اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

چرا عقل انسان از درک کنه هستی عاجز است؟

14٬052
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکما پیرامون عدم معرفت به ماهیت و کنه اشیاء می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام بوعلی سینا آغاز می‌شود که معتقد است شناخت ما از اشیاء، نه شناخت ذات و حقیقت آن‌ها، بلکه تنها آگاهی از آثار و لوازم آن‌هاست. در ادامه، این مسئله با مبانی حکمت متعالیه و اصالت وجود پیوند می‌خورد تا روشن شود که چرا وجودات خارجی، به دلیل بساطت و عدم ماهیت، از دسترس ادراک مستقیم عقل خارج هستند. استاد با نقد نگاه سطحی به پدیده‌ها، بر لزوم حفظ راه احتمال در قضاوت‌های اخلاقی و سلوکی تأکید کرده و تفاوت میان علم اجمالی به وجود اشیاء و علم تفصیلی به کنه آن‌ها را تشریح می‌کنند. در نهایت، با تفسیر دعای «اللهم أرنی الأشیاء کما هی»، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال معرفت در عبور از جزئیات و رسیدن به مقام مشاهده ربطی اشیاء به مشیت الهی است.

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکما پیرامون عدم معرفت به ماهیت و کنه اشیاء می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام بوعلی سینا آغاز می‌شود که معتقد است شناخت ما از اشیاء، نه شناخت ذات و حقیقت آن‌ها، بلکه تنها آگاهی از آثار و لوازم آن‌هاست. در ادامه، این مسئله با مبانی حکمت متعالیه و اصالت وجود پیوند می‌خورد تا روشن شود که چرا وجودات خارجی، به دلیل بساطت و عدم ماهیت، از دسترس ادراک مستقیم عقل خارج هستند. استاد با نقد نگاه سطحی به پدیده‌ها، بر لزوم حفظ راه احتمال در قضاوت‌های اخلاقی و سلوکی تأکید کرده و تفاوت میان علم اجمالی به وجود اشیاء و علم تفصیلی به کنه آن‌ها را تشریح می‌کنند. در نهایت، با تفسیر دعای «اللهم أرنی الأشیاء کما هی»، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال معرفت در عبور از جزئیات و رسیدن به مقام مشاهده ربطی اشیاء به مشیت الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

8
  • تلمیذ: این اسامی را چه کسی برای اینها گذاشته است؟

  • استاد: براساس عرف و متعارف و اینها است.

  • تلمیذ: در لسان روایات چیزی تعریف شده است؟!

  • استاد: نه، روایت که برای ما جنس و فصل تعریف نمی‌کند!

  • تلمیذ: بالأخره انبیاء و اینها به آن رسیده‌اند یا نرسیده‌اند؟

  • استاد: نه، خود امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرماید: کسی نمی‌رسد.

  • توضیحی راجع به دعای « اللهمَّ أرِنی الأشیاءَ کَما هی»

  • تلمیذ: پس چرا پیغمبر درخواست می‌کند که «اللهمَّ أرِنی الأشیاءَ کَما هی»؟!1

  • استاد: «اللهمَّ أرِنی الأشیاءَ کَما هی»، به همین مسئله اشاره دارد. حضرت در اینجا می‌خواهند بفرمایند که در عالم علل و اسباب ظاهری، در بند قیودات و ظواهر و آثار هستیم و از آن مؤثر واقعی غافل هستیم! از آن مسبب الأسباب غفلت می‌کنیم! شفاء را در دوا می‌بینیم، نه در اجازه‌ای که از طرف عالم امر به فعل و مداوا تعلق گرفته است؛ اگر اجازه بیاید دوا شفاء می‌دهد و اگر اجازه نیاید هزارتا از این دوا هم اثر ندارد!

  • چون قضا آید طبیب ابله شود***وان دوا در نفع هم گمره شود2
  • ما معالجه را در دست طبیب می‌بینم؛ در آن چاقو یا قرص می‌بینم! درحالی‌که تمام اینها ظهورات مشیت حق است! حضرت در اینجا می‌خواهد بفرماید که خدایا علمی به من بده و فهم مرا باز کن به‌نحوی‌که از این جزئیات حرکت کنم و صعود کنم و به کلیات برسم. کلیت عبارت از آن مقام اراده و مشیت تو است و اینکه مسبب الأسباب تویی و بدون آن اجازه و تنفیذ هزارها از این سبب به‌اندازۀ یک بال پشه‌ای هم نمی‌توانند کاری انجام بدهند. این معنا را در من به‌وجود بیاور. حقیقت ربطی اشیاء را به من ارائه بده! «أرِنی الأشیاءَ کَما هی»؛ یعنی به من نشان بده که این اشیاء چگونه در مقام ربطی هیچ‌گونه استقلالی ندارند بلکه همۀ اینها ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً﴾3 جنبۀ ربطی و تعلقی دارند.

  • لذا اگر شما به شیء به‌عنوان أنه آلةٌ نگاه کنید، این خوب است و هیچ اشکالی ندارد. همین‌که بخواهید به‌عنوان آلةٌ و وسیلةٌ و واسطةٌ به این نگاه کنید، در واقع همان وجود بسیط را در عالم خارج محقق کردید. همان وجود بسیط و بالصرافه که حقیقةُ کلُّ الأشیاء و حقیقةُ الأشیاء است، همان وجود در عالم خارج مقید می‌شود. خب چه اشکالی دارد؟! واقعیت هم همین است! هیچ‌گونه خرافه و پندار نیست بلکه واقعیت است. یک وقتی نه، نظر شما روی دست این است و نگاه می‌کنید و دائماً حواستان جمع است که دست چه‌کار می‌کند، اینجا اشتباه می‌کنید! می‌گویید: آقای دکتر این قرص را بده. اعتماد و فکرت را روی آن قرص، آمپول، قصد و آن کاری که الآن با این انجام می‌دهد بردی و می‌گویی: به‌به ببین چه قشنگ چاقو را دور این جراحت می‌چرخاند! به‌به دیگر کار تمام است! یک‌دفعه خراب می‌شود! هان! کارش تمام است؟! در سرش می‌زند که ای داد، زدم فلان رگ را قطع کردم! چرا؟ چون فکر روی آن اثر آمده بود و در این حالت از مؤثر غفلت کردی و اشتباه پنداشتی! این غلط است! «اللهمَّ أرِنی الأشیاءَ کَما هی» نمی‌خواهد تأثیر را از جزئیات بردارد و بگوید: اینها همه عدم هستند، شیئی که در خارج محقق می‌شود موجود است بلکه می‌خواهد آن جنبۀ ظهور را حفظ کند و آن مظهریت را حفظ کند و فقط استقلال را بردارد! استقلال را که برداشتید، همه چیز درست می‌شود! اگر استقلال دادید همه چیز خراب می‌شود!

    1. . عوالی اللئالی، ج 4، ص 132.
    2. . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر پنجم، ص 465.
    3. . سوره نور (24) آیه 39. الله شناسی، ج 2، ص 18:
      «هم‌چون آب‌نما و سرابى مى‌باشد که در زمین هموارى قرار دارد به‌طورى‌که شخص تشنه کام آن را آب گمان مى‌نماید.»
/