارد. وجود ممکن وجودی است که محدود به یک حدودی است که سایر ممکنات را شامل نمیشود پس این معیّن به یک حدود تعینات عدمیه هست و قیود عدمیه در اینجا وجود دارد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 378.
