
تحلیل فلسفی حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت
بررسی اعتباریت ماهیت در پرتو اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث دقیق «جعل» در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که با پذیرش اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت، چگونه میتوان خواص و آثار متفاوت موجودات را تبیین کرد. ایشان با تفکیک دقیق میان «اعتبار» و «کذب»، به نقد این دیدگاه میپردازند که اعتباری بودن ماهیت به معنای عدمی بودن آن است. در ادامه، سیر بحث به تبیین چگونگی تنزل وجود بسیط و بالصرافه به مراتب مختلف و شکلگیری ماهیات میرسد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ماهیت، تحول و تعینِ وجود است و به تبعِ وجود، تحقق مییابد؛ بنابراین ماهیت نه یک امر عدمی، بلکه موجودی است که وجودش بالغیر است. این تبیین، شبهات مربوط به نحوه تعلق وجود به ماهیات و تفاوت آثار در عالم خارج را برطرف میسازد.
تحلیل فلسفی حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت
1درس چهارصد و هفتاد و نهم
تحریر محل نزاع در مبحث جعل (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
المَرحلةُ الثالثة فی تَحقیقِ الجَعلِ و ما یَتَّصلُ بِذلک.
فصل (1).
فی تَحریرِ مَحلِ النِّزاع و تَحدیدِ حریمِ الخلافِ فی الجعلِ و حکایةِ القولِ فی ذلک.1
مبحث جعل یکی از مباحث دقیق فلسفی
مبحث جعل یکی از مباحث دقیق فلسفی است و در کیفیت تحقق این جعل بین متکلمین و فلاسفه اختلاف هست و افرادی که این مسئله را خوب درنیافتند نسبت به اضافۀ اشراقیه و نحوۀ تعلق وجود به ماهیات دچار شبهه شدند. اگر در نظر رفقا باشد در مسئلۀ ماهیت و تحقق ماهیت خدمت رفقا عرض شد که بهنظر میرسد قائلین به اصالت وجود در اعتباریت ماهیت متفق هستند ولی در کیفیت برداشت از این اعتباریت آنطور که بایدوشاید نتوانستهاند حق مطلب را ادا کنند یا در عباراتشان علیٰکلّحال این نقطۀ ضعف به چشم میخورد.
از این طرف شکی نیست که اصل با وجود است و چیزی در عالم تعین و عالم حقیقت غیر از وجود نیست. این مسئله مفروغٌ عنه است و از آنطرف شکی نیست که دو اصل و دو پدیدۀ قدیم هم وجود ندارد زیرا لازمۀ هردو واجب همان مسئله و آن اشکال بر اصالت وجود در شبهۀ ابنکمونه و جواب صدیقین از شبهۀ ابنکمونه است که با تصور این مطلب که وقتی این دو واجب نسبت به هم لحاظ بشوند در آنجا تبدل واجب از وجوب به امکان و همینطور به احتیاج و آن مسائل دور یا تسلسلی که در آنجا مطرح شدند در اینجا مطرح میشوند.
منظور از اشکال مختلف وجود
بنابراین اصل با وجود است و شکی نیست که این وجود دارای اَشکال مختلف است که از این اشکال مختلف تعبیر به ماهیت میشود. منظور از اشکال مختلف، اشکال در مراتب تجرد و ماده و صورت است؛ نه صرفاً در ماده و صورت. مراتب تجدد هم مختلف است و هر وجودی که قید و تشخص و حد پیدا کند؛ ـ نه تشخص، بلکه حد؛ چون ذات باری هم تشخص دارد اما حد ندارد ـ هر وجودی که بهعنوان حد، حد و قید پیدا کند، در هر رتبه و مرتبهای که باشد، این وجود دارای ماهیت است. پس در وجود ماهیت هم شکی نیست.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 396.
