
تحلیل نسبت میان وجود و عدم در فلسفه اسلامی
بررسی امتناع اتصاف واجب الوجود به انحاء عدم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مباحث دقیق فلسفی پیرامون امتناع اتصاف واجبالوجود به انحاء عدم میپردازند. بحث با بررسی اشکال مرحوم آخوند در مورد تفاوت میان انحاء عدم آغاز میشود و به این پرسش میرسد که آیا عدم، به دلیل بساطت و فقدان امتیاز، میتواند متصف به امتناع شود یا خیر. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت زمان و مکان، تبیین میکنند که چگونه زمان و مکان به عنوان اموری اعتباری، وابسته به تحقق ماده هستند و نباید آنها را وجوداتی مستقل در کنار سایر موجودات پنداشت. این جلسه با واکاوی تفاوتهای بنیادین میان وجودات که دارای مراتب و آثار متفاوت هستند و اعدام که در حقیقتِ نیستی یکساناند، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که چگونه در مقام اتصاف، نقش مضافالیه در تعیین نوع عدم اهمیت مییابد.
تحلیل نسبت میان وجود و عدم در فلسفه اسلامی
1درس چهارصد و پنجاه و ششم
بررسی امتناع یا عدم امتناع تحدیدِ واجب الوجود بالذات با حدود عدمی (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و أمّا کَونُ بَعضِ أنحاءِ العَدَمِ مُمتَنِعاً لِلمُمکنِ بِالذّات أو لِلمُمتَنِعِ بِالذّات فَهوَ أیضاً مَحلُّ بحثٍ فَإنَّ العَدمَ مِمّا لا امتیازَ فیه حَتَّى یَمتَنِعَ بَعضُهُ دونَ بَعضٍ آخَرَ کَما مَرَّ بَل رُبَّما کانَ هَذِهِ الأوصافُ العَدَمیَّةُ مِمّا یَستَتبِعُها بَعضُ الأوصافِ الوُجودیَّةِ عَلَى سَبیلِ الاستِتباعِ و الاستِجرار.
فالحَقُّ أنَّ امتِناعَ العَدَمِ المَسبوقِ بِالوُجودِ لِلمُمتَنِعِ بِالذّات یَرجِعُ إلَى امتِناعِ ذَلِکَ الوُجودِ السّابِقِ عَلَیهِ فَإنَّهُ إذا امتَنَعَ السّابِقُ عَلى شَیءٍ امتَنَعَ اللاَّحِقُ أیضاً بِاعتِبارِ کَونِهِ لاحِقاً بِه.1
من خیال میکنم تا اینجا برسیم دیگر طبعاً چون جلسۀ آینده من نیستم و اگر بخواهیم این بحثی را که در پیش گرفتیم ادامه دهیم کمکم همینطور بدون نتیجه میماند بهاضافۀ آنچه که مدّنظر داشتیم نسبت به این مطالب این بحث را از خارج [توضیح بدهیم] شاید خودش چند جلسهای هم طول بکشد لذا به این اشکال مرحوم آخوند در این جلسه بسنده میکنیم و آن شک مشهور که خب باز خودش شک خوبی هم هست یعنی مطلب خوبی هست إنشاءالله آن را برای یک وعدۀ درسی موکول میکنیم.
اگر در کیفیت استدلال امتناع اتصاف واجب به بعضی از انحاء وجود نظر رفقا بوده باشد در آنجا مستدل نسبت به این قضیه مثالی میآورد و میگوید: این مطلب که اتصاف واجب به بعض انحاء وجود ممتنع است مانند امتناع اتصاف ممکن میماند به بعض انحاء وجود؛ همینطور بعض از انحاء وجود امتناع اتصاف به بعض دیگر دارد؛ مثلاً بعض از انحاء وجود که عبارت هستند از همان انحاء امکان ذاتی، ممتنع است اتصاف آنها به وجود ذاتی و به وجوب وجود همینطور به اتصافش به بعضی از انحاء عدم، آنها هم ممتنع است مانند عدم مسبوق به وجود زمانی. این در اینجا بعضی از انحاء وجود متصف به این نمیتواند باشد مانند زمانیات!
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 380.
