
تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی
تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اقسام «امکان» در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز میشود؛ بدین معنا که هر موجودی در ذات خود ممکن است، اما در تحقق خارجی، برخی موجودات مانند مجردات تنها به امکان ذاتی نیاز دارند، در حالی که مادیات و زمانیات برای تحقق، نیازمند شرایط و امکانات استعدادی هستند. در ادامه، نحوه ارتباط ممکنات با یکدیگر و نسبت آنها با واجبالوجود تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اختلاف در فیض و تقدم و تأخر حوادث، نه از ناحیه واجبالوجود، بلکه ناشی از تفاوت در ماهیت و استعدادِ خودِ ممکنات است. در نهایت، این بحث به رفع شبهات پیرامون علیت و ضرورت رعایت سلسله مراتب در عالم هستی منجر میشود تا روشن گردد که چرا برخی امور در نظام آفرینش بر برخی دیگر تقدم دارند.
تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی
2آن تقسیمى که در اینجا نسبت به امکان استعدادى میشود کرد آن امکانى است که در ارتباط با شىء دیگر ملاحظه مىشود نهاینکه خودش فیحدّنفسه [ممکن باشد]. فرض کنید که یک جنین که مىخواهد تبدیل به علقه، مُضغه و یک فرزند بشود گرچه خود این نطفه در ذات خودش امکان ذاتى براى انسان شدن دارد ولى امکان استعدادى ندارد زیرا این امکان استعدادى شرایطى را مىطلبد که آن شرایط در نطفه و در حال جنین بودن منتفى است و باید آن شرایط مهیا شود تااینکه صورت نوعیۀ مرتبۀ بعدى نسبت به این ممکن شود والاّ ممکن نمىشود و مستحیل و ممتنع است زیرا آن شرایط الآن مفقود است و محلّ براى این شرایط همان ماده است که آن ماده قابلیت براى تجدّد صورت دیگر را بهواسطۀ این شرایط به خود مىگیرد. بنابراین ممکن است که امکان ذاتى در یک شىء باشد ولى امکان استعدادى در یک شىء نباشد.
همینطور مرحوم آخوند میفرمایند: یک شىء ممکن است که فىحدّذاته ممکن باشد ولى به نسبت به شیء دیگر واجب باشد مثلاً صورت خودش فیحدّنفسه امکان ذاتى دارد ولى وقتى که انسان نسبت به ماده لحاظ مىکند مىبیند که واجب است و نسبت به ماده نمىتواند ممکن باشد ولى عرض نسبت به معروض [امکان دارد]. عرض فیحدّنفسه امکان ذاتى دارد ولى نسبت به موضوع هم وجوب ندارد بلکه امکان دارد. البته ما نمىتوانیم بگوییم که عرض بهعنوان کلى امکان ذاتى دارد! شاید منظور ایشان عرض خاص است. یک شىء براى تحقق خارجى خودش عرض بهعنوان کلى براى او وجود دارد اما عرض خاص مثلاً بیاضیت براى این کتاب یا سوادیت براى جلد این وجوب ندارد بلکه امکان ذاتى و خارجى دارد که همان امکان وقوعى است ولى خود موضوع نسبت به عرض موضوع فیحدّنفسه و در ذات خودش امکان ذاتى دارد ولى وقتى که نسبت به اعراض سنجیده مىشود دیگر امکان ندارد.
نحوۀ ارتباط یک شیء ممکن با شیء دیگر
