
تحلیل ماهیت عدم و نسبت آن با ذات باری
بررسی حدود وجودی ممکنات در پرتو اطلاق ذات الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبحث «ماهیت عدم» و نسبت آن با «ذات باریتعالی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه حکماء در خصوص تشکیک وجود و مانعیت حدود ماهوی برای اتصاف ذات واجب آغاز میشود. ایشان با تبیین حقیقت عدم و نفی تمایز ذاتی میان عدم مطلق و عدم مقید، به این نتیجه میرسند که حدود ماهوی ممکنات، در واقع همان حدود وجودی هستند که نباید به عنوان امری خارج از وجود تلقی شوند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که آیا اتصاف ذات باری به این حدود، مستلزم محدودیت است یا خیر. استاد با ارائه رویکردی مبتنی بر مظهریت، تبیین میکنند که چگونه میتوان ضمن حفظ اطلاق ذات الهی، مراتب وجودی و تشخصات ممکنات را به عنوان مظاهر ذات باری لحاظ کرد، بهگونهای که تشکیک در وجود با تشخص وجودی جمع شود.
تحلیل ماهیت عدم و نسبت آن با ذات باری
1درس چهارصد و شصت و یکم
تحلیل ماهیت عدم و نسبت آن با ذات باری
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در این بحث همانطوریکه در جلسۀ گذشته عرض شد مرحوم آخوند ملاک و علت و داعی برای این بحث را مسئلۀ تشکیک در وجود بر مبنای حکماء دانسته بودند که حکماء بهواسطۀ مسئلۀ صرافت وجودی که مختص به ذات باری است از یک طرف و اذعان به اصالت وجود از طرف دیگر و یقین به مراتب وجود از طرف دیگر موجب شد که این بحث را مطرح کنند که جهات عدمی مانند حدود وجودی مراتب وجود در ذات باری راه ندارد و ذات باری متصف به جهات حدودی وجودات نخواهد شد.
در جلسۀ گذشته عرض شد که مسئلۀ مراتب وجود و شناخت صحیح آنها به شناخت صحیح حدود ماهیات برمیگردد. اگر چنانچه در تشخیص این مسئله که ماهیات از نظر حدودی به چه معنا هستند و آیا آن حدود مانع از اتصاف آن ماهیت به وجود هست یا نه، اگر این قضیه روشن بشود مطلبی را که اینها بهعنوان مانعیت ذکر کردند محلّ تأمل و خدشه قرار میگیرد.
نگرانی اینها از این است که ذات باری متصف به حدود نخواهد شد و حد، منافی با اطلاق است و اگر در ذات باری حدود راه بیابد و ذات باری متصف به تعینات و ممکنات گردد ـ چه مبدعات و چه غیر مبدعات ـ لازمهاش ترکیب در ماهیت و ترکیب در ذات است و ترکیب در ذات موجب وقوع ماهیت در ذات است و ماهیت موجب احتیاج موجب امکان و امکان موجب احتیاج به علت است و ذات واجب از اتصاف به امکان سقوط خواهد کرد. این مسئله و دغدغۀ خاطر افرادی است که این بحث را مطرح میکنند.
مرحوم آخوند در پاسخ اینها میفرمایند که عدم ـ فرقی نمیکند چه عدم مطلق و چه عدم مقید ـ در رد این قول که نمیتواند ذات باری متصف به آن حدود وجودی گردد زیرا آن حدود وجودی جهات عدمی آن وجود خارجی را تشکیل میدهد چون وقتی که شما نگاه به معلول کنید و آن جهت ضعف و نقصان معلول نسبت به علت را توجه کنید آن ماهیت عبارت از عدم [دارا بودن] معلول کمال علت را است؛ چون معلول کمال علت را ندارد پس معلول است پس دارای ماهیت محدود است پس ناقص است و رتبۀ وجودی او اضعف است. این بهواسطۀ این است که این ماهیت متصف به جهت عدمی است.
