اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امتناع تبدل وجوب و امتناع ذاتی

تحلیل جایگاه عقل در ادراک مراتب هستی و نیستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون وجوب و امتناع ذاتی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که همان‌گونه که واجب‌الوجود نمی‌تواند به واجب‌بالغیر تبدیل شود، ممتنع‌بالذات نیز هرگز از دایره امتناع خارج نمی‌گردد. در ادامه، استاد با تفکیک دقیق میان مفاهیم «وجود»، «ماهیت» و «شیئیت»، به بررسی چرایی عدم امکان تصور دو عدم برای یک ذات واحد می‌پردازند. مسیر بحث در نهایت به تبیین محدودیت‌های عقل انسانی در ادراک مراتب هستی منتهی می‌شود؛ جایی که عقل به دلیل فرط کمالِ واجب‌الوجود و فرط نقصانِ ممتنع‌بالذات، از ادراک کنه آن‌ها عاجز است. این جلسه با تأکید بر اینکه ادراک هر حقیقت نیازمند سنخیت میان مدرِک و مدرَک است، نتیجه می‌گیرد که انسان تنها با تجرد نفس و عبور از عالم خیال و حس، می‌تواند به مراتب بالاتر هستی اشراف پیدا کند.

امتناع تبدل وجوب و امتناع ذاتی

1
  • درس چهارصد و شصت و هفتم

  • بررسی ماهیت وجوب ذاتی واجب الوجود و امتناع تبدل آن به وجوب بالغیر (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • بنده خیال می‌کنم مطلبی نباشد؛ نسبت به مسائلی که هست چیزی به‌نظر نمی‌رسد که جا افتاده باشد. نه، چیزی نیست.

  • تَسجیلٌ:

  • إنَّکَ قَد سَمعتَ سابقاً و تَحقَّقَت أنَّ الواجبَ بِذاتهِ لا یَکونُ واجباً بِغیرهِ فاعمَل رَویّتَک و استَعمِل مِثلَ ذلکَ البَیان فی المُمتنعِ بِالذاتِ و احکُم بِأنَّ ما یَمتنعُ بِذاتهِ یَستحیلُ أن یَمتنعَ بِغیرهِ و إلاّ لَبطلَ امتِناعهُ بِبطلانِ ذلکَ الغیرِ و أیضاً لا یُتصوَّرُ لِذاتٍ واحدَة عَدمانِ و لا امتِناعان.1

  • قبلاً مشخص شد واجب بالذات نمی‌تواند واجب بالغیر باشد. شما به همین کیفیت نسبت به ممتنع بالذات این برهان و این مطلب را إعمال کنید. هر چیزی که ذاتاً ممتنع هست مستحیل است که ممتنع بالغیر بشود والاّ به‌واسطۀ بطلان غیر، بطلان امتناعی هم ازبین می‌رود. من‌باب‌مثال اگر یک معلولی ممتنع باشد و به‌واسطۀ عدم علت امتناع بالغیر داشته باشد وقتی که علت لباس وجود پوشید بنابراین معلول هم طبعاً از آن امتناعیتش خارج می‌شود پس دیگر نمی‌تواند ممتنع بالذات باشد چون ممتنع بالذات در هر حالی محکوم به امتناع است و هیچ عاملی نمی‌تواند او را از امتناع خارج کند.

  • أیضاً لا یُتصوَّرُ لِذاتٍ واحدَة... مسئلۀ دیگر اینکه برای یک ذات واحد دو عدم و دو امتناع تصور نمی‌شود یعنی وقتی که شما تصور امتناع بالذات را بکنید دیگر نمی‌تواند امتناع بالغیری منضم با این بشود چون نفس امتناع ذاتی برای شیء برای عدم تحقق او کفایت می‌کند و دیگر دو عدم تحقق که نداریم. اگر قرار باشد یک شیئی علت برای عدم تحقق باشد همان کفایت می‌کند برای اینکه این شیء لباس وجود نپوشد. بعد از این مطلب دوباره علت دیگری نمی‌تواند این شیء را از نقطه‌نظر وجود و تساوی الطرفین به مرتبۀ عدم بکشاند. بنابراین دو عدم برای یک ذات واحد قابل تصور نیست یعنی اگر یک شیء عدم ذاتی داشته باشد دیگر عدم بالغیر نمی‌تواند بیاید و او را از این مسئلۀ وجود به ناحیۀ عدم بکشاند این طبیعی است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 386.