اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جعل و رابطه آن با ذات پروردگار

تحلیل اصالت وجود در برابر اصالت ماهیت در خلقت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفهوم «جعل» و کیفیت ارتباط میان جاعل و مجعول می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت آغاز می‌شود؛ کسانی که برای تبیین خلقت، ماهیات را در علم عنایی حق فرض کرده و وجود را امری انتزاعی می‌دانند. استاد با تبیین بساطت ذات حق، نشان می‌دهند که چگونه این رویکرد به بن‌بست‌های منطقی در تبیین اعیان خارجی منجر می‌شود. در ادامه، با ارائه مثال‌هایی از حالات نفسانی انسان، حقیقت جعل در مقام فاعلیت الهی تشریح می‌گردد. ایشان تبیین می‌کنند که جعل، نه به معنای تغییر در چیزی خارج از ذات، بلکه به معنای تجلی و تغییر در خودِ حقیقتِ وجود است که در مقام فاعلیت، صور علمیه را در خارج محقق می‌سازد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که در خارج، ماهیتی سوای وجود وجود ندارد و تمام کثرات، تعیناتِ همان وجود مطلق هستند.

تبیین حقیقت جعل و رابطه آن با ذات پروردگار

7
  • کیفیت تعلق جعل به ماهیات و صور منقوشه

  • پس جعلی که به آن ماهیات و صور منقوشه تعلق گرفته است عبارت از تغییر و تحولی است که ذات در مقام ذات در خود به‌وجود می‌آورد. شما در اینجا نشسته‌اید از فردی عصبانی هستید تااینکه وارد می‌شود یک‌دفعه عصبانیت خود از او را نشان می‌دهید، اخم می‌کنید، رنگ صورتتان قرمز می‌شود، رگ‌های گردنتان برافروخته می‌شود حالت اشمئزاز و تنفر را در خودتان به‌وجود می‌آورید به‌طوری‌که تمام افرادی که نشسته‌اند هم‌چنین حالتی را در شما احساس می‌کنند، این جعل می‌شود. یکی دیگر در آنجا می‌آید شما از او خوشتان می‌آید یک‌دفعه می‌گویید که آقا سلام‌‌علیکم حال شریف چطوراست؟ آقا تو که الآن عصبانی بودی اشمئزاز داشتی! حال شما چطور است و مرحمت شما زیاد و لطف عالی کم نشود و... یک‌مرتبه از آن صورت عبوسیت و عصبانیت به یک صورت منبسط، مسرور و حالت شادابی و نشاط متبدل می‌شوید این جعل می‌شود.

  • همین‌که نشسته‌اید یک‌مرتبه یک نفر یک سؤال علمی می‌کند شما می‌روید در فکر و دستتان را [کنار صورت می‌گذارید] شروع به فکر کردن می‌کنید، این نه این است و نه آن است، قسم ثالث است. هر کسی باشد می‌گوید که حرف نزن آقا ایشان دارد فکر می‌کند یعنی آن حالت تفکر و حالت تأمل در شیء وضعیتی بود که شما در خود به‌وجود آوردید کسی دخالت نکرد، در هر سه‌ مرحله آن مرید شخص انسان است، چه در مقام عصبانیت، چه در مقام انبساط، چه در مقام تفکر، چه در مقام تنفر، رأفت و سایر مراتب. ما کاری به شیء خارجی نداریم.

  • بیان مثال برای تقریب حقیقت جعل

  • این مثالی که می‌خواهم بزنم برای مقربیت این است که جعل چیست و حقیقتش را می‌خواهیم بگوییم. در همۀ اینها هیچ امر خارج وجود ندارد، صرفاً براساس تفکر بود و در وهلۀ اول انسان شخصی را می‌بیند، خب ارتباطی ندارد فقط یک چیز دیده است و یاد بعضی از تصورات قبلی و مرتکزات می‌افتد، یاد کارهای خلافی که این کرد و یک‌دفعه عصبانی می‌شود. بعد همین‌که عصبانی شد نفر بعد می‌آید یاد خاطرات و صداقت می‌افتد یک‌دفعه انبساط پیدا می‌کند. در قسم سوم سؤالی از او می‌شود یاد مشکله‌ای می‌افتد و شروع به تفکر می‌کند. در همۀ اینها فعل و انفعالاتی هست که خود ذات در خود ذات به‌وجود می‌آورد؛ هم فاعل و هم منفعل است، هم مؤثِر و هم متأثر است، هم سبب و هم مسبب است. پس ما خودمان در خودمان تغییر به‌وجود آوردیم، این تغییری که ما به‌وجود آوردیم جعل می‌شود. آن صورتی که بعد در ما پیدا می‌شود مصنوع و مجعول می‌شود. عین همین مطلب را شما در ذات پروردگار می‌بینید.