
محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء
تحلیل کلام بوعلی سینا در ناتوانی عقل از درک کنه هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه دقیق بوعلی سینا پیرامون محدودیت معرفت انسانی نسبت به حقایق عالم میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که بشر به دلیل محدودیتهای وجودی و ابزاری، تنها قادر به درک خواص، لوازم و اعراض اشیاء است و دسترسی به فصول مقوّمه و حقیقتِ وجودی آنها برای او ممکن نیست. در ادامه، این سیر استدلالی با مثالهایی از طبیعت، حیوانات و حتی جمادات پیگیری میشود تا نشان داده شود که چگونه علم ما به اشیاء، علمی «انیّ» و مبتنی بر آثار خارجی است، نه علمی «لِمّی» و شهودی. استاد با نقد نگاههای سطحی به هستی، تأکید میکنند که برای عبور از ظواهر و رسیدن به حقیقتِ اشیاء، راهی جز شهود قلبی و تحقق به حقایق ایمان وجود ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت میان شناختِ علمیِ مبتنی بر آثار و شناختِ حضوریِ اولیاء الهی به پایان میرسد.
محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء
1درس چهارصد و هفتاد و سوم
بررسی کلام مرحوم بوعلی در عدم معرفت ماهیت اشیاء (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و اعلَم أنَّ الشیخَ الرَّئیسَ ذَکرَ فی التَّعلیقاتِ بِهذهِ العِبارةِ أنَّ الوقوفَ عَلى حَقائقِ الأشیاءِ لَیسَ فی قُدرةِ البَشرِ و نَحنُ لا نَعرفُ مِنَ الأشیاءِ إلاّ الخَواصَّ و الَّلوازمَ و الأعراضَ و لا نَعرفُ الفُصولَ المُقوِّمةَ لِکلِّ واحدٍ مِنها الدّالةَ عَلى حَقیقتِه بَل نَعرفُ أنَّها أشیاءُ لَها خَواصُّ و أعراضٌ.1
مطلبی که در اینجا مرحوم آخوند نقل میکنند کلامی از مرحوم بوعلی دربارۀ رسیدن به کنه اشیاء است. بوعلی فرد خیلی دقیق و عمیق بود و به این راحتی دم به تله نمیداد و تا خودش به یک مطلبی عمیقاً و دقیقاً نمیرسید تحت تأثیر مسائل این و آن و مؤلفین مختلف قرار نمیگرفت. لذا انسان نمیتواند از روی مطالب بوعلی به راحتی بگذرد بلکه باید تأمل کند گرچه مطالب ایشان خالی از اشتباه هم نبوده و نمیتوانیم تأیید کنیم. مطالب مرحوم صدرالمتألّهین خیلی نزدیکتر به واقع هست چون یک شمهای از اشراق در مطالب ایشان هست ولی عجیب از نبوغ و دقت و فهم بوعلی است که با وجود اینکه ایشان در مسائل عرفان نظری چندان تتبعی نداشتند ولی مطالبی که در اشارات راجع به احوال اولیاء خدا و عرفاء دارند حکایت از نوعی خبرویّت و تبصّر ایشان نسبت به این مسئله دارد. البته ایشان در اواخر عمر هم متنبه شدند.
یکی از مطالب دقیق ایشان همین مسئلۀ شناخت نسبت به حقایق اشیاء است و از اینجا پی میبریم که ایشان قائل به مسئلۀ اصالت وجود بودند برخلاف آنچه که در بعضی از موارد مطرح میشود که ایشان قائل به اصالت ماهیت هستند از عبارت ایشان در اینجا اینطور فهمیده میشود. من ندیدم بیایند این را دلیل قرار بدهند ولی اینطور که از این عبارت نشان داده میشود و در تعبیری که مرحوم آخوند از کلام ایشان میکنند، استفاده میشود که مسئله، مسئلۀ اصالت وجود بوده است و همینطور آنچنانکه مرحوم حاجی میفرماید:
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 391.
