اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی

نقش صفات در بروز ذات پروردگار در عالم هستی

14٬067
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و نسبت آن با ذات و صفات پروردگار می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که آیا جعل، تنها منبعث از اسماء و صفات است یا ذات نیز در آن دخالت دارد. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های فلاسفه و عرفا، این نکته تبیین می‌شود که اسماء و صفات بدون اتکاء به ذات، استقلالی ندارند و در واقع، جعل چیزی جز نزول ذات در قالب تعینات و صفات نیست. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و ادبی، نشان می‌دهند که چگونه تمام ظهورات عالم در وحدت بالصرافه منمحی هستند و هرچه در خارج پدید می‌آید، تجلی ذات در آینه اسماء است. در نهایت، برکات سکوت و پرهیز از حرف‌زدن‌های بیهوده به عنوان راهی برای رسیدن به استقامت درونی و درک ظهورات الهی مورد تأکید قرار می‌گیرد تا مخاطب دریابد چگونه باید از کثرت به وحدت بازگردد.

حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و نسبت آن با ذات و صفات پروردگار می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که آیا جعل، تنها منبعث از اسماء و صفات است یا ذات نیز در آن دخالت دارد. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های فلاسفه و عرفا، این نکته تبیین می‌شود که اسماء و صفات بدون اتکاء به ذات، استقلالی ندارند و در واقع، جعل چیزی جز نزول ذات در قالب تعینات و صفات نیست. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و ادبی، نشان می‌دهند که چگونه تمام ظهورات عالم در وحدت بالصرافه منمحی هستند و هرچه در خارج پدید می‌آید، تجلی ذات در آینه اسماء است. در نهایت، برکات سکوت و پرهیز از حرف‌زدن‌های بیهوده به عنوان راهی برای رسیدن به استقامت درونی و درک ظهورات الهی مورد تأکید قرار می‌گیرد تا مخاطب دریابد چگونه باید از کثرت به وحدت بازگردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی

6
  • عدم انعزال اوصاف و لوازم مقتضی ذات از ذات

  • اوصاف و لوازم مقتضی ذات منحاز و منعزل از ذات نیستند! این غیر از وصفی است که آن وصف عارض بر ذات می‌شود و آن را از ذات اعتبار می‌کنیم مثل: علم و قدرت، گرچه ذاتی است ولی ذاتی او با احدیت تفاوت می‌کند!

  • منظور از اسم «هو»

  • ذات پروردگار که همان مقام هوهویت است و منظور از «هو» هم فقط اشاره از باب ضیق خناق است والاّ اشاره به چه چیزی؟! شما «هو» را اشاره به چه کسی می‌کنید؟! «هو» کجاست؟! هو الحیُّ الذی لا یموت! او یعنی چه کسی؟! به کجا اشاره می‌کنیم؟! چرا [به جای او] این نمی‌گوییم؟! این الحیُّ الذی لا یموت! چرا آن را می‌گوییم؟! اینکه می‌گوییم: «هو» یعنی او نه این، این اشاره به ابتعاد از مقام ماده و مقام تفکر است نه‌اینکه ابتعاد واقعی از اصل تعیّن و تشخص باشد! آنچه که اشاره به «هو» می‌کنیم یعنی چون از ذهن ما بعید است، اوست.

  • یک وقتی بزرگی می‌فرمود: اگر مردم قدرت فهم داشتند... این مطلب برای بعد باشد.

  • این مقام «هو» که در آنجا داریم به آن اشاره می‌کنیم مثل: هو الحی الذی لا یموت و ﴿ٱللَهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾،1 ﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾،2 ﴿أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُ﴾3 اینکه به او، این نمی‌گوییم یعنی ما دور هستیم که او می‌گوییم، او که دور نیست، او این است! چون ما دور هستیم خدا برای خودش «هو» را انتخاب کرده است! اما به پیغمبر که «هو» نمی‌گوید بلکه می‌گوید: «هذا»! چون ما دور هستیم اگر بگوید: «هذا» قاطی می‌کنیم لذا با ما مماشات کرده است و اسم خودش را «هو» گذاشته است! با ما راه آمده و همراهی کرده است والاّ اگر بگوییم: «هذا» شروع به‌دنبال او گشتن می‌کنیم که «هذا» کجاست؟! اینکه نشد، این کتاب است! می‌گوید: «هو» و با «هو» سر آنهایی که ضدّ فلسفه و مخالف عرفان هستند یک شیره‌ای می‌مالد که تا ناف آنها می‌آید و می‌گویند: مقام «هو»، هو الله! ما کجا و آن وجود کجا؟! معلوم است دیگر، خدا در قرآن راست می‌گوید! این عرفا چه می‌گویند که همه چیز اوست؟! خودش می‌گوید: او، او یعنی از پشت آسمان‌ها و کهکشان‌ها رد بشویم و از این دنیا بگذریم و از مثال و ملکوت هم بگذریم و به یک جایی برسیم که اصلاً چشم نتواند ببیند، اسم آن را «هو» گذاشتیم! حالا دیگر خیالمان راحت شد، این خدا خدای خوبی است که اصلاً هیچ ارتباطی با ما ندارد و هیچ‌گونه تماسی با ما ندارد و فقط در عالم توهم و تخیل صورتی از او بر دیوار ذهن ما نقش بسته است! فقط همین، بیش از این نمی‌فهمیم! اما اگر فهم داشتیم می‌گفتیم: این! آقای حداد که مهر را برمی‌دارد و می‌گوید: اگر مهر را بردارید این خداست، «هو» را به «هذا» تبدیل کرده است! آن «هو» را در دستش آورده است و ـ البته به همین راحتی هم در دست نمی‌آید، یک کمی کار دارد! ـ گفته است: هان! این مهر را از او بگیر و این نقش را از او بگیر، «هو» تبدیل به «هذا» و این شد! خیلی هم روشن است و می‌شود البته از لحاظ بیان می‌شود آن را راحت کرد.

    1. . سوره بقره (2) آیه 255:
      «خدای یکتاست که جز او خدایی نیست، زنده و پاینده است.» (محقق)
    2. . سوره حدید (57) آیه 5. معادشناسی، ج 9، ص 61:
      «اختصاص به خدا دارد حکمرانى و سلطنت آسمان‌ها و زمین.»‌
    3. . سوره زمر (39) آیه 3. مطلع انوار، ج 10، ص 408:
      «و دین و آیین بدون شائبۀ شرک و دخالت غیر، فقط در انحصار خداست‌.»
/