اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امتناع تبدل وجوب و امتناع ذاتی

تحلیل جایگاه عقل در ادراک مراتب هستی و نیستی

14٬053
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون وجوب و امتناع ذاتی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که همان‌گونه که واجب‌الوجود نمی‌تواند به واجب‌بالغیر تبدیل شود، ممتنع‌بالذات نیز هرگز از دایره امتناع خارج نمی‌گردد. در ادامه، استاد با تفکیک دقیق میان مفاهیم «وجود»، «ماهیت» و «شیئیت»، به بررسی چرایی عدم امکان تصور دو عدم برای یک ذات واحد می‌پردازند. مسیر بحث در نهایت به تبیین محدودیت‌های عقل انسانی در ادراک مراتب هستی منتهی می‌شود؛ جایی که عقل به دلیل فرط کمالِ واجب‌الوجود و فرط نقصانِ ممتنع‌بالذات، از ادراک کنه آن‌ها عاجز است. این جلسه با تأکید بر اینکه ادراک هر حقیقت نیازمند سنخیت میان مدرِک و مدرَک است، نتیجه می‌گیرد که انسان تنها با تجرد نفس و عبور از عالم خیال و حس، می‌تواند به مراتب بالاتر هستی اشراف پیدا کند.

امتناع تبدل وجوب و امتناع ذاتی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون وجوب و امتناع ذاتی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که همان‌گونه که واجب‌الوجود نمی‌تواند به واجب‌بالغیر تبدیل شود، ممتنع‌بالذات نیز هرگز از دایره امتناع خارج نمی‌گردد. در ادامه، استاد با تفکیک دقیق میان مفاهیم «وجود»، «ماهیت» و «شیئیت»، به بررسی چرایی عدم امکان تصور دو عدم برای یک ذات واحد می‌پردازند. مسیر بحث در نهایت به تبیین محدودیت‌های عقل انسانی در ادراک مراتب هستی منتهی می‌شود؛ جایی که عقل به دلیل فرط کمالِ واجب‌الوجود و فرط نقصانِ ممتنع‌بالذات، از ادراک کنه آن‌ها عاجز است. این جلسه با تأکید بر اینکه ادراک هر حقیقت نیازمند سنخیت میان مدرِک و مدرَک است، نتیجه می‌گیرد که انسان تنها با تجرد نفس و عبور از عالم خیال و حس، می‌تواند به مراتب بالاتر هستی اشراف پیدا کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتناع تبدل وجوب و امتناع ذاتی

10
  • اطلاع انسان بر عالم معنا، درصورت تسلط بر عالم خیال و تجرد در خیال

  • پس هر چه انسان بتواند بر عالم خیال تسلط پیدا کند و خیال خود را مجردتر کند به‌نحوی‌که به عالم عقول نزدیک‌تر باشد اطلاع او بر عالم معنا قوی‌تر خواهد شد و هر چه دورتر باشد سهمی از آن معارف نخواهد داشت.

  • و المُدرِک لا بُدَّ أن یکونَ مِن جنسِ المُدرَک کَما أنَّ الغذاءَ لا بُدَّ و أن یکونَ مِن جنسِ المُغتذی فَلِذلِکَ سهلٌ علیها معرفةُ هذِهِ الأمور.

  • [مدرِک باید از جنس مدرَک باشد] چون لازمۀ این معرفت اتحاد است همان‌طور که غذا باید از جنس مغتذی باشد، به‌خاطر همین مسئله برای آنها سخت خواهد شد. البته این در اینجا لفّ و نشر مشوش است؛ یعنی می‌توانیم مدرَک هم بگوییم و اشکال ندارد ولی از باب اینکه ایشان بحث می‌کنند که عقول ما نمی‌تواند به آنجا برسد، علتش چیست؟ علت این است که ما باید از جنس آنها باشیم و چون از جنس آنها نیستیم بنابراین باید این ارتباط قطع است.

  • قابلیت انطباق و وحدت حقیقت و باطن انسان با جمیع مراتب عالم وجود

  • تلمیذ: این همان مطلبی است که مرحوم علامه در یکی از کتاب‌هایشان می‌گویند که علت اینکه ما نسبت به اشیاء معرفت پیدا می‌کنیم به‌خاطر این است که سنخیت و تشابهی بین ما هست. مثلاً نسبت به حیوانات مثال می‌زنند که ما به هر مقداری که شناخت پیدا می‌کنیم چون در وجود ما ـ مادی باشد حیوانی باشد ـ هست. بعد از همین برای شناخت باری تعالی استفاده می‌کنند. از همان بحث وحدت وجود و اینها استفاده می‌کنند که ما که به‌اصطلاح شناخت پیدا می‌کنیم به‌خاطر این اتحاد هست.1

  • استاد: بله، این به حقیقت ما برمی‌گردد ولی بحث راجع به آن عقول ضعیفه‌ای است که هنوز به این مرتبه نرسیده‌اند. انسان به هر مقدار که رشد کند به همان مقدار با آن اشیائی که در همان مرتبه هستند اتحاد پیدا می‌کند و اگر نکند خب پایین هست. اگر بالا بیاید اطلاع پیدا می‌کند. اگر بالا رفت دوباره با آن چیزهایی که در بالا هست سنخیت پیدا می‌کند.

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به تفسیر آیه نور، ص 52.
/