اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

بررسی نسبت میان وجوب، امتناع و امکان در هلیات بسیطه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق قاعده فلسفی «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» و نقد دیدگاه‌های مطرح پیرامون استثنائات آن می‌پردازند. بحث با بررسی هلیات بسیطه و مرکبه آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مواردی همچون «واجب‌الوجود» یا «امتناع اجتماع نقیضین»، وصف و موصوف وحدت عینی دارند و حمل محمول بر موضوع، از باب انتزاع ذهنی است، نه توقف خارجی. در ادامه، استاد با تفکیک میان مستحیل بالذات و مستحیل بالغیر، به تحلیل رابطه علیت و تلازم میان محالات می‌پردازند. ایشان با رد استلزام کلی میان دو محال، تصریح می‌کنند که تلازم تنها در صورتی محقق می‌شود که میان دو امر، رابطه علیت یا معلولیت مشترک برقرار باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب استلزام محالات و تبیین جایگاه دقیق امکان و وجوب در تحلیل‌های عقلی به پایان می‌رسد.

تحلیل قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

1
  • درس چهارصد و شصت و چهارم

  • بررسی قاعدۀ «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» و نقد مرحوم آخوند بر آن (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • مرحوم آخوند نسبت به قاعده‌ای ‌که در اینجا مطرح کرده‌اند، صحبت را به اینجا رسانده‌اند که قاعدۀ کلی تخصیص‌بردار نیست و اینکه افراد از این قاعدۀ المتوقفُ عَلی المُمتنعِ بِالذّاتِ لیسَ مُمتنعاً بِالذّات یا المتوقفُ عَلی الواجبِ بِالذّات لیسَ واجباً بِالذّات استثناء کرده‌اند، آن قضایایی که وجوب عین وجود است یااینکه امتناع معدوم است و عدم عین اوست و از باب وصف حمل بر موضوع و بر آن معدوم خواهد شد، این را استثناء کرده‌اند. دلیل برای آن افراد این است که همان‌طوری‌که می‌گوییم: اللهُ واجبٌ یااینکه اجتماعُ النقیضینِ ممتنعٌ، در اینجا نمی‌توانیم اتصاف این واجب را برای ذات باری ممکن بالذات بدانیم به‌جهت اینکه ذات باری در اینجا متصف به وجوب ذاتی است. پس این وصفی که شما برای ذات باری آورده‌اید یااینکه این وصفی را که برای علت می‌آورید و می‌گویید: تأثیرُ العلةِ عَلی المَعلولِ واجبٌ بِالذّات، الآن علت متصف به تأثیر ذاتی برای معلول است. آیا این اتصاف و این وجوب یا ضرورت می‌شود ممکن بالذات باشد؟! در اینجا نمی‌شود خود تأثیرگذاری علت بر معلول وجوب ذاتی داشته باشد ولی اتصاف این وصفی که برای موضوع می‌آورید، تحقق این وصف در خارج نمی‌شود امکان ذاتی داشته باشد.

  • بیاضی که شامل بر جسم می‌کنید با وجود جسمیت، بیاضیت برای او واجب است. اگر جسمی ابیض باشد، بیاضیت برای او واجب است اما بیاضیت که متوقف بر جسم است، آیا خود آن بیاضیت ممکن بالذات است یا واجب بالذات است؟! خودش ماهیةٌ منَ الماهیات و مُمکنٌ بِالذّات! بله، وقتی که می‌خواهد تعلق به آن جسم پیدا کند، اگر آن جسم از نقطه‌نظر جلب بیاضیت به مرتبۀ وجوب رسیده باشد طبعاً بیاضیت هم برای او واجب خواهد بود و اگر جسم از نقطه‌نظر جلب بیاضیت به مرتبۀ وجوب نرسیده باشد و هنوز علل برای اتصاف جسم به بیاضیت، علل تامه نباشد هنوز بیاضیت هم متصف بر جسم نیست و عارض بر این موضع نمی‌شود. پس خود بیاضیت فی‌حدّنفسه امکان ذاتی در تحقق خارجی دارد. اصفراریت و کمیّت، همۀ اینها امکان ذاتی را در تحقق خارجی دارند ولی آیا عدم برای شیء معدوم هم امکان ذاتی را دارد یا امتناع دارد؟! فرض کنید می‌گوییم: شریکُ الباری معدومٌ یا اجتماعُ النقیضینِ ممتنعٌ اجتماعُ النقیضینِ معدومٌ، این عدم را که حمل بر اجتماع نقیضین می‌کنید، آیا این عدم فی‌حدّنفسه امتناع ذاتی دارد یااینکه امکان ذاتی دارد؟! دیگر نمی‌توانید بگویید که این امکان ذاتی دارد! اصلاً برای خود عدم وجود خارجی فرض نمی‌شود تااینکه امکان ذاتی بخواهد بر آن بار شود! امتناع ذاتی دارد. این ذات او در هر مرحله‌ای ‌از مراحل اباء از وجود می‌کند، چه اجتماع نقیضین باشد یا نباشد خود این وصف فی‌حدّنفسه در خارج امتناع ذاتی دارد و آبی از وجود است! وقتی که شما واجب را بر باری تعالی حمل می‌کنید و می‌گویید: ذات باری واجب است، وجوب در خارج ضرورت ذاتی دارد، چه اینکه ذات باری باشد یا نباشد؛ یعنی در هر نقطه‌ و مرحله‌ای ‌که این مفهوم بخواهد در آنجا عینیت پیدا کند، این مفهوم ضرورت ذاتی دارد! حالا گاهی برای ذات باری و گاهی هم برای چیزهای دیگر مانند تأثیر علت بر معلول، این‌هم ضرورت ذاتی دارد.