اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود

تحلیل تفاوت جعل بسیط و مرکب در تصور و تصدیق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت تعلق جعل و افاضه به ماهیت و وجود می‌پردازند. بحث با تفکیک میان جعل بسیط و جعل مرکب آغاز می‌شود؛ جایی که جعل بسیط به نفس تحقق شیء در خارج اشاره دارد و جعل مرکب به عروض حالات و اوصاف بر موضوع می‌پردازد. در ادامه، این مبحث به حوزه ذهن و قوای ادراکی کشیده می‌شود تا روشن گردد که چگونه تصورات و تصدیقات انسان، حتی در مواردی که خارج از اختیار و اراده او هستند، نیازمند جاعل و فاعل می‌باشند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که جعل را صرفاً به صیرورت و اتصاف محدود می‌کنند، به بررسی نقش خلاقیت ذهن و تأثیر ملکات نفسانی در پیدایش خطورات و توهمات می‌پردازند. در نهایت، تفاوت میان لحاظ آلی و استقلالی در تصدیق و نحوه تحقق اراده الهی در عالم هستی مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا جایگاه دقیق جعل در نظام علّی تبیین شود.

جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود

2
  • آثار خلاقیت ذهن

  • در تصور، نفس تصور شیء در ذهن احتیاجی به جعل دارد تا فردِ عاقل و انسان یک امر و یک شیئی را در ذهن تصور نکند آن شیء در ذهن حاصل نمی‌شود. حالا بعضی از این تصوراتش بِتأملِ و الإرادة است و بعضی از این تصوراتش بدون تأمل است یعنی خود نفس آن صورت را در ذهن برای خودش به‌وجود می‌آورد بدون اینکه خود انسان در مقام تعقل و تفکر مُنشیء و جاعل این نفس تصور باشد. خود ذهن جهت خلاقیت دارد. تمام این توهمات و تخیلاتی که برای انسان حاصل می‌شود و انسان در ایجاد او نقشی در خودش نمی‌بیند همۀ اینها مخلوق خود ذهن است یعنی آن خلاقیت ذهن است که این تصور را برای انسان ایجاد می‌کند و این خلاقیت ناشی می‌شود از یک سری علل و عواملی، غرایزی، ملکاتی، اموری که انسان در روز با آنها سروکار دارد و امور مکنونه و مخفیۀ در نفس که انسان از آنها اطلاع ندارد.

  • بسیاری از تصورات یا تصدیقات انسان خارج از اختیار و ارادۀ او

  • وقتی که یک نفر نشسته هزار نوع برای او خطورات پیدا می‌شود. ممکن است خطورات صالحه باشد و ممکن است خطورات خبیثه باشد. اگر خطورات صالحه باشد از ملکات او ناشی می‌شود و اگر خطورات خبیثه باشد انسان باید به‌دنبال این بگردد که چه نقصی دارد که بدون اینکه توجه کرده باشد ذهن او آمده مشغول خلاقیت شده و این خطورات را برای او به‌وجود آورده است. کسی که در مقام اخلاص هست یک نوع خطوراتی دارد و کسی که در مقام مخلصین هست یک نوع خطوراتی دارد. اگر همین شخص در مقام اخلاص باشد ممکن است خطورات او آمیخته با شهوات و با تعدّی‌ها باشد و با آن اموری که برای او موجب ضعف و وهم و نقص در ارتباط با خودش و دیگران تلقی بشود باشد و همۀ اینها به‌واسطۀ آن ملکات و غرایزی است که در نفس او منطوی هست و آن غرایز بدون اینکه این کار انجام بدهد خودش مشغول ذهنیات است. مثلاً شما با یکی دعوا دارید، بدون اینکه خودتان متوجه باشید یک‌دفعه می‌بینید نیم ساعت ذهن شما دائماً مشغول نقشه‌کشی بود که اگر آن را که در ذهنتان نقش بسته است از تصورات و تصدیقات بخواهید به رشتۀ تحریر بیاورید یک طوماری از اینجا تا نزدیک منزلتان کشیده می‌شود! این‌قدر این توهمات و تخیلات آمده درحالی‌که یک‌دفعه متوجه می‌شوید و می‌بینید اعصابتان خراب شده و رنگتان برافروخته شده و اوضاعتان به‌هم ریخته و هیچ‌کدام از اینها در اختیار شما نبوده است! درحالی‌که یک‌قدری به خودتان فکر می‌کنید ـ هان! این مقام اخلاص می‌شود ـ و اطراف و جوانب را بررسی می‌کنید می‌بینید اصلاً جای این توهمات و تخیلات نبود و اصلاً اشتباه فکر می‌کردید و این بیچاره هم این‌قدر تقصیر نداشت که شما این‌قدر برای او نقشه کشیدید! تمام این نقشه‌ها در عالم ذهن نسبت به او [کشیده شده] که پدرش را درمی‌آورم، ببینید چه کارش می‌کنم، اگر این را گفت آن را می‌گویم و اگر این را گفت این جواب را می‌دهم. جواب‌ها را یکی‌یکی در ذهنتان آماده می‌کنید برای اینکه در روز مبادا اگر یک حرفی شد [چیزی داشته باشید تا جواب بدهید]! یک ساعت از وقت خودتان را این ذهن مشغول خلاقیت به امور خبیثه بوده است و غیر از خرد شدن اعصابتان و ازبین رفتن وقتتان هیچ نتیجۀ خارجی و هیچ جهتی برای شما نداشته است. این برای این است که هنوز در نفس ما [این مسائل اصلاح نشده است]. اینها اموری نیست که احتیاج به جاعل نداشته باشد تمام اینها جاعل می‌خواهد. هر تصور و تخیل و توهمی که در ذهن می‌آید احتیاج به جاعل و فاعل دارد که آن را در ذهن ایجاد ‌کند یا آن فاعل با تعمل و تأمل پیدا می‌شود که شما بنشینید فکر کنید و برای این مسئله یک برنامه‌ای در ذهنتان بیاورید و مقدماتی و تصور و تصدیق‌هایی می‌چینید و بعد می‌گویید که اگر من وارد منزل فلانی شدم طبعاً این سؤال‌ها را از من خواهد کرد و من درمقابل این سؤال‌ها این پاسخ‌ها را خواهم داد. این با تأمل و تعمل فکری یا عقلانی می‌شود. حالا یا این صحیح است یا باطل است به آن کار نداریم ولی این در اینجا عن روّیةٍ و عن تَعملٍ عَقلیٍ یا نفسانیتاً این مسئله در خارج یعنی در نفس در اینجا ظهور پیدا کرده است ولی بسیاری از تصورات ما یا تصدیقات ما خارج از اختیار و ارادۀ ما است.