
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
تحلیل فلسفی شناخت لوازم و آثار در مسیر معرفت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون معقولیت بسائط و مرکبات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا علم به مرکبات، مستلزم علم به اجزای بسیط آنهاست یا خیر. استاد با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، توضیح میدهند که برای شناخت اشیاء، لزوماً نیازی به دسترسی به کنه و حقیقتِ بسیطِ آنها نیست؛ بلکه میتوان از طریق شناخت آثار، لوازم و خواصِ قریبِ اشیاء، به معرفتی کارآمد دست یافت. در ادامه، این بحث فلسفی به حوزهی عمل و روابط اجتماعی کشیده میشود و بر اهمیتِ شناختِ دقیقِ افراد از طریقِ آزمودنِ آنها در موقعیتهای مختلف تأکید میگردد. در نهایت، با اشاره به خطراتِ اعتمادِ کورکورانه به ظواهرِ افراد در مسائل اجتماعی، ضرورتِ هوشیاری و پرهیز از تقلیدِ ناآگاهانه در تشخیصِ حق از باطل تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه میتوان با تکیه بر آثار و لوازم، به حقیقتِ امور پی برد.
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
1درس چهارصد و هفتاد و دوم
دلیل فخر رازی بر معقولیت بسائط و ایراد مرحوم آخوند بر آن
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و فیه بحثٌ إذ لِقائلٍ أن یقولَ مَنِ اعترفَ أنَّ الماهیاتِ المرکبةَ معلومةٌ لا یَلَزَمَه تسلیمُ أن یکونَ معرفتُها حاصلةً مِن معرفةِ بَسائِطها الحقیقیةَ.1
خیلی مطلب قابل توجه و مهمی ندارد. ایرادی که ایشان بر کلام فخر رازی وارد میکنند این است که فخر رازی دلیل بر معقولیت بسائط را معقولیت مرکبات قرار دادهاند. ایشان میگویند: از آن جایی که علم به مرکبات داریم مانند: انواع، قطعاً این مرکبات دارای اجزائی است و نفس ترکیب اقتضاء اجزائی را میکند. حالا یا آن اجزاء مرکب هستند یا بسیط، بالأخره مسئله به بسیط منتهی میشود و وقتی که علم به بسیط نداشتیم، علم به مرکب هم نداریم و این باطل است. این چکیدۀ مطالب فخر رازی در مباحث مشرقیه بود.
ایراد بر فخر رازی در مسئلۀ معقولیت اشیاء
جوابی که مرحوم آخوند از طرف قائلین به عدم معقولیت اشیاء [میدهند این است که] میگویند: آنها میتوانند این ایراد را بر فخر رازی وارد کنند. یکی این است که اینکه کسی قائل به معقولیت مرکبات باشد، این دلیل نیست که حتماً باید او را الزام کرد به بسائط آن مرکبات هم علم و اطلاع پیدا کند. چون ممکن است همینقدر نسبت به اجزاء او و از طریق وجه او یعنی به یک نحوهای از آثار و لوازمش اطلاع پیدا کند بدون اینکه از آن بسائط مطلع باشد. مثلاً همینطوری که خود بوعلی اعتراف میکند بر اینکه انسان نمیتواند به فصول اشیاء اطلاع پیدا کند، همین بوعلی بالأخره در حدّ یک انسان، انسان را تعقل میکند؛ زید و عمرو را تعقل میکند و این تعقل از علم به لوازم و آثار و خواصّ قریبۀ این انسان به تحرکات، تصرفات، کیفیت رفتار و خصوصیات انسان برای انسان حاصل میشود. بنابراین این مسئله که لازمۀ علم به مرکبات حتماً علم به بسائط و اجزاء مرکب است، معلوم نیست که این مسئله چندان موزون و متقن باشد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 389.
