
بساطت ذات حق و امتناع ترکیب در وجود
تبیین بساطت واجب الوجود در برابر شبهات حدّ عدمی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی دقیق فلسفی پیرامون بساطت ذات واجبالوجود میپردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا میتوان برای وجودِ صرف و بسیطِ حقتعالی، حدّ عدمی قائل شد یا خیر. استاد با نقد دیدگاههایی که برای خداوند حدّ و مرز مکانی یا وجودی قائل هستند، توضیح میدهند که چگونه فرضِ محدودیت برای وجودِ بالصرافه، مستلزم ترکیب در ذات است که با بساطت مطلق الهی منافات دارد. در ادامه، ایشان به شبههای پیرامون تفاوتِ وجوبِ وجود و امتناعِ عدم پاسخ داده و تبیین میکنند که این دو مفهوم، دو حیثیتِ متخالف نیستند، بلکه بازگشت به یک حقیقت واحد دارند. در نهایت، این بحث به نتیجهای معرفتی میرسد که تمام موجودات عالم، رشحات، فیوضات و تجلیاتِ همان ذات واحد و بسیطِ حقتعالی هستند و هیچگونه حدّ و تکثری در ذات او راه ندارد.
بساطت ذات حق و امتناع ترکیب در وجود
1درس چهارصد و پنجاه و پنجم
بررسی امتناع یا عدم امتناع تحدیدِ واجب الوجود بالذات با حدود عدمی (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و أیضاً نَقولُ لو امتنعَ طورٌ مِن أطوارِ الوجودِ عَلیهِ تَعالى بِاعتبارِ طبیعةِ الوجودِ مَعَ قطعِ النَظرِ عن خصوصیةِ قَیدِهِ العدمی لَزِمَ أن یَتحققَ فی ذاتِه جهةٌ امتناعیةٌ بِالقیاسِ إلى طبیعةِ الوجودِ بِما هوَ وجودٌ معَ الجهةِ الوجوبیةِ الّتی کانَت لَه.1
مفهوم حدّ عدمی
اشکال دیگری که بر این مطلب وارد میشود این است که مرحوم صدرالمتألهین میفرمایند که شکی نیست بر اینکه ذات حق متعال عبارت از حقیقت وجود بالصرافه بدون هیچگونه قید و بدون هیچگونه حدّ عدمی است. حدّ عدمی عبارت از نقصان وجودی است که آن نقصان وجودی ناشی از مراتب شدت و ضعف و نقص و کمال است الآن این کتاب چون دارای مراتب نقص است، حدّ عدمی دارد و حدّ عدمی او عبارت از نقطه است؛ یعنی وجود کتاب سریان دارد و تا این نقطه را شامل است و از این نقطه به بعد دیگر وجود کتاب جنبۀ حدّ عدمی دارد و دیگر نسبت به کمّ مابعد خود، هیچ حیثیت وجودی ندارد. از اینجا هم همینطور است؛ این وجود همینطور امتداد دارد تا به این نقطه میرسد و از این نقطه دیگر حدّ عدمی برای این وجود ممتد است.
وجود پروردگار از آنجایی که وجود بالصرافه است اگر جنبۀ وجودیۀ سایر وجودات را شامل نشود بنابراین یک حدّ عدمی نسبت به سایر مراتب وجود به خودش خواهد گرفت؛ یعنی وجودِ حق تا این وجود ممکنات است و به وجود ممکنات که میرسد دیگر این وجود واجب شامل این نخواهد شد! این وجود امتداد دارد تا به وجود ماده برسد و به وجود ماده که رسید دیگر شامل این نخواهد شد و به این نفوذ پیدا نخواهد کرد! این حدّ عدمی و حدّ نقصان برای وجود واجب میشود.
بنابراین لازمۀ این مسئله این است که وجود باری تعالی مرکب از یک جنبۀ وجودی و یک جنبۀ عدمی بشود و از آنجایی که غیر از وجود در ذات پروردگار چیزی وجود ندارد، تمام حیثیت و هویت ذات پروردگار همان حیثیت وجودی است پس باید در اینکه در این حیثیت وجودی جنبۀ عدمی هم راه دارد ملتزم بشویم و هوَ مُستحیل! این اشکال بسیار متین و بسیار قوی است که مرحوم آخوند بر این نظریه وارد میکند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 379.
